گرچه مردم غیور ایران همواره در طول تاریخ برای بهرهمندی از فناوریهای نوین و فراگرفتن علوم برتر دارای روابط دیپلماتیک با غرب و آمریکا بودهاند، اما شکل این روابط با آمریکا، انگلیس و برخی دیگر از کشورهای اروپایی هرگز آسوده و متوازن نبوده است، زیرا آنها همواره در فکر سوءاستفاده از منابع و فرصتهای این سرزمین بودهاند.
آنچه مسلم است رفتار و گفتمان سیاستمداران غربی بویژه آمریکا و انگلیس همواره به دنبال القاء و دیکته منافع و دیدگاههای خود به طور یک طرفه بوده و تلاش کردهاند در روابط بینالدولی و بینالمللی جمهوری اسلامی اختلاف ایجاد کنند اما در شرایط موجود با توجه به گفتمان سیاسی دولت آمریکا، اعلام آمادگی برای راهاندازی سفارت اینترنتی قابل تامل و نیازمند واکاوی است.
پرسش اصلی این است که آیا واقعا آمریکا در پی گسترش روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی است یا مقاصد فریبکارانه دیگری را در دستور کار خود قرار داده است؟
به نظر میرسد دولت آمریکا در فرآیند ثبات سیاسی خود در داخل ضعیفتر و ناکارآمدتر شده است و نیز ناپایداری اقتصادی این کشور به سویی میرود که نظام سرمایهداری آنرا از صفحه تاریخ محو کند.
از آنجا که سیاستمداران آمریکایی حتی در مدیریتهای ابتدایی سیاسی وبحرانهای اقتصادی و اجتماعی کشورشان ناکارآمدی خود را نشان دادهاند و اینک از حداقل مقبولیت هم برخوردار نیستند از این رو کوشش میکنند تا با سیاستهای فرافکنانه و برونمرزی بویژه در کانونهای قدرت و توسعه به عنوان رقیبهای جدی، اعتماد از دست رفته خود را در افکار عمومی با این مسائل ساختگی به دست فراموشی سپرده تا در فرصتی مناسب با سیاستهای فریبکارانه دیگری آن را بازیابند.
نکته دیگری که در ارتباط با این گفتمان جدید در عرصه بینالمللی میتوان از رفتار سیاستمداران آمریکایی برداشت کرد تامین منافع مادی و اقتصادی برای جبران ورشکستگیهایشان است.
اینک به روشنی میتوان باور کرد که سفارت مجازی آمریکا در تلاش برای جذب افکار عمومی مردم ایران بویژه نیروهای جوان و دانشجویان علاقهمند به تحصیل است همچنین در فکر ایجاد اعتماد نزد سرمایهگذاران ایرانی است که به دلیل فضای موجود اقتصاد جهانی به دنبال نقطه امن برای فعالیتهای خود هستند و بالاخره در پی ایجاد ناهنجاری در فرهنگ عمومی سرزمین کهن و فرهنگ ایران اسلامی است.
به نظر میرسد اینک آمریکا به دلیل رویارویی با ناامنیهای داخلی و حوادث اقتصادی گریبانگیر نظام سرمایهداری، به سمت نارضایتی عمومی پیش میرود، سرمایهها و نیروهای مهاجر در آن کشور نیز به دنبال عزیمت به کشورهای دیگر هستند و دولت آمریکا تمام تلاش سیاسی و اقتصادی خود را میکند تا جمهوری اسلامی ایران را که کانون شناخته شده قدرت در منطقه است، تضعیف کند هر چند تاکنون موفق به این کار نشده است و اینک برای تلاش جدیتر در راه رسیدن به این هدف عملا در پی فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی است، اما به نظر میرسد در واکنش به این اقدام آمریکا میتوان رفتار متقابل و البته متناسب انجام داد و آن این است که بازرگانان آمریکایی و نیز سرمایههای علمی و پژوهشی آن کشور را که اینک در آن سرزمین احساس ناامنی میکنند با محاسبههای دقیق از راههای مشابه با عملکرد آمریکا جذب کرد و ناگفته نماند که لازمه این اقدام تدبیر دقیق و محاسبه شده مسوولان امر است.
دکتر محمودرضا امینی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم