«تراس» با کارگردانی محمدرضا خاکی از بازی‌های ضعیف رنج می‌برد

نمایشی برای کسالت

بحث‌های عمده‌ای که در چند روز اخیر درباره نمایش «تراس» با کارگردانی محمدرضا خاکی شکل گرفته، بیشتر درباره کیفیت پایین بازی‌های آن است. این بحث‌ها که نشان‌دهنده مشکل بازیگری تئاتر ایران است، یکی دو روزه شکل نگرفته و در بسیاری از مسائل ریشه دارد.
کد خبر: ۴۴۴۲۲۵

برخورد تفننی عده‌ای با مقوله بازیگری، پرکاری بعضی بازیگران، فقر مطالعه و... از جمله عوامل به وجود آورنده این مشکل است. این نقص بازیگری و سهل‌انگاری را در همین یک سال گذشته می‌توانیم در نمایش‌های زیادی جستجو کنیم که از آن جمله می‌توان به آثاری چون می‌خواهم میوسوو را ملاقات کنم (محمود عزیزی)، خرده خانم (کیومرث پوراحمد)، آقای اشمیت کیه؟ (داوود رشیدی)، بعضی وقت‌ها خوبه که آدم چشم‌هاشو ببنده (سیاوش تهمورث) و حتی زمستان 66 اشاره کرد. این فهرست می‌تواند خیلی بیشتر از این باشد و این چند نمایش تنها مشتی از خروارند.

بازی‌های ضعیف، با این که مهم‌ترین نقطه ضعف نمایش تراس است، اما تنها مشکل آن به شمار نمی‌آید. در این نمایش علاوه بر بازی‌های متظاهرانه و بی‌ربط فریدون محرابی، مهران رنجبر، بهاره رهنما و امیررضا وزیری، متن نمایشنامه نیز از مشکلات زیاد رنج می‌برد. در واقع تراس، نمایشی کسل‌کننده، بی‌مساله و طاقت‌فرساست، چون انتخاب کارگردان در متن اشکال دارد. کارگردان متنی را انتخاب کرده که اساسا فاقد جذابیت و گره نمایشی خاصی است و بیشتر نوعی روایت ساده با حرافی بی‌دلیل درباره موقعیتی نااستوار است. نمایش، در یک خانه می‌گذرد که بناست به اجاره رود و زن و شوهر ساکن در آن، در موقعیت جدایی قرار گرفته‌اند. یک زوج جوان هم که می‌خواهند به این خانه اسباب‌کشی کنند، دیگر شخصیت‌های نمایش هستند. همه این آدم‌ها نزدیک به 2 ساعت در کنار هم وقت می‌گذرانند، بی‌آن‌که تماشاگر را با موقعیت خود درگیر کنند. موقعیت این متن از این جهت نااستوار است که هیچ‌گونه مساله واحد و مشخص بیرونی را پیگیری نمی‌کند. پس از گذشت حدود 20 دقیقه از اجرا، اصولا کار به لحاظ داستانی پیش نمی‌رود. در جا زدن متن قطعا عامل اصلی کسالت اجراست.

توجیه اصلی‌‌ـ‌ اما غیرقابل قبول‌ ‌ـ‌ این درجا زدن می‌تواند تأکید بر یک وضعیت بغرنج روزمره باشد، اما چنین مضمونی با توجه به واقع نمایی ژان کلود کری‌یر، نویسنده نام‌آشنای فرانسوی این متن، ظرفیت چنین زمان طولانی و کشداری را ایجاد نمی‌کند. لذا در سایه زمان طولانی متن، آرام آرام منطق روایتی هم از بین می‌رود و دلیلی برای پیگیری اثر وجود ندارد. حضور آدم‌ها، حرف‌ها و کنار هم نشستن‌ها، تمایلات و نیازهایشان آنقدر پراکنده، گسیخته و حتی غیرجذاب است که اساسا کسالت تنها برآیند و حاصل اثر می‌تواند باشد. این ادعای کارگردان که با تأیید خیلی از همکاران منتقد همراه شده است، مبنی بر این که اگر این متن در یک سالن کوچک‌تر اجرا می‌شد ریا، ضرباهنگ بهتری داشت و کسالت ایجاد نمی‌کرد هم اساسا از روی در نظر نگرفتن عناصر درام و شیوه‌های ایجاد یک اثر دراماتیک و جذاب است؛ چرا که این متن با این ظرفیت‌ها حتی اگر در کارگاه نمایش اجرا می‌شد، باز هم حاصلی جز کسالت نمی‌داشت.

با این حال، نوع چینش و طراحی حرکت بازیگران از سوی محمدرضا خاکی نشان از درک درست او از متن دارد. او دریافته که متن باید کاملا واقع گرا اجرا شود و برای همین صحنه نمایش خیلی شبیه زندگی واقعی است. با این حال حتی برای نمایش ملال زندگی در درام باید ملال را برای مخاطب مساله کرد، نه این‌که او را دچار ملال کرد. این اشتباه خاکی همراه با وفاداری او در کارگردانی به تمام اجزا و دیالوگ‌های متن اثر، اجرای او را در کلیت غلط (با توجــــه به عناصـــر درام) و غیر قابل تحمل کرده است.

از سوی دیگر، آنچه عامل حیات روی صحنه تئاتر است، همان چیزی است که وجه تسمیه تئاتر با دیگر هنرهای دراماتیک (فیلم و سریال) است؛ انسان زنده. انسان زنده در این نمایش حیات بخش نیست، بلکه اتفاقا نمایش را بیشتر شبیه ماکت و صحنه‌ای ساخته شده می‌کند و در واقع واقعیت صحنه‌پردازی را هم ضایع می‌کند. انسان‌هایی که خاکی روی صحنه حرکت داده، فارغ از بازی‌های بد و تصنعی به لحاظ تحلیل از متن دچار مشکل‌اند که این بیش از هر کس دیگر متوجه خود دکتر محمدرضا خاکی است.

بازیگران خاکی نمی‌دانند در چه متن و وضعیتی بازی می‌کنند. آنان حرف متن، موقعیت آن و تفکر نویسنده‌اش را هر چند که درام نشده است، درنیافته‌اند، لذا ساز خود را می‌زنند که خود تشدید کننده ملال است و گاهی به لوده‌بازی‌هایی می‌رسند که تنها مخاطب جدی تئاتر را شرمسار می‌کند. بجز بازی مسعود دلخواه و الهام پاوه‌نژاد، باقی بازی‌ها تنها نشان‌دهنده نوعی بیگانگی، ناآگاهی و بطالت محض است که چیزی جز کسالت را برای مخاطب به بار نمی‌آورد.

علیرضا نراقی /‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها