در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به نتایج انتخابات روسیه علل اقتصادی عمدهای که موجب کاهش آرای حزب روسیه واحد شد چیست؟
شاید بتوان مهمترین دلیل این کاهش آرا را در وضعیت اقتصادی روسیه دید. انتظار مردم روسیه از پوتین این بود در 4 سالی که وی نخستوزیر بود وضعیت اقتصادی کشور بهتر شود؛ اما با وجود اینکه قیمت نفت وگاز افزایش پیدا کرده بود وضعیت اقتصادی روسیه بهبود پیدا نکرد و حتی میتوان گفت بدتر از 4 سال قبل شده است. دلیل اصلی آن هم بیشتر ناکارآمدی اقتصادی در روسیه امروز است. به گونهای که هزینه سرمایهگذاری بالا، بازده سرمایه کم و امید به آینده نیز کم شده است. لذا به خاطر سیاستهای دولت سرمایهگذاران و سرمایهها از کشور فرار میکنند. طبق آمار رسمی بانک مرکزی در 18 ماه گذشته بیش از 60 میلیارد دلار از روسیه خارج شده است. در این بین هر چند روسیه ذخایر ارزی بالایی دارد و چهارمین کشور دنیا در این حوزه و دارای 500 میلیارد دلار ذخیره ارزی است، اما این سیستم نتوانسته خود را با اقتصاد دنیا همگام کند و از چین نیز بسیار عقبتر است.
عوامل سیاسی این اتفاق را چه میدانید؟
جابهجایی قدرتی که اعلام شد و اینکه مدودف یکباره اعلام کرد در دور آینده از نامزدی پوتین در انتخابات ریاست جمهوری حمایت میکند در واقع آب سردی بود که روی امیدهای مخالفان پوتین ریخته شد. در حالی که آنها انتظار داشتند با توجه به اینکه روسیه کشوری پهناور با 140 میلیون جمعیت و نخبگانی متعدد است جابهجایی قدرت فراهم شود و گردش نخبگان در روسیه تحقق یابد، اما این کار صورت نگرفت. از سال 2000 تاکنون فقط تیم سنپترزبورگ در این کشور مسوولیت را به عهده داشته و با اصلاح قانون اساسی و افزایش دوره ریاست جمهوری به 6 سال، تا سال 2024 بتوانند در قدرت باقی بمانند و اینمساله موجب بروز مخالفتهای زیادی شد.
مخالفان تصور میکردند در 12 سال آینده نیز باید تیم پوتین را تحمل کنند امری که اعتراضهای زیادی را در پی داشته است. چنان که گروههای ملیگرا، کمونیستی و غربگرا در تظاهراتها شرکت میکنند و در هر سه طیف هم نوعی نارضایتی وجود دارد. این خود از دلایلی بود که مردم به حزب روسیه واحد کمتر رای دادند و این حزب با از دستدادن 77 کرسی راه را بر قدرت گرفتن احزابی مانند حزب روسیه عادل و حزب کمونیست ـ که هر دو هم حزب مخالف هستند ـ هموار کرد.
توان تاثیرگذاری حزب روسیه عادل در شرایط کنونی چقدر است؟
حزب روسیه عادل به رهبری میرونف (که در اردیبهشت از ریاست سنا مجبور به کنارهگیری شد) و رائی که این حزب نیز آورده نشاندهنده این است که مخالفان پوتین آرای خود را به سمت روسیه عادل و حزب کمونیست سوق دادهاند، نه احزاب راستگرا.
این مساله چه ارتباطی به کاهش آرای حزب روسیه واحد دارد؟
یکی از دلایل افزایش آرای حزب کمونیست روسیه ناشی از آن است که بیشتر مخالفان حزب روسیه واحد آرایشان را به سمت حزب کمونیست بردهاند. در این بین هرچند هواداران حزب کمونیست روسیه به طور سنتی افرادی سنبالا و کسانی هستند که در رویای شوروی سابق بوده و منتقد سیاست نزدیک شدن روسیه به غرب هستند ولی در انتخابات این دوره مشخصا افرادی که به طور سنتی به روسیه واحد رای میدادند، آرایشان را به سمت کمونیستها بردهاند.
تظاهراتهای پس از انتخابات با طرح وقوع تقلب چه پیامی دارد؟
باید توجه داشت تظاهراتهای اخیر در روسیه زنگ خطری برای حزب روسیه واحد بود، اما رسانههای گروهی غرب هم تلاش در بزرگنمایی آن داشتند. آنها به گونهای رفتار میکردند که گویا تقلبی بزرگ در روسیه رخ داده است. در حالی که واقعیت آن است که چنین تقلب بزرگی نبوده و از نگاه سازمانهای بیطرف ناظر تقلب محدودی رخ داده است، اما آنقدر وسیع نبوده است که نتایج را تحت تاثیر قرار دهد. ضمن اینکه فاصله حزب اول یا حزب روسیه واحد با 238 کرسی با حزب کمونیست که 90 کرسی کسب کرد بیش از 2 برابر است. یعنی چنین تقلب بزرگی نمیتواند شکل گیرد. نکته دیگر آن که نظرسنجیها هم تقریبا نتایج 4 حزب واردشده به پارلمان را تایید میکنند. مشکل نظام انتخاباتی روسیه آن است که اجازه نداد مخالفان وارد بازی رقابت شوند و 7 حزب مخالف نتوانستند در انتخابات به نتایجی دست یابند. مثلا اگر به حزب جبهه آزادی مردم به رهبری کاسیانف (نخست وزیر سابق در دوران قبلی پوتین) یا آقای نمتسف اجازه شرکت در رقابت انتخاباتی داده میشد فضای انتخابات شفافتر و آزادتر و قطعا انتقادها هم کمتر بود.
این اعتراضها چه تاثیری میتواند در انتخابات ریاست جمهوری آینده روسیه داشته باشد؟
طبیعتا کاهش شدید آرای حزب روسیه واحد پیام واضحی به پوتین داد که همانگونه که در دوره قبل و در انتخابات سال 2004 وی برنده شد و توانست زیگانف را شکست داده و بار دوم رئیسجمهور روسیه شود، این بار به سادگی بار اول نیست و رقابت آینده در روسیه جدیتر خواهد بود. در این بین باید دید آیا اجازه یک رقابت همهجانبه در روسیه داده میشود یا خیر.
اکنون جبهه آزادی مردم تصمیم دارد کاسیانف، نمتسف یا ولادیمیر ریشکوف را رقیب جدی پوتین کند. یعنی در 4 اسفند امسال در انتخابات ریاست جمهوری رقابتی جدیتر نسبت به دورههای قبلی را حتی در مقایسه با دوران یلتسین شاهد خواهیم بود. از طرف دیگر نیز میرونف، رهبر حزب روسیه عادل با توجه به رای بالا و کسب 64 کرسی در پارلمان خود را نامزد ریاست جمهوری اعلام کرده است. میرونف قبلا از یاران نزدیک پوتین بود و نزدیک 10 سال ریاست سنا را داشت، اما از اردیبهشت امسال بر سر برکناری شهردار سن پترزبورگ مغضوب پوتین شد. وی اکنون شانس خوبی در انتخابات آتی دارد. علاوه بر این زیگانوف هم به طور سنتی در هر دوره خود را نامزد ریاست جمهوری میکند. به هر حال این نامزدها موقعیت پوتین را در شرایط دشوارتری قرار میدهند، اما با این وجود تمام پیشبینیها آن است که پوتین حداقل در این دوره انتخابات برنده در روسیه خواهد بود.
وضعیت کنونی ملیگرایان روسیه چگونه است؟
بهشتیپور: انتظار مردم روسیه از پوتین این بود که در 4 سالی که وی نخستوزیر بود وضعیت اقتصادی کشور بهتر شود؛ اما با وجود اینکه قیمت نفت وگاز افزایش پیدا کرده بود وضعیت اقتصادی روسیه بهبود نیافت و حتی میتوان گفت بدتر از 4 سال قبل شده است
ملیگرایان روسیه به 2 دسته تقسیم میشوند. ملیگرایان میانهرو که عمدتا در حزب لیبرال دموکرات ژیرنفسکی (که نه لیبرال است ونه دموکرات بلکه بیشتر ملیگرای راست میانه است) گرد آمدهاند. ژیرنفسکی طرفداران ملیگرایی که به دولت نزدیک هستند را پوشش میدهد. وی با پوتین همکاری میکند. جدا از این حزب میهنپرستان روسیه با رهبری گنادی سیمیگین شعارهایی ناسیونالیستی اما غیرافراطی سر میدهد و همچنین نزدیک به گروههایی افراطی است. در این حال گروههای افراطی چون خود تشکل گسترده ندارند، تلاش کردهاند تا به حزب میهنپرستان رای دهند، اما این حزب هم (97/0 درصد آرا در تمام روسیه را به دست آورد) آرای قابل توجهی کسب نکرد. این امر خود نشان از ناتوانی این گروه در صحنه سیاسی روسیه است.
جریانها و اندیشههای ملیگرا چه تاثیری در انتخابات آینده دارند؟
در روسیه کنونی جریان ملیگرایی به آن معنی که دنبال احیای اقتدار روسیه در دوران روسیه تزاری و شوروی سابق باشد در حزب لیبرال دموکرات، حزب میهنپرستان روسیه و حزب آرمان درست دیده میشود. در این بین، این گرایش در بخشهایی از حزب روسیه واحد هم دیده میشود. بنابراین طیفی که اکنون منتقد سیاست نزدیک شدن به غرب هستند در بدنه جامعه روسیه وجود دارد. به همین دلیل است که پوتین با فاصلهگرفتن از غرب یا طرح شعار مخالف باغرب به دنبال آن است تا حدودی بخشی از جامعه که منتقد غرب و به دنبال تاکید بر احیای اقتدار روسیه تزاری یا بلشویکی هستند را به خود جلب کند و در انتخابات آینده برنده شود.
آیا ممکن است جبهه واحدی از غربگرایان، کمونیستها و... در برابر روسیه واحد و پوتین شکل گیرد؟
ممکن است احزابی در ضدیت پوتین با هم متحد شوند، اما وزن آنها هنوز به حدی نیست که بتوانند پوتین را شکست دهند. یعنی اینکه هر چند ممکن است حزب کمونیست، روسیه عادل و احزاب غربگرا مانند حزب جبهه آزادی و... بر سر رفتن پوتین باهم متحد شوند، اما وزن آنچنانی ندارند تا بتوانند پوتین را شکست دهند.
در صورت ریاست جمهوری دوباره پوتین وضعیت مدودف چگونه خواهد شد؟
یکی از مشکلاتی که ناخشنودی مخالفان پوتین را سبب شده همین است. پوتین اعلام کرده است که اگر وی رئیسجمهور شود مدودف را نخستوزیر خواهد کرد. یعنی دقیقا جابهجایی مهرهها در قدرت صورت میگیرد. یعنی آنگونه طراحی کردهاند در صورتی که پوتین در اردیبهشت آینده (که انتقال قدرت صورت میگیرد) رئیسجمهور شود، مدودف را به عنوان نخست وزیر به پارلمان معرفی کند.
آیا میتوان سناریوهای غیرمنتظرهای را برای آینده روسیه در نظر گرفت؟
این امر بعید است. غربیها دوست دارند اینگونه شود و مایل نیستند پوتین دوباره به قدرت برسد، اما نکته قابل توجه این است که اخیرا لحن پوتین و مدودف با غرب و اتحادیه اروپا تند شده است. چنانچه مدودف در اجلاس مشترک با اتحادیه اروپا به روشنی اعلام کرد اتحادیه اروپا مشکلات خود را حل کند، نه روسیه را. در این حال این انتقادها از غرب به گونهای شده است که نشاندهنده حاکم شدن دورانی جدید از صلح سرد در مناسبات آمریکا و روسیه است و به نظر میرسد اگر پوتین رئیسجمهور شود این موضوع هم تشدید شود.
یعنی به نوعی سیاست خارجی روسیه تغییر کند؟
تاحدی بله. ظاهرا سیاست خارجی روسیه به سمت
2 محور در حال پیشرفتن است. نخست احیای شوروی سابق در چارچوب آنچه نام آن را اتحادیه اوراسیا گذاشتهاند. یعنی پوتین طرحی داده است که 12 کشور شوروی سابق (جدا از 3 کشور جمهوری بالتیک که عضو اتحادیه اروپا شدهاند) اتحادیهای شبیه اتحادیه اروپا تشکیل دهند و کمکم مرزها را باز کنند و پول واحد به وجود آورند؛ امری که در اولویت قرارگرفته است. از طرف دیگر هم در چارچوب سازمان شانگهای دنبال عضویت ایران هستند. روسها میگویند عضویت ایران در شانگهای مشکلی ندارد. همچنین آنها تمایل دارند افغانستان هم عضو سازمان شانگهای شود. در این راستا روسها اگر بتوانند تفاهمی بین چین و هند ایجاد کنند شاید در چارچوب شانگهای وزن و تاثیرگذاری خود را در برابر غرب افزایش دهند.
فعلا روسها به دلیل محدودیت امکانات خود امکان بازی در برابر غرب را ندارند و تنها در 2 حوزه شورای امنیت به دلیل حق وتو و در حوزه نظامی به دلیل برخورداری از سلاح هستهای تا حدی امکان مانور دارند. اما در حوزه اقتصادی و تاثیرگذاری در حوزه سیاسی بازیگر اصلی نیستند. لذا به دنبال تغییر میدان بازی به سمت شرق هستند تا تحولی اساسی در میزان تاثیرگذاری و موقعیت خود در عرصه بینالمللی را به وجود آورند.
علی رمضانی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: