شواهد متعددی وجود دارند که حاکی از تغییر اقلیم هستند. رحیم زاده یکی از پیامدهای تغییر اقلیم و گرمایش جهانی را بالا آمدن سطح آبهای آزاد می داند که علت عمده آن ذوب شدن بخشی از برف و یخ عرضهای جغرافیایی بالا و انبساط آبها است.
وی همچنین تغییرات اقلیم را سبب تغییر در اکولوژی اقیانوس ها برمی شمارد، زیرا پلانکتون ها به تبادل حرارت بین سطح اقیانوس ها و جو و پوشش ابر حساسند. تغییر اقلیم همچنین الگوهای کشاورزی را برهم می زند.
رحیم زاده عنوان می کند که تحقیقات نشان داده اند با زیادتر شدن مقدار CO2 بیشترین گرما در نواحی قطبی بروز خواهد کرد و چون یخچال ها و یخهای شناور ضامن پایداری قطب هستند، تغییر آب و هوا در مناطق قطبی می تواند توازن وزنی توده های یخی را تغییر دهد و سبب ایجاد تغییراتی در میزان ارتفاع آب اقیانوس ها شود که دارای اثرات بالقوه جهانی خواهد بود.
وی می افزاید: آب شدن یخهای شناور قطب باعث بالا آمدن محسوس سطح آب دریاها نمی شود، اما ذوب شدن آنها بر اثر تغییرات آب و هوا ممکن است باعث ازدیاد خروج صفحات یخ از توده های یخ قاره ای شود.
توازن وزنی توده های یخی قاره ای نیز بر تغییرات بارندگی و تبخیر اثر دارد. دمای بالا باعث تبخیر و نیز ذوب شدن بیشتر یخها در مناطق ساحلی می شود که ازدیاد رطوبت اتمسفر به بارندگی بیشتر کمک می کند.
وی معتقد است هر اتفاقی در هر گوشه ای از اتمسفر می تواند باعث تغییر در گوشه ای دیگر شود، زیرا جو دارای گردش عمومی است ، که می تواند این اتفاق را به وجود آورد. رحیم زاده می افزاید رطوبت زیاد در جو برای سیستم های بارش ، منابع آبی زیادتر از حدی را تولید می کند که بسیاری از وقایع مانند طوفان های رعد و برق و بارندگی های فراحاره ای یا طوفان های برف به دلیل همین رطوبت قابل دسترس بیش از حد است.
به عقیده او نمی توان این واقعیت را انکار کرد که زمین درحال حاضر دچار نوعی تغییر اقلیم شده است که پایان دادن به آن محتاج صدها سال سرمایه گذاری است.
کشورهای توسعه یافته ظلم می کنند
امروزه به این باور رسیده ایم که عوامل و پارامترهای متنوعی در تغییرات آب و هوایی موثرند، اما آن چیزی که نهادهای بین المللی بدان اهمیت می دهند، تولید و انتشار گاز دی اکسید کربن است ، زیرا بخش اعظم سوختهای فسیلی تبدیل به این گاز می شود.
باید توجه داشت که تا سال 1980 بیش از 80 درصد تولید CO2 در اثر مصرف بی رویه کشورهای اروپای شمالی - امریکا و ژاپن وارد محیط شده است و طی این مدت سهم بسیار ناچیزی به مجموعه کشورهای جهان سوم تعلق داشته است.
موقعی به اهمیت کار پی می بریم که متوجه می شویم کشورهای پیشرفته صنعتی برآنند تا برای کشورهای تولیدکننده نفت مالیات بر کربن تعیین نمایند و نیز برای کشورها سهمیه تولید گاز CO2 منظور کنند.
دکتر صداقت کردار عنوان می کند که کشورهای توسعه یافته براساس مواد کنوانسیون ریو موظف به کاهش تولید گاز CO2 و رساندن غلظت آن به سطح سال 1990 هستند.
اکثر این کشورها برای تحقق این امر کارخانه های باشدت آلودگی زایی بسیار بالا را به کشورهای در حال توسعه انتقال می دهند و در ضمن می کوشند از فناوری های پیشرفته با راندمان بسیار بالا و انرژی های جایگزین شونده چون باد، جزر و مد و خورشید در کارخانه های تولیدی خود استفاده کنند.
به عقیده وی نتیجه اقدامات و سیاست های آینده کشورهای توسعه یافته قطعا به نفع کشورهای در حال توسعه نخواهد بود و این وضعیت ما را بر آن می دارد که علاوه بر آن که مساله تغییر اقلیم را در همه ابعاد مورد بررسی قرار دهیم و نسبت به اندازه گیری و کنترل غلظت گازهای گلخانه ای و دیگر موارد موثر در این تغییر کوشش شایان توجهی مبذول داریم.