گفت‌وگو با یزدان فتوحی، نویسنده و بازیگر مجموعه خنده بازار

خنده،‌ بهانه‌ای برای نقد است

می‌گوید در خنده‌بازار بیش از شصت، هفتاد تیپ و شخصیت مختلف را بازی کرده‌ام. محمد دادکان،‌ صمد مرفاوی، مسعود ده‌نمکی، بهروز افخمی،‌ آمیتا پاچان، فیروز کریمی،‌ رضا عنایتی و اصغر فرهادی از جمله نقش‌هایی هستند که یزدان فتوحی آنها را در خنده‌بازار جلوی دوربین برده است. او بجز بازیگری، وظیفه نویسندگی متن‌ها را هم به عهده دارد و یکی از افراد ثابت گروه نویسندگان خنده‌بازار است. در کارنامه هنری این نویسنده و بازیگر، کارگردانی 4 فیلم سینمایی «دختر باران»،‌ «هفت گذر»، «غریبه‌ها» و‌ «زمان فرا خواهد رسید» ثبت شده است. با یزدان فتوحی درباره جزییات بازی در خنده‌بازار و متن و حاشیه این مجموعه همصحبت شدیم.
کد خبر: ۴۴۵۹۸۰

سوژه‌های خنده‌بازار چطور در ذهن نویسندگانش شکل می‌گیرد؟ من یادم می‌آید که در جلسه تقدیر از عوامل خنده‌بازار، معاون سیما پیشنهاد داد که با خاله‌ها و عموهای برنامه‌های کودک تلویزیون شوخی کنید و بعد این قسمت ساخته شد. از مرحله پیشنهاد به بعد، نویسندگان شما به چه صورت عمل می‌کنند؟

همکاران خنده‌بازار، ایده‌هایی که در ذهن دارند، پیشنهاد می‌دهند. وظیفه ما این است که فکر را به صورت نمایشی دربیاوریم. ما حرف‌هایی را که خودمان می‌خواهیم، می‌زنیم و پیشنهاد‌های مدیریت شبکه را در آن می‌گنجانیم. مهم ساختار نمایشی مورد نظر است. خیلی وقت‌ها پیشنهادهایی داده‌اند که در ساختار نمایشی درنیامده است. ما اینها را کنار گذاشته‌ایم. خیلی وقت‌ها از طرف اتاق فکر شبکه 3 به ما پیشنهادهایی داده‌اند و ما دیده‌ایم چقدر ساختار نمایشی‌اش درست درمی‌آید. مثلا می‌گویند خوب است که با خاله و عموها شوخی بشود. حالا ما باید بسترش را فراهم کنیم. ببینیم باید خاله‌ها و عموها را بیاوریم و چه بگوییم. در خنده‌بازار تک‌تک قسمت‌ها حرف برای گفتن دارند. خنده‌بازار فقط صرف خنداندن ساخته نشده است. قرار نیست در خنده‌بازار کسی را مسخره کنیم و ادای کسی را دربیاوریم. ما از طریق طنز، نکاتی را به مردم می‌گوییم. مردم این نکته را متوجه شده‌اند اما برخی منتقدان متوجه نشده‌اند. مردم می‌گویند قرار نیست فقط بخندیم. شما انتظار دارید در یک کار 3 دقیقه‌ای چه اتفاقی بیفتد؟ ممکن است در آخرین ثانیه‌ها ما با یک دیالوگ، نیش طنزمان را بزنیم. بزرگی یک بار به من گفت وقتی تو جای من ایفای نقش کردی، من خدا را شکر کردم. چون فهمیدم من یک چیزی دارم که یک برنامه تلویزیون به من می‌پردازد. هیچ کس به این بخشش توجه نمی‌کند.

فکر می‌کنم در سری جدید، هیچ شخصی از دست شما ناراحت نشد و کارتان حاشیه‌ای نداشت. درست است؟‌

بله. چون خنده‌بازار جا افتاد. در سری جدید ما سراغ آدم‌هایی که جنبه شوخی‌شان پایین است نرفتیم. آن سری هم به خاطر این که آن آدم‌ها را دوست داشتیم، درباره‌شان کار ساختیم. قرار نیست تلویزیون بستری برای تبلیغ آدم‌ها شود. اگر ما داریم فلانی را نقد می‌کنیم به این دلیل است که او آدم بزرگی است. در برنامه‌هایی مثل نود بشدت توهین صورت می‌گیرد. در تمام دنیا یک سری شبکه‌ها وجود دارد که بچه‌ها آن را نمی‌بینند. نود را اصولا بچه‌ها می‌بینند. در این برنامه حرف‌هایی گفته می‌شود که واقعا زشت است. دو تا آدم روی آنتن می‌آیند و به هم توهین می‌کنند. برنامه نود نمی‌آید جلوی این کارها را بگیرد. ولی یک برنامه طنز می‌تواند زشتی این قضیه را نشان بدهد. عادل فردوسی‌پور نمی‌تواند برنامه خودش یا یک داور بی‌ادب را نقد کند.

یعنی شما می‌گویید چون این اتفاقات به صورت واقعی در یک برنامه تلویزیونی می‌افتد، پس اشکال ندارد که یک برنامه دیگر هم بیایید آن را تکرار کند؟

نه تنها اشکالی ندارد. بلکه لازم است. ما داریم دعواهای نود را لطیف و خنده‌دار می‌کنیم. بیننده باید به تلخی ماجرا پی ببرد. قرار نیست از خنده روده بر بشود. به نظر من خنده‌بازار یک جور غربال است. ما داریم برنامه‌های تند تلویزیون را تلطیف می‌کنیم. برخی برنامه‌ها دو سه تا ایراد کوچک داشته‌اند که ما آن را بزرگ کرده‌ایم. وقتی اینها را نشان داده‌ایم، آن ایراد کم شده است. مسعود فراستی و فریدون جیرانی بعد از خنده‌بازار فهمیده‌اند یک سری مخاطب نکته‌بین هم برنامه‌شان را می‌بینند. اگر برای سری بعد بخواهم هشت را بنویسم، یک عالمه متن دارم. ما در هفت می‌بینیم یک ساعت و نیم وقت آنتن را می‌گیرند و درباره فرش قرمز صحبت می‌کنند. در حالی که قرار است درباره فیلم صحبت بشود. از فیلم به فرش و این چیزها می‌رسیم. وقتی این نکته بازگو شود، منتقد یاد حرف‌های خودش می‌افتد و رفتارش را عوض می‌کند.

چرا در سری جدید خنده‌بازار قسمت هشت را تعطیل کردید؟

دلیل خاصی نداشت. ما نود درصد عوامل سینما را به هشت آوردیم. مگر چند تا کارگردان و بازیگر داریم؟ اگر مدیران دوست داشته باشند می‌توانیم هشت را ادامه بدهیم. چون در این مدت چند تا فیلم جدید ساخته شده و در دنیای سینما اتفاقاتی افتاده است.

قبول دارید خنده‌بازار در سری جدیدش، محافظه‌کارتر شده و نیش‌های تند سابق را ندارد؟ مثلا می‌بینیم که شما به خیلی از معضلات فقط اشاره می‌کنید ولی به آنها نزدیک نمی‌شوید. ضمن این که در سری جدید کمتر به دنبال مابه ازاهای واقعی رفته‌اید.

من خیلی با این حرف موافق نیستم. به خاطر این که به ما هیچ خط و خطوطی داده نشده است که شوخی‌هایتان را کم یا زیاد کنید. در سری قبل قسمت‌هایمان زیاد بود. در ماه رمضان شما هر شب برنامه ما را می‌دیدید. الان در هفته سه یا چهار بار پخش می‌شود. شما تداوم حسی ندارید. در قسمت بانک حرف‌هایی دارد زده می‌شود که تا حالا گفته نشده است. این سری ما داریم لطیف‌تر صحبت می‌کنیم. بخشی از نقدهایمان متوجه مردم بود. در نود این سری درباره اتفاقات استادیوم‌ها صحبت کردیم.

به ما وقتی چیزی را به شوخی می‌گویند بیشتر قبول می‌کنیم تا جدی. ما ایرانی‌ها اصولا نقدپذیر نیستیم. اگر یک نفر مرا مستقیما نقد کند ناراحت می‌شوم، اما در شوخی می‌فهمم که طرف منظورش چیست. چون 90 درصد شوخی‌ها جدی است. خنده‌بازار دارد این کار را انجام می‌دهد.

در مصاحبه‌هایتان گفته بودید که می‌خواهید بخش شوخی با مطبوعات داشته باشید. چرا این بخش را کار نکردید؟

ما زمان کم داشتیم. بیشتر از 20 موضوع برای کارکردن داشتیم که خیلی‌هایش را نتوانستیم بسازیم. یک بخشی قرار بود بسازیم به نام شصت جانور خطرناک. شوخی با مطبوعات جزو برنامه‌هایمان بود. می‌خواستیم درباره فرش قرمز صحبت کنیم. امیدواریم این دفعه یک ماه زودتر از تصویربرداری شروع به نگارش کنیم. روی خیلی از این موضوعات می‌شود کار کرد.

چه اصراری دارید که حتما قسمت‌های تعریف شده مثل بانک و مکتب‌خانه داشته باشید؟‌ نمی‌توانید در فضای آزاد قسمت‌ها را بسازید و هر موضوعی را که دلتان خواست در آن مطرح کنید؟

فتوحی: ما ایرانی‌ها اصولا نقدپذیر نیستیم. اگر یک نفر مرا مستقیما نقد کند ناراحت می‌شوم، اما در شوخی می‌فهمم که طرف منظورش چیست

ما در خنده ‌بازار این طوری ساختارشکنی کرده ایم. قبلا در کارهای طنز غیرسریالی یک پنجره می‌گذاشتند و دو تا صندلی و دو تا آدم کنار این صحنه حرف می‌زدند. در این حالت بیننده فقط دارد دیالوگ می‌شنود. ولی ما داریم بانک را خیلی رئال نشان می‌دهیم.

مشکلش این است که شما باید فقط درباره اتفاقاتی بنویسید که در بانک می‌گذرد.

اشکالی ندارد. کار ما این طوری سخت‌تر می‌شود. ما تمام موضوعات بانکی را می‌توانیم در بخش بانک مطرح کنیم.

ولی ممکن است یک سوژه بامزه به ذهن نویسنده برسد که مثلا به بانک و نود درصد مربوط نشود.

وقتی به ذهن ما چنین سوژه خنده‌داری می‌رسد، متوجه می‌شویم که آن را باید کجا جای بدهیم. ما به این سوژه فکر نمی‌کنیم که در خیابان یک نفر به یک نفر جفت‌پا می‌اندازد. به این فکر می‌کنیم که فردا می‌خواهیم قسمت بانک را ضبط کنیم. در بانک چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد. ممکن است جفت‌پا انداختن در بانک اتفاق بیفتد.

به نظر من، قسمت آزاد در ساختار برنامه ما جواب نمی‌دهد. برنامه ما این طوری تعریف شده که دارد با یک عده شوخی می‌کند. این سری یک قسمت آزاد به نام صف داشتیم. حرف‌هایی را که نمی‌توانستیم جاهای دیگر بزنیم در آنجا گنجاندیم. مردم خیلی از آن استقبال کردند. وقتی بچه‌ها دکور مکتب‌خانه درست می‌کردند بیننده خیلی بیشتر با آن ارتباط برقرار می‌کند. اگر یک پارچه زده شود و بنویسیم اینجا مکتب‌خانه است بازی بچه‌ها دیده نمی‌شود.

این طوری برخی از بخش‌های شما به ورطه تکرار می‌افتد. مثلا همه می‌دانند که در قسمت صف بچه یک حرفی می‌زند و توسری می‌خورد. تکرار این کار دیگر نمی‌تواند از مخاطب خنده بگیرد.

اصلا قرار نیست بیننده حتما بخندد. برنامه ما اسمش خنده‌بازار است. اول اسمش خنده ممنوع بود. به نظر من در لفظ خنده‌بازار تناقضی وجود دارد. ما باید به این خنده‌بازار، ریشخند بزنیم. انتظار نداریم کسی قهقهه بزند. درباره صف نباید گفت که ما دستمان را رو کرده‌ایم. تو به عنوان بیننده منتظری که ببینی بچه چه می‌خواهد بگوید. قرار نبود شما به حرف بچه بخندید. قرار این بود که حرف‌ها زده شود و بچه از تمام آن حرف‌ها نتیجه‌گیری کند و یک دیالوگ بگوید.

سری جدید خنده‌بازار را سر فرصت کار کردید یا با عجله؟‌

فشار کاری‌مان کمتر از ماه رمضان بود. نمی‌دانم چرا این طوری است. مثل این که تلویزیون به کارهای عجله‌ای عادت کرده است. الان ما این همه وقت داریم. ولی از بهمن شروع می‌کنند و به ما می‌گویند برای 10 روز دهه فجر برنامه بسازید. سریال‌های ماه رمضان به این خاطر دیر ساخته می‌شود که می‌خواهند ببینند واکنش مردم چیست. اما کار ما جواب داده و سلیقه بیننده دستمان آمده است. دلیلی ندارد که دیر شروع کنیم. ما به سبک‌هایی که بیننده می‌خندد و به فکر فرو می‌رود رسیده‌ایم. کار ما صرفا جهت خنده نیست.

فکر می‌کنید خنده‌بازار در مجموع چقدر توانسته به توقع مردم پاسخ بدهد؟

من نمی‌خواهم از برنامه‌مان خیلی دفاع کنم و بگویم شاهکار است. ولی در اندازه خودمان سعی می‌کنیم اتفاقی ایجاد کنیم. اگر برنامه‌مان صرفا جهت لودگی بود، هیچ کدام از بچه‌ها واردش نمی‌شد. خیلی از عوامل ما سابقه فیلمسازی دارند. هیچ وقت نمی‌آیند خودشان را در سطح یک خنده مصنوعی بزن و بکوبی نشان بدهند.

به نظر خودتان در سری جدیدی که می‌خواهد در آینده ساخته شود، کدام قسمت‌ها می‌تواند حفظ شود و کدام قسمت‌ها باید به پایان برسد؟

پلیس بزرگراه می‌تواند ادامه داشته باشد،‌ لذت نقاشی به نظر من تمام شده است، نود درصد و هشت و بانک را می‌توانیم ادامه بدهیم، این بخش‌ها چون به روز هستند، کهنه نمی‌شوند. در دو سری آخر لذت نقاشی موضوع کم آوردیم. هر موضوعی را که پیشنهاد می‌دادم، نوشته شده بود.

مجموعه خنده‌بازار در ماه رمضان با نقدهای تندی مواجه شد. در صحبت هایتان گفتید یک نکته‌ای می‌خواهید بگویید که تا به حال نگفته‌اید. آن نکته چه بود؟

بین نقدهایی که نوشته شد، چیزی مرا خیلی ناراحت کرد. یکی دو نفر خیلی علیه ما نقدهای بدی نوشتند. جالب است که اینها همان‌هایی بودند که روز اول آمده بودند با خنده‌بازار کار کنند. اینها کار خوبی نکردند. آمده بودند با خنده‌بازار قرارداد ببندند. بعدها کاسه داغ‌تر از آش شدند. سر قضیه علی دایی همین آدم‌ها در آتش اختلاف هیزم ریختند. رضا صادقی اصلا مخالفتی با برنامه ما نداشت. اینقدر نوشتند که خنده‌بازار تخریب کرده است که او هم ناراحت شد. سامان گوران که نقش رضا صادقی را بازی کرد، خودش با این خواننده هماهنگ کرده بود، یک آدمی که علی دایی را از نزدیک ندیده، نوشت من هم اگر جای علی دایی بودم ناراحت می‌شدم. خودم زمانی فوتبال بازی می‌کردم و شاگرد فیروز کریمی بودم. فیروز کریمی وقتی در جشنواره مطبوعات، مرا دید خودش آمد با من روبوسی کرد. بزرگ منشی‌اش مرا شرمنده‌ کرد. او از من تشکر کرد و گفت می‌دانم چقدر کارتان سخت است. محمدرضا ورزی آمد متنی را که برایش نوشته بودم، خواند و خندید. خودش پیشنهاد داد که اغراق‌هایش را در این قسمت‌ها بیشتر کن. حسن فتحی گفت من خوشحال می‌شوم اگر تیپ مرا هم به بخش هشت بیاورید. این آدم‌ها که جریان‌ساز هم هستند، طنز را می‌شناسند و قدرش را می‌دانند.

احسان رحیم‌زاده ‌‌/ گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها