مبارزه نمادین با سلطه جهانی

از نخستین روزهای شکل گیری انقلاب اسلامی ، نظام جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با دولت امریکا، دورویه را اتخاذ کرد: یکی طرح شعار مرگ بر امریکا از سوی ملت ایران و دوم قطع رابطه دیپلماتیک با دولت امریکا
کد خبر: ۴۴۸۰
اتخاذ و استمرار این رویه برای ملت ما آثار و نتایج ارزنده ای به همراه داشت ، شعار مرگ بر امریکا سرخوردگی انباشته شده ناشی از ظلم و ستم و تحقیری را که سالیان دراز از ناحیه مستکبران جهان متوجه مردم ما شده بود، تخلیه می کرد و در نتیجه به نوعی باعث بازسازی غرور و عزت نفس از دست رفته ما در سطح ملی و تحقیر و شکست ابهت و هیمنه توخالی و خودساخته طرف مقابل می شد. قطع رابطه با امریکا نیز این نتیجه را به دنبال داشت که بسیاری از توطئه های دولت امریکا علیه نظام نوپای اسلامی ناکام ماند و بتدریج حلقه های وابستگی سیاسی نظام را - که مقدمه استقلال نظام در دیگر عرصه هاست - از هم گسست و زمینه را برای خودباوری و خوداتکایی ما فراهم کرد.اینها تنها آثار و نتایج داخلی این امر بود ؛ ولی کار به اینجا خاتمه نیافت و مرزهای دیگر کشورهای جهان ، بویژه مرزهای جهان اسلام را نیز در نوردید. البته در این عرصه ، استمرار این رویه ، دیگر سر دادن یک شعار سیاسی یا درپیش گرفتن یک رویه دیپلماتیک صرف نبود ؛ بلکه بتدریج شان و منزلتی نمادین به دست آورد و معنای دیگری یافت.امروز شعار "مرگ بر امریکا" و قطع رابطه دیپلماتیک نظام اسلامی با امریکا و پای فشردن بر آن ، ضمن اثبات پوشالی بودن ابهت و اقتدار استکبار جهانی ، نماد استقلال و آزادی برای ملتهای جهان ، بویژه برای ملتهای مسلمان شده است و چنان رابطه فشرده ای میان این دو به وجود آمده که ترک آن رویه منجر به از بین رفتن آن معنای امیدبخش می شود، پس تا زمانی که امریکا سیره استکباری خود را تغییر نداده است ، نباید از این شعار دست برداشت ؛ و اگر دست برداریم ، مطمئنا نظام استکباری قدرتی دوچندان می یابد و چنین وانمود می کند که قدرتی بی همتا و شکست ناپذیر است و دیگر کشورها چاره ای جز تمکین در مقابل او ندارند. پذیرش این امر نیز از سوی ملتها - با توجه به شکستهایی که دیگر ملتها در این زمینه در چند قرن اخیر خورده اند - دور از انتظار نیست.تا اینجای بحث را همه ما می دانستیم ؛ اما بحثی که شاید بسیاری از آن غفلت می کنند، این است که برای ما در پیش گرفتن این رویه چه ضرورتی دارد ؛به عبارت دیگر، با توجه به این که امروز دولت و ملت ما با مشکلات عدیده ای مواجه است ، آیا بهتر نیست جهان را به حال خود بگذاریم و اندیشه های بلندپروازانه را رها کنیم و همت خود را صرف امور خود کنیم؛پاسخ این است که اولا، تداوم این راه برای ما ضرورت شرعی و اسلامی دارد ؛ زیرا نظام ما نظامی اسلامی است و از این جهت رسالتی جهانی دارد و نمی تواند سر در لاک خود کند و به جهان اطراف خود و زشتیها و پلیدی هایی که در آن میگذرد، بیتوجه باشد.متاسفانه چندی است از سوی عده ای این رسالت نظام مورد مناقشه قرار گرفته است ؛ اما با توجه به این که قائل بودن چنین رسالتی برای نظام جمهوری اسلامی منافع آنی و نقدی دارد، چشم پوشی از آن به هیچ عنوان به صلاح ما نیست . از جمله آثار نقدی که بر این امر مترتب است ، دمیدن روح بلند و همت عالی به ملت ماست ؛ چیزی که مقدمه اصلی برداشتن گامهای بلند و تسریع حرکت نظام به سوی اهداف عالی خود است و تحمل مشکلات و مصایب راه را برای ما سهل و آسان می کند. آیا به سخره گرفتن این رسالت جهانی به دور از درایت و تدبیر نیست؛ثانیا، به لحاظ این که تداوم قطع رابطه با امریکا، میزان ضربه پذیری نظام اسلامی ما را کاهش می دهد، به طور مستقیم در تامین منافع ملی ما اثر می گذارد و به همین علت تداوم آن برای ما الزامی است.توضیح این که جهان امروز، جهانی بسیار درهم تنیده است ؛ به طوری که سرنوشت همه کشورها به یکدیگر گره خورده است ؛از این رو تداوم استقلال و آزادی یک کشور، در جهانی که خوی وابستگی و استبداد در آن حاکمیت دارد، غیر ممکن و یا اگر ممکن باشد، بسیار دشوار است . همان طوری که حاکمیت فرهنگ وابستگی و استبداد در سطح جهان ، برای کسانی که از آن سود می جویند، منافع اساسی دارد و باعث می گردد جنبشهای مستقل و آزاد منزوی گردیده و به شکست انجامند، حاکمیت فرهنگ استقلال و آزادی نیز باعث می شود مستکبران در جهان جایی نداشته باشند ؛ و این برای نظام مستقل ما بسیار اهمیت دارد، امروز سهولت تداوم استقلال و آزادی ما بسیار متاثر از میزان رشد استقلال طلبی و آزادیخواهی ملتهای دیگر است و هر قدر روح و فرهنگ استقلال طلبی و آزادیخواهی در جهان بیشتر قوام و گسترش یابد، به همان میزان ما بیشتر از غربت و تنهایی خارج می شویم و طی طریق برای ما سهل تر می شود. این امر با مروری کوتاه و گذرا بر آنچه در بیست سال گذشته بر ما و دیگر کشورهای اسلامی و حتی کشورهای غیراسلامی گذشته است ، بسهولت قابل درک است. آیا ابراز مواضع مستقل نظام امروز سهلتر است یا در20 سال پیش ؛البته بخشی از این سهولت ، متاثر از قوام یافتن و تثبیت شدن ارکان نظام جمهوری اسلامی و دستیابی نظام به تجارب ارزنده در زمینه های داخلی و بین المللی است ؛ اما مطمئنا بخشی از آن نیز متاثر از رشد روح استقلال طلبی و آزادیخواهی است که در جهان - بویژه در جهان اسلام - به وجود آمده است و باعث شده نظام اسلامی از حمایتی جهانی برخوردار شود و دیگر احساس تنهایی و غربت نکند. البته منظور از این که می گوییم نظام ما هم اکنون از غربت و تنهایی کمتر رنج می برد، این نیست که ما حامیانی اصیل در میان دولتمردان جهان به دست آورده ایم - که البته این گونه نیز هست - بلکه منظور این است که نظام اسلامی امروز به خاطر همان استقلال و آزادی ای که از آن برخوردار است ، جایگاه رفیعی نزد اذهان عمومی جهان به دست آورده است و حتی این جایگاه رفیع باعث شده است برای ملتها و دیگر دولتها، ارتباط و قطع ارتباط با نظام جمهوری اسلامی، معیار تشخیص استقلال و عدم استقلال دولتها شود.بنابراین اگر امروز استمرار "مرگ بر امریکا" گفتن ما و قطع ارتباط دیپلماتیک با امریکا، سختیها و مشکلات عظیمی را برای ملت عظیم الشان ما به وجود می آورد - که البته چنین تصوری کاملا باطل است و آثار سوء ترک این رویه بسیار بیشتر از استمرار آن است - باز به دلیل هویت اسلامی نظام و منافع نقدی که آثار جهانی آن برای ما دارد، لحظه ای نباید از آن غفلت کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها