در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تیتراژ این سریال کلیتی بسیار متناسب، بیادعا و ساده دارد. و این بیادعایی از تکنیکهای استفاده شده در آن مشخص است. تیتراژ تفاخر نمیکند، فخر نمیفروشد و فراتر از سریال گام برنمیدارد. به عبارتی در چارچوب کلیت مجموعه مفهوم مییابد.
ایده اصلی تیتراژ، ایدهای ساده است که بیهیچ تکلفی میخواهد داستان را تعریف کند. این ایده برمبنای نقاشی رنگ روغن بنا شده و تصاویری از قسمتهای مختلف سریال به صورت تابلوی رنگ روغن نمایش داده میشود. شیوه اجرا هم بهگونهای است که به نظر میرسد، تابلو مقابل چشمان بیننده کامل میشود و قصد دارد سر راست بودن حکایت داستان را به نمایش بگذارد. به تعبیر دیگر، تلاش میکند اتفاقی را که در سریال میافتد، شرح دهد؛ به این صورت که ابتدا یک تصویر موهوم به نمایش درمیآید و بتدریج، قلمموی داستان و شخصیتها بر بوم سفید و خالی سریال حرکت میکند و نقش و تصویر کامل میشود. تصاویر عمدتا مربوط به قسمت شمال کشور است و رنگهای شاد و گرم آن، حسی از طراوت و شادابی آن خطه را منعکس میکند.
فونتی که برای تیتراژ استفادهشدهاست، با عمده کارهای فارسانی که در مطالب قبلی به آن اشاره شده، تفاوت دارد و در خدمت سریال است؛ نستعلیقی با رنگ سفید که با قرارگیری مناسب در تصاویر، هماهنگی خوب و هارمونیکی ایجاد کرده است. سفیدی خط با رنگهای روشن نقاشیها همخوان است و خط آن با فضای نسبتا ایرانی داستان تناسب دارد.
شکل عنوان بندی به گونهای است که نام بازیگران ابتدا قید میشود، اما نام بازیگرانی که به علت سابقه بازیگری از احترام قابل توجهی برخوردارند، در آخر اسامی همه بازیگران میآید، و در بخشی با تک اسم و با قید «با شرکت» یا «با حضور»، ذکر میشود و به این شکل نوعی دیگر از نظام اهمیت بخشی به نام بازیگر را به تصویر میکشد که با نظام اولویتی(هر که نقش بیشتر و کلیدیتر داشته باشد نامش ابتدا ذکر میشود) متفاوت است. در ادامه هم که اسامی دستاندرکاران و کارگردان و تهیه کننده به تصویر در میآید که شیوه معمول و رایجی در سریالهای ایرانی است.
یکی دیگر از نقاط قوت تیتراژ سریال موسیقی آن است. موسیقی تکلیفش روشن است، سازبندی و تنظیم ارکسترال و آهنگسازی ساده و آرامش بخشی دارد که از همان ابتدا مخاطب را با خود همراه میکند؛ این موسیقی را در کنار تصاویری که ذکرشان رفت، بگذارید و ببینید چه ترکیب متناسب و هارمونیکی حاصل میشود. موسیقی آرام با ضربهای کند، فرصت مناسب ظهور عناوین و تصاویر را فراهم میآورد و با تاملی مناسب، جو را آماده شروع قسمت جدید سریال میکند.
این عوامل دست به دست هم میدهند تا تیتراژ از یاد رفته، تیتراژی نه فوقالعاده، اما بسیار خوب و بی ادعا و مناسب با فضای داستانی باشد که حداقل در طول مدت پخش سریال، در ذهن بماند و راضی کننده باشد، هر چند توانمندی ماندگار شدن نداشته باشد.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: