در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سالهاست که کارشناسان و دیدهبانهای جنگل از صحنه تخریب جنگلها عکس و فیلم میگیرند و مدتهاست که زمینخواران در جنگلهای شمال چنبره زدهاند و زهر چشم گرفتنهای بیاثر مقامات و مسوولان حتی برای لحظهای پای آنها را سست نکرده است.
چه کسی است که بوی تعفن زبالههای کرمگذاشته در جنگلهای عباسآباد را حتی از روی عکسهای آن حس نکند؟
مرگ جنگلبانهایی که به دست قاچاقچیان چوب کشته شدند، مگر فراموششدنی است؟
حالا میشود گفت که در کشور قاچاق چوب نداریم یا میشود ادعا کرد که هیچ بخشی از جنگل به ویلاسازها و کارخانهداران و راهسازها داده نمیشود؟ تا به حال که مرجع ملی جنگل نداشتیم کارشناسان و دوستداران طبیعت که هرازگاهی گذرشان به جنگل میافتاد، این خبرها را به رسانهها میرساندند، اما حالا که مرجع ملی داریم توقعمان این است که همه این حقایق را از زبان مرجع ملی بشنویم. باید آنچنان شفاف و دقیق و صادقانه آمار بدهد که مو لای درز حرفهایش نرود، او اصلا باید حوزه اطلاعرسانی جنگل را در قبضه خودش بگیرید و اعتمادها را آنچنان به سمت خودش جلب کند که دیگر هیچ کارشناس یا رسانهای به گمانهزنی روی نیاورد.
جنگلهای ایران بویژه جنگلهای شمال که میراث ارزشمند عهد باستانند، نه نیازی به کتمان حقایق دارند و نه احتیاجی به بزرگنمایی. جنگلهای شمال اگر میخواهند پابرجا بمانند و روز به روز پهناورتر شوند؛ با کتمان واقعیتها به مقصودشان نمیرسند؛ چون آنها فردی شجاع و مدبر میخواهند تا ققنوس ایدهآلها را از خاکستر حقایق و مشکلات بلند کند.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: