گفت وگوی جام جم با کارگردان راه آبی ابریشم

روایت نخستین سفر ایرانیان به چین

هر چند فروش «راه آبی ابریشم» به اندازه‌ای نیست که بتوان آن را استقبال از این فیلم دانست اما عنوان فیلم فاخر توانسته است کاری کند همین اندک تماشاگر از سالن‌های سینما راضی بیرون بیایند.
کد خبر: ۴۴۱۶۹۱

محمد بزرگ‌نیا در فیلم راه آبی ابریشم دوباره سراغ دغدغه‌ها و علاقه‌مندی‌های خودش رفته است، دغدغه‌هایی که می‌توان رد آن را از اولین ساخته‌های او یعنی کشتی آنجلیکا تا فیلم‌های بعدی او یعنی طوفان و جنگ نفتکش‌ها پیدا کرد.

بزرگ‌نیا در این گفت‌وگو وسوسه ساخت این فیلم را از همان زمان فیلم کشتی آنجلیکا می‌داند و با ذوق و شوق خاصی از دریانوردی ایرانیان و شگفتی‌های آن می‌گوید.

طرح ابتدایی فیلم چگونه شکل گرفت؟

این طرحی بود که از زمان ساخت کشتی آنجلیکا با آن برخورد کرده بودم. زمانی که تحقیقات این پروژه را انجام می‌دادم با موضوع اولین سفر ایرانیان به چین و آغاز سفرهای این‌چنینی برخورد کردم و همیشه هم معتقد بودم، چنین طرحی ظرفیت نمایشی خوبی دارد.

در همان زمان برای تحقیقات، کتاب‌های زیادی مطالعه می‌کردیم. به طور نمونه «تاریخ دریانوردی ایرانیان» کار اسماعیل رائین. در این کتاب به کتاب دیگری به عنوان «شگفتی‌های جهان باستان» که نسخه اصلی آن در یکی از کتابخانه‌های پاریس است و ما کپی آن را در کتابخانه ملی داریم، اشاره شده است.

در آن کتاب خاطرات تعدادی ناخدا و دریانورد درباره سفرهای طولانی که شامل سفر به سواحل آفریقا، هند (و آنهایی که جسارت بیشتری داشتند تا چین) مطالبی وجود داشت، البته نه به صورت سفرنامه؛ بلکه به طور مثال در کتاب عنوان شده بود که در منطقه‌ای به عنوان دیباجات، واحد پول چیست؟ چه رفتارهای اجتماعی دارند یا در چین چه اتفاقی شکل می‌گیرد و گمرک چین چگونه است.

با استناد به این مکتوبات مشخص بود سفری از بندر سیراف درخلیج‌فارس تا بندر خانفو در چین با همین کشتی‌های بادبانی برای اولین بار انجام گرفته و این مسیر تجاری باز شده است. این یک فکر اولیه بود که در همان زمان در حد یک طرح یک صفحه‌ای باقی ماند.

پس دغدغه راه آبی ابریشم را از همان زمان داشتید؟

همیشه فکر می‌کردم این موضوع جالبی است و اگر شرایط تولید آن فراهم شود، قطعا آن را می‌سازم. تا این‌که در زمان مدیریت آقای جعفری‌جلوه در شبکه اول در جلسه‌ای که مربوط به موضوع دیگری بود، این طرح مطرح شد و این همزمان بود با ادعاهای پوچ کشورهای همسایه درباره هویت پارسی خلیج‌فارس.

من در همان زمان طرح را پیشنهاد دادم وعنوان کردم اگر وارد چنین پروژه‌ای شویم بدون شعار می‌توانیم بر هویت ایرانی خلیج‌فارس تآکید کنیم و بخشی از تاریخ پر افتخاردریانوردی ایرانیان را تصویر کنیم. طرح برای ساخت یک مجموعه تلویزیونی تصویب شد و قرار شد آقای بشکوفه که در همان زمان درگیر تدارکات «مدار صفر درجه» بودند، تهیه‌کنندگی کار را به عهده بگیرند. حدود 20 قسمت به صورت سیناپس نوشته شده بود که با رفتن آقای جعفری‌جلوه از مدیریت شبکه اول سیما به معاونت سینمایی، ساختن سریال منتفی و طرح بایگانی شد.

دوباره بعد از مدتی در ملاقاتی با ایشان، از من خواستند در صورت امکان طرح را به یک فیلم سینمایی تبدیل کنم که من هم پذیرفتم و کار با تشکیل یک گروه چهار نفره تحقیقاتی دوباره شروع شد.

تحقیقات به صورت میدانی و کتابخانه‌ای انجام شد و حدود یکهزار فیش در ارتباط با تمام مسائل دریانوردی ایرانیان جمع‌آوری کردیم، نه تنها در آن دوره خاصی که در فیلم مطرح می‌شود، بلکه 100 سال قبل و بعد از آن مورد بررسی قرار گرفت و در این ارتباط سفر نامه‌هایی که اشاره‌ای به دریا داشت هم مطالعه شد.

چقدر برای تحقیقات فیلمنامه زمان صرف کردید؟

حدود یک سال و نیم تا دو سال این مرحله طول کشید تا ما به سیناپس یک فیلم سینمایی رسیدیم که بعد به فیلمنامه تبدیل شد. بازنویسی نهایی بعد از دیدن لوکیشن‌ها و ارزیابی امکانات تولیدی در داخل و خارج از ایران انجام گرفت و در نهایت به فیلمنامه‌ای رسیدیم که راه آبی ابریشم از آن ساخته شد.

آیا مشاورانی هم در بخش نگارش فیلمنامه داشتید؟

در مرحله نگارش مشاوری نداشتم، اما بعد از اتمام کار چند دوست و همکار، فیلمنامه را خواندند و پیشنهادهایی دادند، آنچه را پسندیدم در فیلمنامه اعمال کردم.

شما بعد از اتمام مراحل تحقیقات به مستنداتی دست پیدا کردید که نشان از تاریخ دریانوردی در ایران دارد. چطور به این خط داستان رسیدید و شخصیت‌پردازی‌ها شکل گرفت؟ چقدر از این بخش از ذهن و تخیل شما نشأت می‌گیرد؟ به طور نمونه وارد کردن قصه ماهورا.

متأسفانه منابع مکتوب و تصویری ما از این دوره تاریخی خاص خیلی کم است. ما فقط می‌دانستیم که یکهزار سال پیش سفری از بندر سیراف ایران شروع و در بند خانفوی چین به پایان رسیده است.

البته قطعا این راهم می‌دانستیم که در کشتی ناخدا، رهنامه‌نویس، دیده‌بان، دکل‌بان و... وجود دارد. ولی ترکیب داستانی این فیلم زاییده تخیل و ذهنیت من است. این سفرنامه باید جذابیتی برای مخاطب می‌داشت. در غیر این صورت باید از این تحقیقات مستند می‌ساختیم. وقتی وارد کار داستانی می‌شویم، باید متن دراماتیزه می‌شد و عواملی شکل می‌گرفت تا کنش‌ها و واکنش‌هایی در قصه شکل می‌گرفت. در آن زمان خریدن کنیز و همراه کردن آنان با خود برای بعضی از ناخدایان امری عادی بود.

ماهورا به شکل یک کنیز وارد قصه شد تا درامی ‌شکل بگیرد. شخصیت ماهورا در فیلم یک بار تاریخی هم به همراه می‌آورد، زیرا ادعا می‌کند که از نواده‌های یعقوب لیث است. مساله چپاول، غارت و تجاوز را در سواحل جنوب مطرح می‌کند. آن سال‌ها در یورش‌ها نخستین غنیمت‌هایی که گرفته می‌شد، برده و کنیز بود. زنان، کودکان و جوانان را به عنوان برده و کنیز می‌گرفتند. به جز این رمانس فیلم با حضور ماهورا ساخته می‌شود.

شخصیت‌پردازی‌های این فیلم به گونه‌ای است که سفید یا خاکستری است و ما شخصیت سیاه یا کاملا منفی در راه آبی ابریشم نمی‌بینیم. این در اصل برگرفته از گذشته و تاریخ سرزمین ایران است که افراد به این گونه زندگی می‌کردند و شخصیت‌های منفی در آنها دیده نمی‌شود. در جامعه فعلی ما چنین افرادی کمتر دیده می‌شوند.

مساله‌ای که شما درباره حضور چنین افرادی در گذشته عنوان کردید، کاملا صحیح است. اما از طرف دیگر به سلیقه من هم برمی‌گردد. نویسنده تصمیم می‌گیرد تا چه بخشی از طیف سیاهی را ببیند. به طور نمونه تا انتهای این نقطه حرکت کند یا طیف‌های میانه را برای آنها در نظر بگیرد.

بزرگ‌نیا: تمام شخصیت‌های خاکستری ما در فیلم برای کنش یا واکنشی که نشان می‌دهند محق هستند. آنها در حماسه یا عمل قهرمانانه‌ای که در فیلم شکل می‌گیرد نیز سهیم هستند

ما از آغاز تصمیم گرفتیم در این فیلم شخصیت مطلق سیاه نداشته باشیم. تمام شخصیت‌های خاکستری ما در فیلم برای کنش یا واکنشی که نشان می‌دهند، محق هستند. آنها در حماسه یا عمل قهرمانانه‌ای که در فیلم شکل می‌گیرد نیز سهیم هستند.

در شکلی از فیلمنامه قهرمان فیلم هدف و نیازی دارد که به سوی آن پیش می‌رود، ولی شخصیت‌های منفی مانع از رسیدن او به هدف می‌شوند و با او به مقابله بر می‌خیزند، در این فیلم شخصیت‌ها در مقابل یکدیگر نیستند، بلکه در کنار یکدیگرند اما خوی و خصلت‌های آنها با یکدیگر تفاوت دارد.

ناخدا سلیمان با توجه به سن و سال، تجربه و تبحری که دارد به اصولی پایبند است و اعتقاداتی دارد. شما در طول این فیلم اعتقادات وی را می‌بینید که درباره زن، انتخاب افراد و... اعمال می‌کند. ناخدا ادریس هم به اصولی اعتقاد دارد. وقتی ناخدا سلیمان در صحنه‌ای به وی می‌گوید که دیگر دنبال من نیا چون زنی در کشتی داری، می‌گوید دریا مال تو نیست، من هم می‌توانم این راه را ادامه دهم.

این شخصیت‌ها در تقابل با اهداف قصه حرکت نمی‌کنند، اینها در رقابت با هم در رسیدن به هدف حرکت می‌کنند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم که شخصیت منفی سیاه نداشته باشیم. در نوع شخصیت‌پردازی‌ها به گونه‌ای عمل کردیم که مخاطب به شخصیت‌های خاکستری هم حق بدهد.

این در بخش موسیقی فیلم هم اعمال شده است. به طور نمونه در صحنه مرگ مرداس در فیلم از همان ساز نی استفاده می‌شود که در ایران در زمان حرکت کاروان استفاده کردیم. با این انتخاب قصد داشتیم مخاطب را به مبدأ ماجرا برگردانیم. یعنی گروهی با هم برای رسیدن به هدفی حرکت کردند، اما در راه تلفاتی نیز داده‌اند.

ناخدا ادریس در صحنه جنگ نشان می‌دهد که اهل فرار نیست و جان خود را در دفاع از کشتی از دست می‌دهد، مرداس نیز بعد از مرگ ناخدا ادریس این حق را دارد که ناخدای کشتی شود و ماهورا در اختیار او قرار گیرد؛ اما رفتارهای وی به گونه‌ای است که با اصول و عقاید ناخدا سلیمان سازگار نیست و سلیمان شاذان را به ناخدایی انتخاب می‌کند.

برای گرفتن صحنه‌های خارج از کشور از مشاوره افراد این حرفه در همان کشورها نیز استفاده کردید؟

امروزه حضور اینترنت کمک بزرگی به ما می‌کند. به راحتی می‌توان درباره تاریخچه کشورهای دیگر جستجو کرد و اطلاعاتی به دست آورد. درباره اکثر کشورها اطلاعات نسبتا کاملی در فضای اینترنت وجود دارد. پروین صفری خیلی از اطلاعات را از همین طریق به دست آورد. در گریم هم آقای ملکان مطالعات زیادی انجام داد و اطلاعات بسیاری از طریق اینترنت به دست آورد.

در ساختن چنین فضاهایی مانند صحنه‌های مربوط به جزیره ناشناخته، آیا فیلمی ‌دیده بودید که از آن الهام گرفته باشید؟

من فیلم زیاد می‌بینم. این‌که چنین صحنه‌هایی با همین مختصات دیده باشم، یادم نمی‌آید. تقریبا در تمام فیلم‌هایی که بحث سفر به مناطق ناشناخته و بحث اکتشاف است، شما قطعا با چنین مناطقی روبه‌رو می‌شوید. مهم نوع نگاه شماست. ما این اطلاعات را از فیلم‌ها به دست نیاوردیم، بلکه از راه تحقیقات به این فضاها رسیدیم.

در بانکوک با نگاهی به مجموعه‌ای از ساختمان‌های تاریخی و المان‌های گذشته، یک شهرک توریستی ساخته‌اند که ما از آنها در سکانس‌های ملاقات با ملکه دیباجات و عروسی استفاده کردیم. در چین هم همان‌طور که می‌دانید شهر ممنوعه تاریخی وجود دارد. اما بعد از فیلم «آخرین امپراتور» برتولوچی، دیگر دولت چین اجازه فیلمبرداری در این منطقه را نمی‌دهد. اما درست شبیه همین شهر را در جای دیگری ساخته است. این شهرک سینمایی متعلق به تلویزیون چین است که ما در فیلم از آن برای سکانس پایانی و ملاقات با حاکم خانفو استفاده کردیم.

در انتخاب بازیگران چطور به این ترکیب رسیدید؟

من در تمام فیلم‌هایم از حضور آقای انتظامی‌ بهره برده‌ام. در فیلم کشتی آنجلیکا در خدمت داریوش ارجمند بودم. با کیانیان در «جایی برای زندگی» به عنوان مسوول انتخاب بازیگران همکاری داشتم. پیام دهکردی هم با بشکوفه در مدار صفر درجه پیش از این همکاری کرده بود. از طرف دیگر ما نیاز به یک ستاره یا چهره در فیلم داشتیم، بهرام رادان به دلیل موقعیتی که در سینمای ایران داشت، انتخاب مناسبی بود. پگاه آهنگرانی هم بسیار انتخاب بجایی بود.

برای چنین کاری باید یک گروه حرفه‌ای انتخاب می‌کردیم که دغدغه و علاقه‌ای به کار داشته باشند. زیرا کار کردن روی کشتی بسیار سخت است. ظاهر زیبایی دارد، اما به سرعت روی تعادل افراد اثر می‌گذارد. به غیر از سختی خطرهای بی‌شماری همچون افتادن به دریا گروه را تهدید می‌کند به ویژه درصحنه‌های حادثه‌ای و پر جنب و جوش چون توفان و جنگ. یکی از دلایلی که این فیلم به سرانجام رسید حضور یک گروه حرفه‌ای علاقه‌مند بود.

بحثی که در ارتباط با فیلم در جشنواره فجر مطرح شد این بود که چرا شخصیت‌های خارجی این فیلم باید فارسی صحبت می‌کردند. چرا از زیرنویس استفاده نکردید؟

بله، امکان زیرنویس داشتیم. اما زیرنویس حواس بیننده را پرت می‌کند. نیمی ‌از گفت‌وگوهای فیلم باید زیرنویس می‌شد برای ملکه دیباجات، صحنه‌های مربوط به آقای انتظامی، حاکم جزیره ناشناس و حاکم خانفو. اما دقت کنید ملکه دیباجات باید به زبانی صحبت می‌کرد که متعلق به هزار سال پیش آن منطقه بود که هیچ‌کس اطلاع درستی از این گویش نداشت، یا حاکم جزیره ناشناس یا حاکم خانفو.

دسترسی به این گویش‌های متعدد متعلق به هزار سال پیش امکان پذیر نبود، ما زبان فارسی را برای ارتباط بهتر با مخاطب انتخاب کردیم. شما فیلم «آواتار» را قطعا دیده‌اید. انسان‌نماهایی در این فیلم وجود دارند که در سیاره‌ای دیگر زندگی می‌کنند. آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا این افراد به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند؟! انتخاب زبان هم چون دیگر عوامل و ابزار بیانی در سینما قرادادی است میان فیلمساز و مخاطب.

بازیگران خارجی چطور انتخاب شدند؟

بازیگران خارجی از میان بازیگران تایلندی و چینی انتخاب شدند. این افراد به زبان مادری خود صحبت می‌کردند، اما در نوع بیان و لحن از آنـها خواسته می‌شد تا حد توان به زبان قدیمی‌ منطقه خود نزدیک شوند.

بیتا موسوی - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها