آلبوم ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی با چه تفکری شکل گرفت و شما چرا ردیف موسی خان معروفی را انتخاب کردید؟
به عقیده من ردیف مرحوم موسیخان معروفی به لحاظ کمی و کیفی کاملترین ردیف است، چرا که از نظر کمی، بسیاری از گوشههایی که در ردیفهای دیگر نیست را در خود دارد و از جنبه کیفی نیز جامعترین ردیفسازی و آوازی به شمار میآید. در واقع نوازندهای که آن را مینوازد هم، با ردیفسازی و همآوازی آشنا میشود.
یکی دیگر از دلایل انتخابم این بود که ردیف معروفی، مبنای ردیفهای دیگر است و به نوعی اولین ردیفی است که در ایران به کتابت و انتشار درآمده و از نظر زمانی نسبت به سایر ردیفهای موسیقی تقدم دارد. به نظر من مرحوم موسیخان معروفی از موسیقیدانان بزرگی است که عمر خود را بر سر این کار گذاشت و حق نیست اثرش مهجور بماند و مورد اقبال قرار نگیرد. بر این اساس من در خود احساس وظیفه کردم که این اثر را بازنویسی کنم و به گوش و نظر دیگران برسانم.
چرا در کنار این اثر، ردیفهای آوازی را نیز منتشر نکردید؟
اولین انتخابم کار روی ردیفسازی بود که به امید خدا در آینده، ردیف آوازی را نیز اجرا خواهم کردم. این آلبوم اولین و آخرین کارم روی ردیفهای موسیقی دستگاهی نیست و در نظر دارم یک سلسله از ردیفهای آوازی و سازی را که کمتر یا اصلا منتشر نشده، اجرا کنم.
سالهای سال است که موسیقی ردیف دستگاهی توسط استادان مختلف اجرا شده است. فکر نمیکنید انتشار این اثر، کاری تکراری بوده یا این که شما در این آلبوم با نگاه دیگری به ردیف موسیقی دستگاهی نگاه کردهاید؟
به نظرم انتشار این اثر دوبارهکاری و تکراری نبوده، چرا که ردیف موسیقی معروفی را به غیر از مرحوم استاد روحافزا شخص دیگری اجرا نکرده است که به 60 سال پیش برمیگردد. بر این اساس طی این سالها هیچ اجرایی از این ردیف صورت نگرفته و شناسانده نشده است به همین منظور شایسته بود که دوباره و با گذشت این همه سال به گوش مردم برسد و شناخته شود.
این آلبوم به روایت موسیخان معروفی است، اما اگر تفکر و احساس شخص شما را به عنوان نوازنده در آن دخیل کنیم، در نهایت روایت شما از ردیف موسیخان معروفی میشود.
من بدون این که این موضوع را رد کنم، باید بگویم که ما همیشه یک متن و یک گوینده داریم که متن همیشه ثابت و گوینده متغیر است. در این اثر نیز متن را موسیخان معروفی جمعآوری کرده که گویندههای آن با هم تفاوت دارند. بنابراین هر گویندهای احساسات، ذوق، سلیقه و زیباییگویی خودش را دارد.
در کنار این آلبوم، شما اثر دیگری با عنوان خودآموز تار و سهتار را نیز در حال انتشار دارید. در این باره توضیح میدهید؟
انگیزه پیدایش این اثر وجود نیروهای مستعد زیاد در سراسر کشور است که اولا در پایتخت نیستند، ثانیا در شهرهای بزرگ زندگی نمیکنند و ثالثا دسترسیشان به استادان بزرگ امکانپذیر نیست. من اگر توانایی نواختن همه سازها را داشتم، چنین آلبوم آموزشیای را برای تمامی سازها ارائه میدادم که این همه استعدادهای خوب، ولی معاف از دسترسی به منابع خوب سرگردان نباشند و در خانه خود آموزشهای لازم را ببینند، ولی حیف که تنها 2 ساز تار و سهتار را مینوازم و این مجموعه نیز مختص همین 2 ساز است.
این مجموعه مختص چه گروه از هنرآموزان است؟
هر کدام از این دو آلبوم، 8 لوح فشرده است که هر یک شامل 3 ساعت کار آموزشی است. در واقع مدعای من این بوده که یادگیرندههایی که چیزی از نوازندگی تار و سهتار نمیدانند با این مجموعه تا سطح پیشرفته رشد کنند و بدون نیاز به استاد تا حد آمادگی برای ردیفنوازی، کار را یاد بگیرند.
هماکنون توجه هنرمندان نسل کنونی به موسیقی ردیف دستگاهی کمرنگ شده و بسیاری بر این باورند که این بخش از موسیقی دیگر جوابگوی شنوندههای امروز نیست، شما چه نظری در این باره دارید؟
محسن نفر: موسیقی ردیف دستگاهی، بخش مهمی از میراث فرهنگی ماست که به شناخت تاریخ و تمدن کشورمان کمک میکند. این موسیقی نماینده اندیشه و تفکر ایرانی است که نغمهها، آواها، گوشهها و نواهای آن هر 2 ساحت فکر و احساس را در بر میگیرد
ما نمیتوانیم برای مردمی حکم صادر کنیم که حوصله شنیدن این موسیقی را ندارند، چرا که ما سخنگوی همه مردم نیستیم و هستند کسانی که عاشق تاریخ و سرزمین و فرهنگشان هستند و موسیقی ردیف دستگاهی را بخش جدانشده از تاریخ و فرهنگ میدانند. من نیز معتقدم اگر سرزمینمان را دوست داریم، باید تاریخ، فرهنگ و تمدن آن را بشناسیم، چرا که این عرصهها از سرزمین ما جدا شدنی نیست و یکی از مظاهری که به شناخت تاریخ و فرهنگ کشورمان کمک میکند، همین مقوله ردیفشناسی است. به نظر من موسیقی ما نماینده قوم متفکری بوده و موسیقی ردیف دستگاهی ما تماما نغمههایی نیست که آدمی را متعلق به ساحت فکر و خرد بداند، بلکه ساحت احساسات و عواطف را نیز در کنار خود دارد.
ولی باید پذیرفت که با داشتن یک تاریخ چند هزار ساله در موسیقی، نتوانستهایم این هنر را بوسیله موسیقی ردیف دستگاهیمان جهانی کنیم.
ابتدا باید این سوال را از خود داشته باشیم که ما به چه میزان این ردیف و موسیقی را اشاعه و منتشر کردهایم که از آن انتظار جهانیسازی داریم؟ ضمن این که ملتها در هر اقلیمی که قرار دارند، دارای ذوق و احساسات متفاوتی هستند و دلیلی وجود ندارد که موسیقی و هنر دیگر اقلیمها را دوست داشته باشند.
ولی این مساله درباره موسیقی کلاسیک غربی مصداق ندارد، چرا که شاهد هستیم این نوع از موسیقی در سراسر جهان رشد کرده و حتی وارد بدنه موسیقی سنتی نیز شده است؟
نباید نادیده گرفت که موسیقی سنتی ما نیز به عنوان یک زمینه علمی در برخی دانشگاهها تدریس میشود، اما من معتقدم که وجود موسیقی غربی در همه جای دنیا دلایل تاریخی و سیاسی را نیز به همراه دارد، اما اگر از این دلایل بگذریم به غربزدگی که مشکل اساسی دنیای امروز است، میرسیم. کشورهای غربی به دلیل ساماندهی اقتصادی و پیشرفتهای صنعتی، تکنولوژی، علمی و... که بنا به دلایلی بر اساس عدالت نیز نبوده، نظر همگان را به خود جلب کردهاند و این توجه، خواسته یا ناخواسته به تمامی موارد آن کشور از جمله فرهنگ و هنرش وارد میشود که موسیقی نیز یکی از این موارد است.
شما در زمینه آهنگسازی فیلم و تئاتر نیز پیشرو بودهاید. در این بخش چه میزان به پشتوانههای فرهنگی و موسیقی سنتی ایران پایبند بودهاید و چه قدر اعتقاد به این دارید که در ساخت موسیقی فیلم باید کمی از موسیقی سنتی ایران فاصله گرفت؟
ما عنوانی با نام موسیقی محض و موسیقی برای دیگر استفادهها داریم که میتواند برای فیلم، تئاتر، دکلمه، روایت داستانی و... باشد. اگر شما موسیقی را در خدمت عامل دیگری میگیرید، باید به موفقیت آن کمک کنید نه اینکه صرفا به خود موسیقی بیندیشید. اگر هنرمند به این مقوله توجه داشته باشد، دیگر در قید و بند این نخواهد بود که موسیقیای که برای فیلم، تئاتر یا هر چیز دیگر میسازد حتما باید کلاسیک، ایرانی، سنتی و... باشد.
به نظر من آهنگساز ابتدا باید تشخیص دهد برای چه موضوعی موسیقی میسازد و بعد بر اساس آن و با استفاده از داشتههای موسیقاییاش نوع آن را مشخص و از ابزارهای لازم استفاده کند.
هماکنون چه آثار دیگری در دست انتشار دارید؟
در حال حاضر 7 آلبوم تکنوازی و چند آلبوم گروهنوازی را آماده انتشار دارم که باید روند کارها انجام شود و در دسترس علاقهمندان قرار گیرد.
امیرسعید بورنگ / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم