در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیش از هر سخنی باید اشارهای کنم به طرح درخشان و زیبای روی جلد که توسط فرزاد ادیبی طراحی شده و بهزعم من علاوه بر پیوند جالبی که با عنوان کتاب دارد، توانسته است ماهیت تفکر شاعر را تا حدود زیادی نمایان سازد.
اغلب شعرهای این مجموعه با زبانی ساده و نیرویی شگفت، مخاطب را به جهان تازهای پیوند میزند. اجرای سالم و نگاه نافذ شاعر با اندیشهای پویا در شعرها جاری است. موتیفها در شعرهای عباسی، آنقدر متنوع و جامع هستند که در قرائت آثار این مجموعه لذت نابی را تجربه میکنیم؛ گاه این سادگی آمیخته با مسائل انسانی به توازن میرسد و همین قاعده آنقدر در شاعر درونی میشود که ماهیت استعاری و زیربنای شعرها تعالی اندیشه و شگردهای شاعر را به نمایش میگذارد.
تفنگها سکوت میکنند / و سربازان به همسرانشان نامه مینویسند / بزودی بازخواهند گشت (ص13)
شاعر با درایت از کلمات کار میکشد و تمرکز و وسواس او هیچ شائبهای برای احساس سستی و کسالت نسبت به شعرها در مخاطب حرفهای شعر باقی نمیگذارد. سوژهها و ایدههای امروزی در مجموعه به فراخور نیازهای اجتماعی و ماهیت آن به کار گرفته میشوند... و نگاه انسانی و انزجار از جنگ و توجه به انسانی که زیر بار زندگی مدرن قامتش خم میشود از تیررس نگاه شاعر دور نمیماند. این مکانیزم و فرآیند مهم شاکله حقیقی و مورد نظر شاعر است که اغلب شعرها بر حول چنین محوری میچرخند. باید بپذیریم شعر زمانه ما تغییر کرده و شعری که نتواند بار مسوولیت مسائل روز را بر گردههای خویش بکشد، دچار تاریخ مصرف شده و از یادها خواهد گریخت چون ذات و بنیان هنر واکاوی مسائل اجتماعی است و مولف بخوبی به این جریان اشراف دارد و سعی میکند رویکرد دقیقی به حساسیتها داشته باشد یا به تعبیر دیگری در میدان مین پیادهروی کند.
بنبستها / راه به جایی نمیبرند / شبیه جامعهای که به دلایلی / پنجرههایش را باید بست / چشمهایش را باید بست / و کتابهایش را... میتوانیم / دیوارها را تعمیر کنیم / برای آویختن تفنگ / و چسباندن عکسهای یادگاری (ص14)
نکته: اغلب شعرهای علیرضا عباسی با زبانی ساده و نیرویی شگفت مخاطب را به جهان تازهای پیوند میزند و او با درایت از کلمات کار میکشد و تمرکز و وسواسش هیچ شائبهای برای احساس سستی و کسالت نسبت به شعرها در مخاطب حرفهای شعر باقی نمیگذارد
از دیگر عناصر مهم این مجموعه میتوان به بار عاطفی سرودهها اشاره کرد. توجه به مسائلی چون جنگ و آغشتن آنها به مسائل اجتماعی و از طرفی ایجاد انطباق در اینگونه شعرها با رویکردهای رمانتیسمی جزو نقاط قوت و موفق این کتاب به شمار میرود.
شعرها به لحاظ ساختاری بینقص بوده و زیربنای عمومی آنها با تعابیر عامیانه و روزمره شکل میگیرد. به عنوان مثال در صفحه 33 با شعری مواجهیم که شاعر بخوبی میداند چگونه مخاطبش را غافلگیر کند این صراحت و کنایه در لحن و معنا و به چالش کشیدن تقابلها همچنان توانایی شاعر را به رخ میکشد: شاید زنبورها احساس کنند / گل سر کوچکت را / در جیب پیراهنم
یا در شعر دیگری شاعر معنای مورد نظر خویش را گویی از اعماق دریایی متلاطم بیرون میکشد. این ذکاوت و توانمندی قابل تقدیر است و حس زیباییشناختی مخاطب را برمیانگیزد و این رویکرد مدرن و مبالغهآمیز دچار تاویل و خوانشهای متعدد و پی در پی از متن میشود:
هر بار که دستم را میفشاری/ پرنده دیگری آزاد میشود / و ماهی کوچکی به دریا برمیگردد (ص68)
کافکا میگوید: «نوشتن، بیرون آمدن از صف مردگان است» با این تعبیر زیبا باید اذعان کرد عباسی شاعر واگویهها و لحظات زیبا نیست، او با شکار مضامین نو میخواهد دست به اتفاقی تازه بزند حتی در شعرهای عاشقانه او نیز شاهد یک سرخوردگی انسانی هستیم. تردید و اضطرابی که شاعر را از درون میکاود در سرودههایش رخ نموده و نوجویی معنایی بخوبی در لایههای زبان رسوب میکند و تعادل بین محتوا و فرم رعایت میشود و گویی شاعر بر لبه تیغ حرکت میکند، زیرا افراط در محتوا متن را گزافهگو و مبتذل خواهد کرد و افراط در فرم، زیبایی کار و انسجام اثر را به خطر خواهد انداخت. عباسی با رویکردی منطقی و گذرا به مسائل چشم میدوزد و آنها را به زیبایی میسراید مانند این نمونه که نام سرهنگ قذافی را در ذهن انسان زنده میکند:
با چشم باز / روی مورچهها پا گذاشت / جامعه کارگری به هم ریخت / چشم که بست / مورچههای کارگر / استخوانهایش را به لانه بردند (ص11)
همیشه یک صدای ناگهانی / پرنده را از درخت دور میکند / از زمین که پر از حرفهای ناتمام است
/... میرسم هر روز / در چشمهایت / و مرزها را میبندم / با پلکهای خسته / گونهات را پاک کن...نظیر این شعرها و این نگاه در مجموعه حاضر بسیارند. در ادامه باید بگویم «پروانهای از متن خارج میشود» ماحصل زندگی شهری و زندگی واقعی انسان مدرن است و شاعر در این مجموعه مسائل پیرامونش را از طریق تعمیم به گستره معنایی شعر به ساحت تازهای میبرد. علیرضا عباسی بیشک انتظار مخاطبان آگاه را با چنین ظرافتهایی بالا برده و باید چشم بدوزیم به فردا و روزهایی که شاعر کدام پنجره بسته را به روی ادبیات این سرزمین خواهد گشود.
حامد رحمتی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: