در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مناظره اخیر از یک ضرباهنگ قابل پیشبینی برخوردار بود و آن هم انتقاد همهجانبه از باراک اوباما و قول انجام دادن بهتر امور دیپلماسی آمریکا در صورت پیروزی در انتخابات بود. در معدود فرصتهایی که کاندیداهای حزب جمهوریخواه با مردم درباره موضوعات بینالمللی گفتوگو کردهاند همواره ادعاهایی علیه اوباما مطرح شده است که از آن جمله رئیس جمهور، دوستان واشنگتن را تنها گذاشته و از رقبای آنها حمایت کرده است و وی از درک قدرت فوقالعاده آمریکا برای انجام کار خیر در جهان عاجز بوده است و مواردی از این قبیل را میتوان ذکر کرد.
اما همزمان این کاندیداها قول دادهاند در صورت پیروزی به توفیقات اساسی در سیاست خارجی دست یابند. به طور مثال ایران را وادار به گردن نهادن به اراده آمریکا و پایان دادن به برنامه هستهایاش خواهند کرد یا پاکستان را وادار به عدم حمایت از گروههای تروریستی کنند یا کاری کنند که چین از غارت و سودجویی تجاریاش در جهان دست بردارد و در یک کلام همه چیز عالی خواهد شد!
این وعده و وعیدها که خلاف عقل سلیم است اغلب از جانب جمهوریخواهان که از نظر سیاسی انزوا طلب محسوب میشوند بسیار شنیده میشود، اما در حقیقت، نظر سنجیها نشان میهد به اعتقاد بسیاری از آمریکاییها واشنگتن باید حساسیت کمتری نسبت به مسائل و مشکلات خارجی داشته و بیشتر روی موضوعات داخلی که اخیرا رشد فوقالعادهای هم داشته است، تمرکز کند. با این همه، این حقیقت به معنای تمایل این کاندیداها به رها کردن مسائل بینالمللی نبوده است و در واقع اکثر آنها مشتاقانه در پی یک دیپلماسی فعال جهانی هستند که از این نظر درون سنت 50 سیاست خارجی حزب جمهوریخواه قرار میگیرند. تمام کاندیداهای جمهوریخواه معمولا شیوه مشابهی در برخورد با موضوعات خاص دارند و تفاوت آنها بیشتر در راهبرد، اولویتها و لحن بیان است. سانتورم مایل به تداوم وضع فعلی در افغانستان تا خنثی و عقیم شدن نیروی طالبان است. ریک پری پیشنهاد قطع تمامی کمکها را به پاکستان کرده است و میشله باچمن برخلاف وی این پیشنهاد را ایده بدی میداند و در یک کلام همگی آنها درباره ایفای نقش جدیتر آمریکا در جهان و بسیار بیشتر از آنچه اکنون در دیپلماسی اوباما مشهود است، متفق القولند.
به استثنای موضوع تغییرات جوی که حتی این روزها کاخ سفید هم بندرت به آن اشاره میکند اوباما و کاندیداهای رقیب وی خطرات و تهدیدهای مشابهی را فراروی آمریکا میبینند: افغانستان، پاکستان، ایران، کره شمالی و خیزش چین به عنوان یک ابر قدرت جهانی.
شکی نیست که راهبردهای اوباما در حل مشکلاتی که وی همان ابتدای ریاست جمهوریاش آنها را تشخیص داده بود نظیر پایان دادن به برنامه هستهای ایران، سروسامان دادن به شرایط بحرانی پاکستان و وادار کردن چین به بالا بردن ارزش یوآن موفق نبوده است، اما کارنامه وی بیشتر از آن که به بیعرضگی وی ربط داشته باشد که مورد ادعای کاندیداهای جمهوریخواه است ناشی از این واقعیت است که اهرمهای آمریکا در جهان اکنون بسیار محدود شده است. تحریمهای کمرشکن در مورد ایران که اغلب این کاندیداها دولت اوباما را به آن فراخواندهاند بدون همکاری چین و روسیه و دیگر کشورها موفقیتی در پی ندارد و دستیابی به این همکاری نیز برای آمریکا قیمت بالایی دارد. واشنگتن دیگر قادر به مدارا با پاکستان نیست، اما کامیابی در افغانستان بدون پاکستان غیرممکن است. ایالت متحده میتواند چین را برای سیاستهای ارزی و تجاریاش تنبیه کند، اما پکن نیز مکانیسمهای فراوانی برای عمل متقابل در اختیار دارد و به این فهرست موارد دیگری را نیز میتوان اضافه کرد. کاندیداهای حزب جمهوریخواه در درک گسترده شدن حوزههای اقتصادی، سیاسی و حتی قدرت نظامی ناشی از حرکت به سمت جهانی سازی عاجز ماندهاند. با آن که ایالات متحده تا مدتها بهعنوان قدرتمندترین و با نفوذترین نیروی یکه تاز جهان باقی خواهد ماند، اما این به معنای همسویی غیرارادی دوستان و متحدانش در پذیرش رهبری آمریکا یا ذوب شدن رقبا در اراده آمریکا نیست. بسیاری از مشکلات کنونی سیاست خارجی دیگر نمیتواند از طریق کاربرد یکجانبه قدرت آمریکا حل و فصل شود و به همین دلیل فهم چگونگی ایجاد مشارکت جهانی بزرگترین چالش پیشروی ایالات متحده خواهد بود. از همین رو میتوان دریافت چرا باچمن، کین،گینگیریچ، هانتمن، پری، رامنی و سانتورم حاضر به دست و پنجه نرم کردن با چنین پیچیدگیهایی نیستند.
بر خلاف انتخابات سالهای 2004 و 2008 که جنگ در افغانستان و عراق محوریترین موضوع در مبارزات انتخاباتی بود و رنج ناشی از 11 سپتامبر هنوز احساس میشد، انتخابات نوامبر سال بعد بهطور گستر دهای حول مسائل داخلی دور خواهد زد و مردم آمریکا تنها به قابلیت کاندیداها در اتخاذ سیاست خارجی اصولی بسنده و جزئیات و دشواریها را به دیگران واگذار خواهند نمود، اما بنای یک سیاست خارجی منسجم بخصوص در جهانی که به طور فزاینده برای آمریکا مخاطرهآمیز و آسیبرسان گردیده است باید برای تمام کاندیداها اولویت اساسی باشد.
به هر حال یکی از این کاندیداها احتمالا رئیسجمهور بعدی آمریکا خواهد بود و شکی وجود ندارد که اگر وی از درک چگونگی عبور از جهان بغرنج و بسیار پیچیده کنونی ناتوان باشد تاب مقاومت در برابر اولین بحران سیاست خارجی را که بهطور اجتنابناپذیری روزی یکی پس از دیگری بروز خواهد نمود، از دست خواهد داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: