در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1ـ آموزش به عنوان یکی از ویژگیها و کارکردهای ذاتی هر رسانهای شناخته میشود و در تعریفی که مک لوهان، نظریهپرداز مشهور رسانهای ارائه داده این کارکرد یکی از وظایف اصلی هر کنش رسانهای عنوان شده است، اما وقتی قرار است ماهیت و هویت یک شبکه تلویزیونی با مفهوم آموزش گره بخورد مصادیق آن و ابعاد و جوانب این کنشمندی آموزشی از اهمیت مضاعفی برخوردار میشود. واقعیت این است که همه شبکههای تلویزیونی میتوانند آموزش و انتقال اطلاعات و دانش را یکی از وظایف اصلی خود معرفی کنند، لذا شبکه آموزش باید حدود و ثغور و سطح و نوع آموزش را در برنامههای خود تعیین کند. شاید در اینجا بتوان مدعی شد که آموزش هدف نیست، بلکه شیوههای آموزشی است که اهمیت دارد و باید درباره راهکارهای تحقق عینی آن اندیشید.
2ـ شبکه آموزش بیش از هر چیز یک رسانه است آن هم یک رسانه تصویری که قرار است مخاطب را پای تماشای خود بنشاند، لذا اهتمام و التزام به سرگرمی و قابلیت سرگرمکنندگی برنامههایش در درجه دوم قرار نمیگیرد. قرار نیست این شبکه به یک کلاس درس تصویری بدل شود و حتی اگر بهترین شیوههای آموزشی و مجربترین مدرسان هم در این شبکه به آموزش بپردازند نمیتوان رضایت مخاطبان و اصلا حضور آنها را تضمین کرد. وقتی از یک رسانه سخن میگوییم باید آموزش را با سرگرمی ترکیب کرد تا به جذابیت رسید و مطمئن بود که این شبکه میتواند مخاطب داشته باشد. سرگرمی به اندازه خود آموزش پیچیده و مهم است و البته ترکیب آنها در یک کنش رسانهای دشوارتر.
3ـ وقتی قرار است آموزش با سرگرمی همراه شود آنچه که اتفاق میافتد و مهم است روش غیرمستقیم در این معناست و البته این کار دشواری است. شبکه هفت بویژه در 2 سال اخیر تلاش کرده تا مبتنی بر همین الگو به تولید برنامههای خود بپردازد و آموزش را در شکل غیرمستقیم آن دنبال کند. نمونه موفق این رویکرد را میتوان در برنامه مشاعره ردیابی کرد که درعین ایجاد سرگرمی و مفرح بودن به انتقال مفاهیم و اصول و فنون ادبی هم پرداخته و از این طریق ادبیات فارسی را به شکل غیرمستقیم برای مخاطبان خود تبیین میکند. روانشناسی مخاطب بویژه مخاطب امروزی نیز ایجاب میکند تا در برنامهسازیهای رسانهای از روشهای غیرمستقیم و آمیخته با هنر و سرگرمی به آموزش پرداخت.
4ـ به نظر میرسد شبکه آموزش را باید به عنوان شبکه «هفت» معرفی کرد و «آموزش»، هدف و محتوا و الگوی ساختاری آن را نشان دهد. مثلا میگوییم شبکه یک شبکه ملی یا شبکه سوم شبکه جوان یا شبکه 5 شبکه امید و آگاهی. لذا بهتر است در معرفی این شبکه نیز هفت بر آموزش تقدم داشته باشد و اول فرم و بعد محتوا و مضمون آن شناخته شود. هوشمندی منصور ضابطیان در انتخاب نام رادیو هفت برای برنامه خود یا امیر قمیشی برای برنامههای هفت و هفت دقیقه و حوالی هفت نیز مصداق دیگری از این معناست.
5ـ انتظار میرود تا شبکه هفت به عنوان شبکه آموزش بیش از هر شبکه تلویزیونی دیگر نظام آموزشی کشور در ابعاد مختلف آن و آسیبشناسی و تجزیه و تحلیل آن را در دستور کار خود قرار دهد و در حال حاضر جای چنین برنامهای در این شبکه خالی است. نظام آموزشی کشور ما از مقطع ابتدایی تا دانشگاهی واجد نکات قابل بحثی است که زندگی بسیاری از شهروندان ایرانی را در مهمترین دوران زندگیشان تحتالشعاع خود قرار داده است، لذا توجه و نگاه علمی به نظام آموزشی و تولید برنامههای کارشناسی مختلف در این حوزه از جمله مهمترین وظایف این شبکه است که باید مورد توجه مدیران و برنامهریزان این شبکه قرار بگیرد.
6ـ هماکنون چند برنامه در شبکه آموزش وجود دارد که به منزلت حرفهای و رسانهای خوبی دست یافته است: مشاعره، رادیو هفت، گل آموز، هفته نامه، صبحی دیگر، شب نامه، صفر و یک، کیمیا، مشق عشق، حوالی هفت، و... از جمله این برنامه هستند که هر کدام مخاطبان خاص خود را یافته و مجموعه همین برنامهها به این شبکه هویت بخشیده است و این نشان میدهد اصالت و قدرت یک شبکه تلویزیونی به ماهیت و جذابیت برنامههایی است که تولید میکند.
7ـ شبکه هفت، شبکه جوان و تازهکاری است که اگر ساختار و شمایل تازه آن را در نظر بگیریم هنوز در ابتدای راه است و باید مورد حمایت و پشتیبانی مالی و معنوی بیشتری قرار بگیرد. واقعیت این است که این شبکه از لحاظ تامین بودجه و گردش اقتصادی در شرایط مطلوبی به سر نمیبرد و مستلزم توجه بیشتر مدیران و سیاستگذاران رسانه ملی است تا با توجه به موفقیت این شبکه دستکم در چند برنامه که مخاطبان زیادی را متوجه تلویزیون کرده است از این شبکه حمایتهای لازم و کارآمد صورت بگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: