این در حالی است که استرسهای شغلی و تحصیلی، نگرانی در مورد آینده خود یا فرزندان، اختلافات خانوادگی، مشکلات اقتصادی و در کل زندگی شهری امروزه به سمتی رفته است که بیشتر از قبل به صحبت کردن و مشاوره گرفتن احتیاج داریم. در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا در چنین مواقعی افراد و خانوادهها نیاز به روانپزشک یا مشاورههای روانشناسی را برای خود ضروری میدانند. به نظر میرسد در کشور ما و بخصوص در شهرهای بزرگ و شلوغی که دیگر خبری از خانوادههای گسترده قدیمی و اقوام دور و نزدیک نیست نیز این نیاز بیشتر از گذشته احساس میشود. ولی بسیاری از مردم بهرغم نگرانی و استرسهای فراوانی که دارند، حاضر به صحبت با یک روانپزشک و مشاور نیستند. از نظر آنها فرد باید حتما به مرز جنون و دیوانگی برسد یا فلان خصوصیت بارز اختلالات روانی را داشته باشد تا به روانپزشک مراجعه کند. حتی اگر خود فرد هم چنین نگرشی نداشته باشد، برخی باورها و نگرشهای حاکم در جامعه به او این اجازه را نمیدهد براحتی به مطب روانپزشک مراجعه کند. اینجاست که فرد اساسا هیچ وقت به روانپزشک و مشاوره مراجعه نمیکند و تمام اضطرابها و نگرانیها را در خودش میریزد یا مخفیانه و به دور از چشم بقیه با روانپزشک یا مشاور خود صحبت میکند. البته از آنجایی که از عمر تاسیس اولین مراکز مشاوره در ایران زمان زیادی نمیگذرد طبیعی است که مردم ما در برخورد با روانشناسان و مشاوران رویکرد و برخورد متفاوتی نسبت به کشورهایی که عمر خدمات روانشناسی در آنها طولانیتر است، داشته باشند. سال 1344 بود که دکتر سعید شاملو، بنیانگذار روانشناسی بالینی ایران اولین کلینیک مرکز مشاوره و راهنمایی در دانشگاه تهران را تأسیس کرد و بعدها بتدریج چنین مراکزی در دیگر دانشگاهها تأسیس شد.
آمار مراجعه به روانشناس
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، میانگین تعداد روانشناسان به ازای هر صد هزار نفر جمعیت در سال 2008 در کشورهای مختلف 15 نفر بوده است. در سال 2010 نیز برای کشور کانادا 47 روانشناس برای جمعیت 100 هزار نفری، در آمریکا به ازای هر 100 هزار نفر 40 روانشناس، در فرانسه به ازای هر100هزار نفر 33 روانشناس، در ایران به ازای هر 100 هزار نفر 6 روانشناس و در چین به ازای هر 200 هزار نفر یک روانشناس بوده است. این آمارها نشان میدهد هر چند انواع و اقسام کلاسهای روانشناسی و خودشناسی در شهرهای بزرگ مخصوصا تهران در حال رشد است، اما تعداد روانشناسان ایران به ازای هر 100 هزار نفر بسیار کمتر از میانگین جهانی است. در کانادا یک روانشناس برای 2 هزار و 127 نفر مشاوره میدهد. در آمریکا یک روانشناس برای هر 2500 نفر فعالیت میکند، در فرانسه یک روانشناس برای هر 3 هزار و 30 نفر و در ایران نیز یک روانشناس به ازای هر 15 هزار و 666 نفر فعالیت میکند. البته این مقایسه در حالی صورت میگیرد که بسیاری از فارغالتحصیلان رشتههای روانشناسی و مشاوره در کشور ما بیکار هستند. در واقع میتوان این تناقض را این طور تفسیر کرد که افزایش مراجعه مردم به روانشناسان و شرکت در کلاسهای مشاوره تنها در بین قشر خاصی از مردم روی داده است. بسیاری از افراد قشرهای پایینتر جامعه اساسا با مراجعه به مشاوره و روانشناس برای حل مشکلات زندگیشان بیگانه هستند. منیژه، خانم 40 سالهای است که در یکی از فروشگاههای شهر فروشندگی میکند. در پاسخ به این سوال که آیا تا به حال خود یا خانوادهاش در کلاسهای روانشناسی یا جلسات مشاوره شرکت کردهاند، میگوید مشکلات مالی و هزینههای زندگیاش هیچ وقت به او فرصت نداده که برای حل مشکل یا مسالهای به روانشناس و مشاور رجوع کند.
نگرانی از تخصص کافی نداشتن و بیفایده بودن مشاورههای روانشناسی نیز دلیل دیگری است که از سوی گروه دیگری از مردم برای مراجعه نکردن به روانشناس و مشاور عنوان میشود. نسرین، دختر 22 سالهای است که چند بار تجربه مراجعه به مشاور را داشته است، او میگوید: در هر بار مراجعه تنها من از مشکلاتم صحبت میکردم و روانشناس بدون اینکه کوچکترین راهحلی به من بگوید، فقط به ساعتش نگاه میکرد.
وی میافزاید: در بسیاری از موارد روانشناسان، نکتههایی را مطرح میکنند که همه ما آنها را میدانیم. در واقع خود ما بهتر از روانشناس مشکل و درمان درد خود را میشناسیم، پس لزومی ندارد که هزینه اضافی بپردازیم و وقتمان را نیز بیهوده صرف رفتن پیش روانشناس کنیم. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته نهتنها مردم عادی مراجعه به روانشناس و حتی روانپزشک را برای خود ضروری میدانند، بلکه همین روانشناسان و روانپزشکان نیز برای خود مشاوره درمانی یا روانشناس دیگری دارند و هنگام مواجه شدن با مشکل به آنها مراجعه میکنند. رفتاری که از نظر ما کاملا میتواند غیرمنطقی به نظر برسد.
دکتر سامان توکلی، روانپزشک نیز در مورد ضرورت مراجعه مردم به مشاورههای روانپزشکی میگوید: براساس تحقیقات بینالمللی و اعلام سازمان جهانی بهداشت، یک نفر از هر 4 یا 5 نفر از مردم جامعه دچار اختلالات روانی میشوند و نیاز به خدمات روانپزشکی و مشاوره دارند. تحقیقات انجام شده در ایران نشان میدهد میزان شیوع اختلالات روانی در کشور ما هم تفاوت چندانی با دیگر کشورهای جهان ندارد. از سوی دیگر، استرسهای زندگی امروزه، تغییر سبک زندگی و مشکلات اقتصادی و اجتماعی، میتواند باعث تشدید مشکلات روانی در جامعه بشود و نیاز مردم به گرفتن خدمات مشاوره و خدمات روان درمانی را بیشتر کند. آنچه در سالهای اخیر در مورد اختلالات روانی تغییر کرده، افزایش سطح آگاهی و شناخت مردم و میزان آموزش متخصصان در زمینه تشخیص و درمان این اختلالات بوده است که منجر به افزایش تقاضا و مراجعه برای درمان این اختلالات و مشکلات شده است. اما موضوع قابل توجه این که با وجود افزایش آگاهیها و وجود روشهای درمانی مؤثر و کمعارضه، هنوز هم مراجعه مردم به سیستم خدمات سلامت روان بسیار کمتر از آن چیزی است که باید باشد. انگ بیماریهای روانی و نگرش منفی نسبت به کسانی که به روانپزشک یا روانشناس و بهطور کلی سیستمهای ارائه خدمات سلامت روان مراجعه میکنند از مهمترین دلیل این مسأله است.
در کشورهای پیشرفته نهتنها مردم عادی به روانشناس مراجعه میکنند، بلکه روانشناسان و روانپزشکان نیز برای خود مشاوره درمانی یا روانشناس دیگری دارند و هنگام مواجه شدن با مشکل به آنها مراجعه میکنند
وی میافزاید: یکی از عوامل موثر در شکلگیری و تثبیت نگرشهای منفی نسبت به اختلالات روانپزشکی نقش رسانهها در این زمینه است. تحقیقات نشان میدهد تصاویری که از طریق فیلمها، سریالها و روزنامهها به جامعه داده میشود، تاثیری فراگیر و پایدار در ایجاد نگرش منفی نسبت به بیماران روانپزشکی دارد و این تأثیر بیشتر و ماندگارتر از تأثیر مثبتی است که ممکن است بتوان با آموزش و ارائه تصویر واقعی از این اختلالات به جامعه منتقل کرد.
ارائه تصویری غیرواقعی یا غیردقیق از بیماریها و مشکلات روانی در رسانهها و مثلاً قرار دادن و معادل نشان دادن بیمارهای روانی در صفحه حوادث روزنامهها در کنار پرخاشگری، خشونت، عدم کنترل، غیرقابل پیشبینی بودن و رفتارهای نابهنجار، باعث میشود برای بسیاری از افراد رفت و آمد به مطب روانپزشکان سخت باشد.
به گفته توکلی، خطاب کردن افراد با اصطلاحات ناخوشایندی همچون «روانی» و دیگر جملاتی که بار منفی دارد، باعث میشود حتی فردی که مثلاً دچار اضطراب یا افسردگی است یا بیماریهایی مثل وسواس دارد، اساسا برای درمان به مشاور مراجعه نکند. این در حالی است که در اکثر موارد ارتباط مستقیمی بین ارتکاب جرم یا خشونت نسبت به دیگران با ابتلا به بیماری روانپزشکی وجود ندارد و تنها برای درصد بسیار کمی از بیماران که دچار برخی انواع اختلالات روانپزشکی هستند چنین مشکلی به وجود میآید.
45 دقیقه مشاوره؛ 150 هزار تومان
با این حال زیاد شدن تبلیغات یکسری از خدمات روانشناسی و برگزاری کارگاهها و کلاسهای روانشناسی و خودشناسی خبر از تغییراتی در نگرش حداقل قشر خاصی از مردم میدهد. شاید آنچه در سبک زندگی بسیاری از خانوادههای امروزی خصوصا قشرهای متوسط و بالا تغییر کرده است حضور یک مشاور و روانپزشک در زندگی شخصی و خانوادگی یا شرکت در یکسری کلاسهای روانشناسی و خودشناسی است. این افراد پذیرفتهاند باید به همان اندازه که برای جسمشان هزینه میکنند برای روحو روانشان نیز هزینه کنند. هر چند که این تغییر نگرش مثبت، محدودیتها یا مشکلات حاشیهای را هم به دنبال دارد. از جمله قیمت بالای خدمات روانشناسی که باعث میشود همه قشرها و طبقات جامعه امکان مراجعه مرتب به روانپزشک و مشاور را نداشته باشند. یا موسساتی که هیچ گونه مجوزی ندارند ممکن است با آگاهی از این نیاز امروزی مردم اقدام به برگزاری دورههای روانشناسی یا خودشناسی با هزینههای بالا یا سوءاستفادههای دیگر بکنند.
در حال حاضر هر یک ساعت نشستن و بحث کردن در کلاسهای خودشناسی چیزی حدود 50 هزار تومانی هزینه دارد. البته هزینهها در همه جا یکسان نیست. بعضی وقتها هزینه این کلاسها به 100 هزار تومان هم میرسد. به گفته مسوول ثبتنام یکی از این مراکز، در دوره مقدماتی باید 250 هزار تومان برای 4 جلسه به حساب موسسه واریز کنید. هزینه کتابها و جزوات هم جداگانه باید پرداخت شود. انواع و اقسام مختلفی از کارگاههای دیگر با عناوین «زنانگی و مردانگی» «خودشناسی و رضایت شغلی» و دیگر مشاورههای شغلی و ازدواج هم در این موسسات برگزار میشود. هزینه کارگاههای یک یا 2 روزه هم بسته به مدرس و موضوع و ساعت کلاس از 40 تا 200 هزار تومان میشود. وقتی با افراد مختلفی که در کلاسها و دورههای روانشناسی و خودشناسی این کلاسها شرکت کردهاند، صحبت میکنیم، هر کدام نظرات متفاوتی دارند.
صبا دختر مجرد 25 سالهای که چندماهی میشود در کلاسهای خودشناسی شرکت میکند، میگوید تا الان حدود 900 هزار تومان برای شرکت در این کلاسها هزینه کرده است، اما هنوز خودش نمیداند هدفش از شرکت در این کلاسها چیست؛ وی میافزاید: فقط میخواهم کمی تنوع در زندگیام ایجاد کنم. هانیه،خانم 36 ساله دیگری است که از شرکت در کلاسها راضی به نظر میرسد. دوره مقدماتی کلاسهای خودشناسی را گذرانده و الان خود نقش منجی را برای دیگر افراد تازه ورود ایفا میکند. میگوید هر هزینه هم که متحمل شوم، اصلا اهمیتی ندارد، چون این کلاسها خیلی در زندگی شخصی و شغلی به من کمک کرده است. نیمای 30 ساله هم میگوید به اصرار همسرش فعلا در این کلاسها ثبتنام کرده و هنوز دوره مقدماتی را میگذراند و نظری ندارد. جدا از بحث ارزشی و خوب یا بد بودن این کلاسها، هزینههای بالای خدمات مشاوره باعث شده تنها قشر خاصی از جامعه بتوانند از این خدمات استفاده کنند. هزینه جلسات مشاورهای هم که در مطب و دفتر روانشناسان و پزشکان برگزار میشود چندان ارزان نیست و بسته به درجه شهرت مشاور و محله آن متفاوت است. در تماس تلفنی با این مراکز کمترین هزینهای که برای 45 دقیقه مشاوره از سوی منشی عنوان میشود 30 هزار تومان و بیشترین آن حدود 200 هزار تومان است. نزدیکترین نوبتی هم که داده میشود برای حداقل 3 روز آینده است. یکی از روانشناسان معروف تهران، برای حدود 40 تا 45 دقیقه مشاوره در دفتر کار خود در یکی از خیابانهای شمال شهر حدود 220 هزار تومان میگیرد. البته باز هم این قیمتها برحسب وضعیت مالی مراجعهکننده میتواند کمتر یا بیشتر شود. روانشناس دیگری که مدرس یکی از دانشگاههای کشور است، بابت 40 دقیقه مشاوره 80 هزار تومان میگیرد. با وجود این افرادی هستند که این قیمتها برایشان اهمیتی ندارد و حاضر به پرداخت هر مبلغی برای حداقل 30 دقیقه مشاوره هستند. خانم 30سالهای که بابت هر ساعت مشاوره پیش یک روانشناس 100 هزار تومان میپردازد، میگوید: به نظرم قیمت مشاوره هر چقدر باشد، ارزشش را دارد، چون این هزینه برای روح و روان آدم پرداخت میشود. اما ندا دختر 20 سالهای که بابت یک ساعت مشاوره 50 هزار تومان پرداخته است، از هزینههای جلسات مشاوره گله دارد و میگوید: در تمام مدت جلسه مشاروه من از مشکلم صحبت کردم و در آخر خانم روانشناس تنها به من گفت شما به زمان بیشتری احتیاج دارید. نرخهای متقاوت مشاورهها و دورههای متفاوت روانشناسی در حالی است که بر اساس اظهارات سال گذشته غلامعلی افروز، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، تعرفههای یک روانشناس فوقلیسانس برای 30 تا 45 دقیقه مشاوره 15 هزار تومان است. به گفته او تعرفههای دولتی از 8 تا 29 هزار تومان است که 29 هزار تومان برای تعرفه روانشناسی با مدرک دکترا در شهر تهران و 8000 تومان نیز تعرفه روانشناس فوقلیسانس در شهرستان دورافتاده است و حداکثر تعرفه روانشناسی 30 هزار تومان است. او همچنین گفت فقط یک درصد از روانشناسان میتوانند بالاترین تعرفه مشاوره روانشناسی را ـ۲۲ هزار تومان در ازای ۳۰ تا ۴۵ دقیقه مشاوره خصوصی ـ از مراجعهکننده خود دریافت کنند.
به هر حال مراجعه به روانشناس یا روانپزشک امروزه در جامعه ما از یک روند افزایشی برخوردار است. اگرچه وجود مشکلات متعدد در زندگی امروزی ما یکی از دلایل استقبال از این مراکز است ولی چون جنبه درمانی دارد رواج این پدیده امری ناخوشایند و ناپسند محسوب نمیشود.
مریم بابایی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم