در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که یکی از جوانترین روسای فدراسیونهای ورزشی ایران است، 2 مدال طلای المپیک را در کارنامه دارد و یکی از پرافتخارترین قهرمانان تاریخ ورزش ایران به حساب میآید؛ حسین رضازاده میگوید، روزهای پرخطر زیادی را پشت سر گذاشته است: «هر وقت به خطراتی که پشت سر گذاشتهام فکر میکنم، اولین چیزی که یادم میآید، زمانی است که برای مسابقههای جهانی سال 2007 آماده میشدیم. در آن روزها برای یکی از اردوها همراه کوروش باقری، سرمربی تیم ملی وزنهبرداری راهی شمال کشور بودم که در جاده چالوس به خاطر شرایط نامساعد جوی با ماشین به کوه زدم. وقتی پیاده شدم، باورم نمیشد که من از این ماشین سالم بیرون آمدهام. تصادف آنقدر شدید بود که ماشین کاملا به جهت مخالف جاده چرخیده بود و حتی چرخ ماشین هم از حالت طبیعی خارج شده بود. در آن تصادف کوروش باقری بیشتر از من آسیب دید، اما من که برای مسابقات آماده میشدم، مچ پایم آسیب دید و چون «ایربگ» باز شده بود، از ناحیه سینه هم درد شدیدی داشتم.»
رضازاده روزهای بعد از تصادف را اینطور توصیف میکند: «تصورش را هم نمیتوانستم بکنم که آن سال رقابتهای جهانی را از دست بدهم، اما وضعیتم خوب نبود و در نهایت نتوانستم به این مسابقهها اعزام شوم. همان موقع خیلی افسوس خوردم. برنامههای زیادی داشتم، اما در اثر این تصادف تمام ایدههایم به هم خورد. آن روزها فکر میکردم که آدم بدشانسی هستم، اما وقتی مدتی گذشت به این نتیجه رسیدم که باید آن اتفاق برای من میافتاد. شاید آن روز باید آن کوه مقابل ماشین من را میگرفت تا جای دیگر موانع بزرگتری مقابلم قرار نگیرند. نمیدانم اگر میرفتم چه شرایط بدتری انتظارم را میکشید که با آن تصادف، جلوی آن اتفاقهای بدتر گرفته شد. الان به این نتیجه رسیدم، شاید اگر در رقابتهای جهانی 2007 شرکت میکردم، اتفاقی برایم میافتاد که روزهای خوش آینده تحت تاثیر قرار میگرفت. حسی که الان دارم درست مثل حسی است که به المپیک پکن دارم.
این المپیک و سومین طلا را از دست دادم، اما حتما باید این اتفاق میافتاد و حالا به خاطر هر دو اتفاق خدا را شکر میکنم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: