در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گاهی هم شنیدن کلمه سفر و مسافرت همه مشکلات آن را پیش چشمها سبز میکند، اما سفرهایی هم هستند که تصمیم به رفتن آن، نه دغدغه وسیله راهی شدن و رسیدن دارد و نه مشکلات جاییماندن. شب درخانه خود میخوابید و شاید هم برای رسیدن بشود حتی با پای پیاده رفت.
سفر انواع مختلفی دارد ولی شاید سفرهای شهری یکی از مهجورترین انواع آن باشد. بخشی که با کمترین توجه نادیده گرفته شده است. نمیدانم مشکل از کجاست؟ از آدمهایی که فقط به دوردستها مینگرند و آنقدر گرفتار زندگی روزمره و تصویر رویاییشان از گردشگری و سفر هستند که فراموش کردهاند همین جایی که زندگی میکنند نیز بخشی از همان وطن بزرگ و پرشکوهشان است یا کسان دیگر؛ من که نمیدانم.
از اینها که بگذریم، میشود قصه را ساده تر از آنچه فکر میکنید تعبیر کرد. در تعاریف مدیریت شهری به هرگونه جابهجایی افراد از یک نقطه (مبدأ) به نقطه دیگر(مقصد) شهر که برای انجام کاری (هدف سفر) انجام میگیرد، سفر میگویند. بنابراین در تعریف این مدیران، عزیمت صبحگاهی و هر روزه شما به محل کار، دانشگاه و... سفر اطلاق میشود، اما تعمیم این تعریف به دیگر افراد و شهروندان معمولی هم خالی از لطف نیست.
میشود حتی برای این سفر روزمره و هر روزه شما مثل سفرهای دیگر تدارک دید. میشود با دوربین معمولی موبایل شروع کرد، این که همین مسافت معمولی و هر روزه را طور دیگری دید. شاید برخی جذابیتهایی که همواره از چشم شما پنهان میشده است، با قصد و نیت سفر هویدا شود. همانها را میتوان ثبت و سفر روزمره را هدفدار کرد.
اصلا خدا را چه دیدید، شاید بتوان از تمام مواردی که هر روز در این سفر به محل کار روی اعصاب شما راه میرود، به عنوان جذابیتهای گردشگری بهره برد. مثلا صف مترو یا اتوبوس. البته نه به قصد سفری جانکاه و دو ساعته در شهر زادگاهتان یا شهری که در آن زندگی میکنید. همین شهر تهران به گفته مسوولان شهریاش «روزانه با حدود 14 میلیون سفر درونشهری مواجه است که این سفرها با اهداف خاصی انجام میشود.» حالا میشود به این «اهداف خاص» کمی لذت بردن از همین سفرهای شهری را اضافه کرد.
میشود وجوه مشترک این نوع سفر را با سفری که به معنای عام آن میان همه مصطلح است، یافت و روشهای برخورد با آن را یکسان کرد. یعنی در مسیر هر روزه به محل کار با همسفران اتفاقیتان طوری برخورد کنید که اگر با آنها در سفری بین شهری همسفر بودید، رفتار میکردید.
به همان مهربانی که در سفرهای طولانیتر هستید و به همان میزان با ملاحظه و یاریدهنده. باور کنید امتحانش ضرر ندارد.
دو: پیشترها خبری نقل شده بود که ایرانیها رکورددار خاطرهنویسی از سفر حج هستند. این را میتوان از حجم تعاریف زائران این سفر معنوی متوجه شد؛ برگزاری جشنوارههای متعدد خاطرهنویسی حج نیز از این موضوع نشان دارد که ایرانیها نهتنها رکورددار هستند بلکه حالاحالاها مردمان کشورهای دیگر نخواهند توانست این رکورد را بشکنند.
معمولا ایرانیها افراد خاطره بازی هستند و همین باعث میشود بسیاری از خاطراتشان را مکتوب کنند.
از میزان سفرنامههای ادبیات کهن ما تا ادبیات معاصر نمایان است و میتوان متوجه این موضوع شد که بخشی از سفر، ثبت خاطرات آن در قالب سفرنامه و خاطرهنویسی است.
این حس مشترک، اما میان حاجیان و زائران خانه خدا بشدت زیاد است. این سفر فارغ از تمام جنبهها و مشترکاتش با سفرهای معمولی، از چنان معنویتی برخوردار است که زائر(مسافر) را وادار به نوشتن میکند. گویی تحمل لذت از این سفر به تنهایی مقدور نیست و باید دست به دامان ثبت و تقسیم آن با دیگران شد.
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: