گفت‌وگو با مریم بوبانی بازیگر سریال‌های «تا رهایی» و «روز رفتن»

دغدغه‌ام بازی در یک نقش متفاوت است

مریم بوبانی را به خاطر نقش‌های کلیدی‌اش در سینما و تلویزیون نمی‌شناسیم. به خاطر حاشیه‌های جنجالی‌اش هم معروف نیست. بوبانی مثل بیشتر نقش‌هایش، مادری مهربان است که در حاشیه جنجال‌های روزمره، همیشه حضور دارد و همین حضورش مایه دلگرمی است، اما عادت بعضی از ما این است که همیشه پررنگ‌ها را می‌بینیم، دور آدم‌هایی جمع می‌شویم که دورشان شلوغ‌تر باشد و از آدم‌هایی که بدون حاشیه اما سرسختانه مسیرشان را ادامه می‌دهند، سراغی نمی‌گیریم. این عادت ناپسند را از خود دور کردیم و به بهانه حضور این بازیگر در سریال «تا رهایی» با مریم بوبانی به گفت‌وگو نشستیم.
کد خبر: ۴۴۳۸۳۲

شما به نسبت آنچه مرسوم است، دیرتر وارد دنیای بازیگری شدید. دلیل این موضوع این بود که دیر به صرافت بازیگری افتادید یا این که مدت‌ها تلاش می‌کردید و دیر به نتیجه رسیدید؟

خیلی هم دیر نبود. از 18 سالگی در شهرستان کار تئاتر انجام می‌دادم. متأسفانه بازیگرانی که در شهرستان هستند، مهجور می‌مانند. آن موقع در ماهشهر از بچه‌های جنوب گروهی به نام کپر تشکیل داده بودیم و چند نمایش هم اجرا کردیم. اما متأسفانه وقفه‌ای چند ساله به دلایل مختلف در کارم ایجاد شد. در مقطعی به خاطر درگیری مسائل زندگی شخصی، از کار فاصله گرفتم، بعد انقلاب شد و من هم مثل همه درگیر شدم. بعد از آن جنگ بود. به خاطر این که در خوزستان زندگی می‌کردم، مساله کار، خود به خود منتفی بود. در هر حال ذهنم را ماجراهای دیگری مشغول کرد. تا این که سال 70 به تهران آمدم و تازه آرامش خیال و فراغت حاصل کردم. بعد تصمیم گرفتم که از اینجا شروع به کار کنم. تلاش کردم که وارد گروه‌های تئاتر شوم اما متأسفانه گروه‌ها دوست ندارند کسی از بیرون را به خودشان راه دهند، تقریبا ناممکن است که آدم از شهرستان بیاید و بتواند وارد این گروه‌ها شود مگر این که خودشان بخواهند. چندین بار به تئاتر شهر و تالار وحدت مراجعه کردم، رزومه دادم و برای کار اعلام آمادگی کردم اما کسی تحویل نگرفت. من هم بشدت به انجام کار اشتیاق داشتم. نمی‌خواستم تسلیم شوم، دلم می‌خواست مبارزه کنم و شرایط سختم را تغییر دهم. به خاطر همین، پیگیر همه جریانات آن روزها شدم تا زمانی که در روزنامه، آگهی کلاس‌های آقای تارخ را دیدم و فکر کردم که این می‌تواند راه درست‌تری باشد که باعث شود با تکیه بر خودم و دانسته‌ها و توانایی‌های خودم وارد این عرصه شوم. با این که از پیش با این دنیا آشنایی داشتم و کارهای مهمی مثل چشم در برابر چشم و کاری از آقای دولت‌آبادی را در کارنامه‌ام داشتم اما این کلاس‌ها برایم خیلی مفید بود، اطلاعاتم را راجع به شرایط کاری‌ام بیشتر کرد، به روز شدم و با دنیای تصویر و کار کردن در مدیوم سینما و تلویزیون آشنا شدم. سال اول کلاس‌های تئوری خیلی متعدد و مفیدی را گذراندم. آقای تارخ در پایان دو ترم، بازیگر نمونه و منتخب‌شان را انتخاب می‌کردند، از آقایان حبیب رضایی و از خانم‌ها من، به عنوان بازیگران منتخب کارگاه برگزیده شدیم. اما احساس می‌کردم هنوز هم نیاز دارم که چیزهای جدیدی بیاموزم. بنابراین دوباره سال بعدش در همین کلاس‌ها شرکت کردم.

با این حساب، هیچ‌وقت سودای ستاره شدن در سر نداشتید، چون می‌دانستید زمانی که وارد عرصه سینما و تلویزیون شدید، برای چهره شدن زمان مناسبی نیست. انگیزه واقعی‌تان از ورود به این عرصه چه بود؟

من واقعا عاشق این کار بودم. دست‌اندرکاران این عرصه می‌دانند که این کار ساده و آسان نیست. اگر عاشق این کار نباشی، نمی‌توانی مصائب و مسائلی را که در حواشی این کار هست، تحمل کنی. هرگز به خاطر ستاره شدن واردعرصه بازیگری نشدم، من بازیگر بودم و می‌خواستم جایگاه خودم را در آن اندازه‌ای که هستم، اثبات کنم. تلاشم را کردم، کم‌کم جلو آمدم و سعی کردم هم کارنامه خوبی داشته باشم و هم بازی قابل قبولی. بدون ذره‌ای خودخواهی می‌گویم که اگر کارم درست دیده نشده، من مقصر نیستم. اشکال از حواشی بسیار تکان‌دهنده سینما، تلویزیون و تئاتر است.

اگر به گذشته شما نگاه کنیم، می‌بینیم که در کارنامه‌تان نقش‌های متفاوتی وجود دارد. مثلا نقش‌تان در دوران سرکشی با مختارنامه و در زمین انسان‌ها بسیار متفاوت است. خودتان به دنبال این نقش‌های متفاوت از هم هستید؟

این دغدغه هر بازیگری است که زوایای مختلفی از توانایی‌هایش را به نمایش بگذارد. دغدغه من دقیقا همین است. برخلاف آنچه شما می‌گویید خیلی‌ها معتقدند که نقش‌های تکراری زیاد دارم. هیچ ابایی از این ندارم که بگویم زمان‌هایی هم بوده که نقش‌هایم شبیه به هم بوده‌اند. اما دغدغه من بازی در یک نقش متفاوت است. اگر اتفاق نیفتاده یا کم اتفاق افتاده، دلیلش فقر فیلمنامه‌نویسی در سینما و تلویزیون است. باورها، تفکر و نگاهی که در مورد آدمی که در سن و سال من است وجود دارد، بسیار محدود است. این آدم‌ها را فقط به شکل یک مادر یا مادربزرگ می‌بینند. هرگز به این ذهنیت نمی‌رسند که این زن می‌تواند یک وکیل یا یک معلم باشد. هزاران نقش هست که می‌شود در این سن و سال بازی شود. اما فیلمنامه‌های ما با محوریت نقش‌های جوان‌تر نوشته می‌شوند که به خودی خود نکته منفی محسوب نمی‌شود اما فکر می‌کنم دلیل این موضوع این است که تصور می‌کنند مثلا اگر نقش یک پزشک را به آدمی که سن و سال بیشتری دارد بدهند، از نظر تماشاگر قابل قبول نیست. هرگز هیچ‌کس این ریسک را نمی‌کند تا نتیجه‌اش را ببیند.

با این که به نظر می‌آید دوست دارید از قالبی که در آن هستید، دور شوید، اما باز بازیگر پرکاری هستید.

در طول سال 15 ـ 10 فیلمنامه به دستم می‌رسد اما من آنچه را به نظرم بهتر می‌آید، انتخاب می‌کنم. اگر کار نکنم که به هر حال از یاد می‌روم. چون سینما و تلویزیون این امکان را نمی‌دهد که کار نکنی تا نقش مورد علاقه‌ات را پیدا کنی. دغدغه کار کردن در من وجود دارد البته نه به هر قیمتی. اما متأسفانه آن اتفاقی که خودم دلم می‌خواست در زمینه حرفه‌ای برایم رخ دهد، هنوز پیش نیامده است.

ملاک‌تان برای انتخاب یک نقش چیست؟ مثلا فیلمنامه، کارگردان یا بازیگران دیگر فیلم؟ کدام برایتان اولویت دارد؟

اولین چیزی که برایم ارجحیت دارد خود فیلمنامه و قصه است. بعد از آن، کارگردان برایم خیلی مهم است. اخیرا، هم تولید برایم خیلی اهمیت پیدا کرده است.

منظورتان از تولید را متوجه نشدم؟

این که تهیه‌کننده کار کیست و چه کسانی در ارتباط بخش‌های تولیدی با من در ارتباط هستند. چون در سال‌های اخیر، عذاب زیادی از این ماجرا کشیدم.

وجه اشتراک خیلی از نقش‌هایتان این است که زن‌های مقتدری هستند که مدیریت و اعتماد به نفس بالایی دارند. حتی اگر یک مادر خانه‌دار باشند اما منفعل نیستند. این وجه از شخصیتی که بازی می‌کنید، برای خودتان مهم است؟

بوبانی: هرگز به خاطر ستاره شدن واردعرصه بازیگری نشدم، من بازیگر بودم و می‌خواستم جایگاه خودم را در آن اندازه‌ای که هستم، اثبات کنم. تلاشم را کردم کم‌کم جلو آمدم و سعی کردم، کارنامه خوبی داشته باشم

این بحث‌ها واقعا برای من اهمیت دارد. چهره‌ای که از زن یا مادر در بسیاری از کارها ترسیم می‌شود را دوست ندارم. می‌دانم که وجه غالب جامعه شبیه به آن تصویر هست اما کار فرهنگی یعنی جامعه را یک قدم به جلو بردن. اگر این اتفاق نیفتد و آدم‌ها نعل به نعل همان‌طور که هستند، تصویر شوند، کار مهمی صورت نگرفته است. ضمن این که خیلی از زن‌ها و مادرها را می‌شناسم که اگر مدیریتشان نبود، کانون خانواده‌هایشان متلاشی می‌شد. این واقعیت است که زن‌های ما به‌‌رغم این که دست‌کم گرفته می‌شوند، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در خانواده دارند. برایم مهم است که تصویر درستی از این آدم‌ها داده شود.

در بیشتر نقش‌های شما، اندوه خاصی در چهره‌تان دیده می‌شود که باعث می‌شود غم نهفته در بطن یک شخصیت را خیلی خوب به بیننده منتقل کنید. این خاصیت چهره‌تان است یا این نوع بازی را دوست دارید یا چیزی است که نقشتان می‌طلبد؟

اگر نقش چنین طلب کند، این وجه در چهره‌ام دیده می‌شود. کارهایی مثل فرش باد داشته‌ام که چهره شاد و شنگولی هم در آنها داشته‌ام. اما معمولا نقش‌هایی که داشته‌ام، آدم‌هایی هستند که باری از رنج و اندوه را در زندگی‌شان حمل می‌کنند و وقتی این نقش را بازی می‌کنم، نمی‌توانم به‌رغم خصوصیات آن، چهره شادی داشته باشم. در واقع این مقتضیات نقش است و در چارچوب تعریف آن قرار دارد. چهره خودم و خصوصیات اخلاقی خودم به این شکل نیست.

با این که سال‌ها در جنوب زندگی کرده‌اید، لهجه شهر خاصی را ندارید. این لهجه‌ها را خودتان نپذیرفته‌اید یا این که با تمرین و ممارست از لحن گفتارتان حذفش کرده‌اید؟

من در واقع کرد هستم. زاده سنندج و بزرگ‌شده آبادان هستم. اما خودم لهجه خاصی ندارم. چون برای یک بازیگر خیلی مهم است که بتواند زبان عمومی و مرسوم را بدرستی تلفظ کند، خوشحالم که لهجه خاصی ندارم. اما کارهایی داشته‌ام که در آنها کردی یا جنوبی یا لری صحبت کرده‌ام. سعی کرده‌ام بر آن لهجه احاطه داشته باشم و آن را درست ادا کنم. یکی از دلایل این که لهجه ندارم هم شاید این است که مادرم بشدت لهجه داشتند و تمام تلاش‌شان را به کار بستند که ما اول فارسی را درست صحبت کنیم و بعد زبان مادری‌مان را. به همین خاطر است که کردی را هم براحتی صحبت می‌کنم اما فارسی را هم بدون لهجه بیان می‌کنم.

از همکاری‌تان با آقای حسین تبریزی بگویید. چطور شد که بازی در «تا رهایی» را انتخاب کردید؟

راستش خیلی یادم نمی‌آید چون ماجرای 2 سال پیش است. یادم هست که فیلمنامه را فرستادند، خواندم و رفتم کار را انجام دادم اما ریز ماجراها خیلی در خاطرم نیست.

قبل از این سریال با هم همکاری نداشتید؟

نه، این اولین کاری بود که با هم انجام دادیم امــا بعدش با ایشان یک تله‌فیلم کار کردم.

تحلیل‌ خودتان از نقش‌تان در این سریال چیست؟ فکر می‌کنید این کار برایتان تجربه جدیدی محسوب می‌شود؟

نقش مادرانی که در ارتباط با فرزندان ناخلف هستند، خیلی تکرار شده، من فقط سعی می‌کنم در شیوه بازی‌ام تغییراتی بدهم تا بتوانم تماشاگر را پای تلویزیون بنشانم. نمی‌دانم موفق بوده‌ام یا نه اما تلاشم فقط همین است. همان‌طور که گفتم، این اشکالی است که در فیلمنامه‌نویسی ما وجود دارد. خیلی وقت‌ها خودم هم حس می‌کنم نقشی که دارم، شبیه به کارهای قبلی‌ام است اما ناگزیرم بالاخره کاری انجام دهم.

در واقع این محدودیتی که فیلمنامه‌نویس‌ها خودشان برای خودشان می‌سازند، به اجبار بازیگر را به نقشی که دارد، قانع می‌کند.

دقیقا همین‌طور است. البته نمی‌دانم خودشان این‌جور شخصیت‌پردازی را می‌خواهند یا این که اگر از این محدوده خارج شوند، اتفاق دیگری می‌افتد. ولی به هر حال این معضلی است که من به شخصه خیلی با آن دست به گریبان هستم و باعث شده نتوانم توانایی‌های خودم را به نمایش بگذارم.

خودتان فکر می‌کنید چه توانایی‌هایی دارید که بدون استفاده مانده است؟

به هر حال یک بازیگر قابلیت‌های مختلفی دارد. این که همیشه در محدوده مادر یا مادربزرگ بودن غلت بزنم، باعث می‌شود آنچه در وجودم ذخیره شده بدون استفاده بماند. مثلا بازی در نقش یک وکیل یا پزشک، یا حتی قاچاقچی، قطعا با نقش یک مادر که فراز و فرود آنچنانی نخواهد داشت، متفاوت است.

به طور کل از بازی‌تان در این سریال راضی هستید؟

متأسفانه هنوز موفق نشدم این سریال را ببینم چون مشغول کار بودم. باید کار را ببینم تا بفهمم چه اتفاقی افتاده.

تا به حال فکر کرده‌اید که در عرصه‌ای متفاوت تجربیاتی کسب کنید؟ مثلا فیلمنامه‌نویسی یا کارگردانی؟

نه قطعا استعداد و توانایی فیلمنامه‌نویسی را ندارم. اما قصه کوتاه می‌نویسم، شعر می‌گویم و امیدوارم روزی بتوانم کارهایم را ارائه کنم.

از بازی‌هایی که کرده‌اید، نقشی هست که بیشتر از همه دوست داشته باشید؟

می‌خواستم به این اشاره کنم که در این سال‌ها نقش‌هایی را که بازی کرده‌ام، بشدت دوست داشتم. اگرچه گاهی بسیار کوچک بوده اما هرگز این مساله برایم اهمیتی نداشته است. چون برایم مهم است که نقش در ذهن تماشاگر ماندگار شود. به کارنامه‌ام افتخار می‌کنم، با بهترین کارگردان‌های این سینما و تلویزیون کار کرده‌ام. اگر نقشی را دوست نداشته باشم، اصلا امکان ندارد کار کنم. نقشم در مختارنامه را فوق‌العاده دوست داشتم و اصولا برای آقای میـــرباقــری به خاطر دیالوگ‌نویسی عالی‌شان احترام خاصی قائل هستم. این دقت و مهارت در دیالوگ‌نویسی در سینما و تلویزیون ما، خیلی کم اتفاق می‌افتد. دوران سرکشی را هم خیلی دوست داشتم، نقشم در آن سریال را منفی نمی‌دیدم اما تمام تلاشم را انجام دادم تا آنچه را که فیلمنامه می‌خواهد، درست ارائه کنم و این نقشم هم برایم بسیار دوست‌داشتنی و به یادماندنی است.

شروینه شجری کهن / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها