نگاهی به انیمیشن «ماجراهای پنج انگشت»

داستان اسباب‌بازی‌های انگشتی

مصطفی رحماندوست، یکی از صاحب نام شاعران و نویسندگان حوزه ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود.
کد خبر: ۴۴۱۴۹۴

«بازی با انگشت‌ها» و «پنج تا انگشت بودند که...» عنوان مجموعه کتاب‌هایی از این نویسنده است که به زبان شعر و با بخشیدن شخصیت به 5 انگشت یک دست، داستان‌های آموزشی متفاوتی را روایت می‌کند. مرکز پویانمایی صبا با بهره‌گیری از این داستان‌های زیبا و آموزنده مجموعه انیمیشن «ماجراهای پنج انگشت» را تولید کرده است که هم‌اکنون از گروه کودک و نوجوان شبکه 2 سیما در حال پخش است.

این انیمیشن با تیتراژ خوبی آغاز می‌شود، به طوری که شخصیت هر انگشت با نقاشی چهره‌ روی آن و پوشاندن لباسی متناسب با آن شخصیت شکل می‌گیرد. این تصاویر با شعر و موسیقی مناسبی همراه هستند و پس از شکل گرفتن شخصیت هر 5 انگشت داستان آغاز می‌شود. نکته مهم در طراحی شخصیت‌ها محبوبیت و صمیمیت آنهاست. با توجه به شکل و آناتومی هر کدام از انگشت‌های یک دست شخصیتی متناسب با آنها طراحی شده است. مثلا شخصیت انگشت شست چاق و تپل است و انگشت اشاره لاغر و زرنگ. این ویژگی سبب شده است که شخصیت‌های مجموعه باورپذیر شوند، بعلاوه این‌که استفاده گسترده از رنگ و اشکال متنوع در طراحی آنها به محبوبیت و صمیمیت‌شان افزوده است.

انیمیشن ماجراهای پنج انگشت از معدود انیمیشن‌های ایرانی است که به جزئیات در آن توجه فراوانی شده است. به عنوان مثال، می‌توان به رعایت تناسب در طراحی شخصیت‌ها اشاره کرد. این تناسبات همان‌طور که ذکر شد، می‌تواند از دقت در آناتومی هر انگشت و عطا کردن شخصیتی متناسب به آن آغاز شود تا دقت در نوع حرکت و عکس‌العمل هر کاراکتر با توجه به محدودیت‌های حرکتی که برای آنها وجود دارد. رعایت این نکات کوچک اما باارزش می‌تواند تا حد بسیاری کیفیت یک اثر را ارتقا بخشد و آن را متمایز با دیگر آثار اینچنینی کند. رعایت جزئیات و دقت در پرداخت آنها سبب می‌شود که یک اثر با تکنیک و اجرای ساده، ارزش هنری و موفقیت بیشتری نسبت به اثری دیگر با تکنیک و اجرای پیچیده داشته باشد.

از آنجا که اشعار هر قسمت از مجموعه بسیار کوتاه است و با توجه به مکث و طمأنینه راوی داستان در کمتر از چند ثانیه به پایان می‌رسد، سازندگان برای حل این مشکل ایده به جا و مناسبی به کار گرفته‌اند. این ایده چیزی نیست جز تکرار دوباره داستان از زبان راوی و قرار دادن جمله «پس چی شد» بین 2 داستان برای توجیه تکرار آن. با توجه به این موضوع که مخاطب این مجموعه را خردسالان تشکیل می‌دهند، تکرار این اشعار زیبا و کوتاه برای کودکان نه‌تنها کسالت‌بار نیست، بلکه آموزنده نیز هست. به عبارت دیگر این ایده یکی از ویژگی‌های مثبت مجموعه به حساب می‌آید و به ارتقای سطح آموزشی مجموعه کمک بسیاری می‌کند.

اگر بخواهیم به وجهه آموزشی این انیمیشن ـ جدا از ویژگی اصلی آن یعنی خلاقیت در استفاده از انگشتان یک دست برای خیالپردازی و ورود به دنیای قصه ـ بپردازیم، می‌توان به اشعار هر قسمت از مجموعه اشاره کرد. این اشعار به ساده‌ترین شکل ممکن، موضوعات مهم و مختلفی را برای کودکان بازگو می‌کنند؛ مثل شیوه غذا خوردن. این سادگی و کم‌گویی در داستان و فیلمنامه مجموعه موجب همراهی مخاطب با اثر می‌شود بخصوص که شخصیت‌های هر انگشت، ویژگی‌های ظاهری جذاب و دوست‌‌داشتنی نیز دارند، هرچند کاراکترها صحبت نمی‌کنند و دیالوگی ندارند. ضمناً رفتار و ویژگی شخصیتی بارزی هم در آنها نیست با وجود این، تفاوت‌های عمده‌ای در طراحی آنها دیده می‌شود که مخاطب با توجه به سابقه ذهنی که نسبت به این تیپ شخصیت‌ها دارد، می‌تواند در ذهن خود برای آنها ویژگی‌های رفتاری خاصی متصور شود. مثل شخصیت انگشت اشاره که تداعی‌کننده بچه‌های درسخوان و باهوش است. این خصوصیت کمک بسیاری به مخاطب می‌کند تا بدون وجود دیالوگ یا زمان لازم برای درک و دریافت شخصیت‌های داستان به ویژگی شخصیتی آنها پی برده و با آنها ارتباط برقرار کند.

درباره ایده اصلی کار ـ که برگرفته از مجموعه آثار مصطفی رحماندوست است ـ نکات بسیاری برای اشاره وجود دارد که از جمله مهم‌ترین آنها استفاده از دم دست‌ترین وسیله بازی و سرگرمی است یعنی بهره‌گیری از انگشتان دست به جای انواع و اقسام اسباب‌بازی‌ها و وسایل سرگرمی و بازی کودکانه. زمانی بوده که دور و بر بچه‌ها مثل امروز پر از وسایل بازی فراوان و متنوع نبوده است. کودکان دیروز اغلب با وسایلی سرگرم می‌شده‌اند و نیازشان به بازی برآورده می‌شده که حتی تصورش برای کودکان امروز ممکن نیست. این در حالی است که لذت حاصل از آن اسباب‌بازی‌های ساده بمراتب ماندگارتر از بازی‌های اغلب مضر و آسیب‌رسان امروزی بوده است. بچه‌‌های امروز خود را با بازی‌های رایانه‌ای و کارتون‌های نه‌چندان مناسب برای سن و سال کودکی سرگرم می‌کنند و دیگر نه با شعر و قصه سر و کاری دارند نه با هر سرگرمی آموزنده دیگری که علاوه بر جذابیت، نسبتی هم با فرهنگ بومی ما داشته باشد. امروزه هرچه هست محصول دنیای غرب است که به صورت ماشینی و بدون توجه به نیاز جوامع مختلف برای کودکان سراسر دنیا طراحی و تولید و عرضه می‌شود و متأسفانه در همه جای دنیا هم برای این اجناس مخرب خریدار وجود دارد. انیمیشن ماجراهای پنج انگشت با تکیه بر شعر و هنر ـ که جزء جدایی‌ناپذیر فرهنگ اصیل ایرانی است ـ‌ مخاطب خود را دعوت به نوع متفاوتی از بازی و سرگرمی می‌کند که علاوه بر سادگی و پیراستگی از مضرات مرسوم اسباب‌بازی‌های امروزی، بشدت جذاب و مفید و حتی آموزنده است چراکه به طور کامل ریشه در خیالپردازی و تخیل دارد و این دو مهم‌ترین ابزار پرورش خلاقیت و مهارت در کودک هستند. بعلاوه کودکان با فهمیدن این‌که می‌شود از داشته‌های خدادادی برای بازی و سرگرمی استفاده کرد از همان نخستین سال‌های زندگی، بی‌نیازی به وسایل بازاری را تمرین می‌کنند و یاد می‌گیرند برای شاد بودن و لذت بردن از زندگی، پول و امکانات و دارایی مادی و رفاهی حرف اول را نمی‌زند.

ویژگی دیگر این ایده، مناسب بودن آن برای هر طبقه اجتماعی از مخاطبان است. به عنوان نمونه کودکی که به دلیل فقر و نداری، اسباب‌بازی‌های ساده و معدودی در اختیار دارد، نمی‌تواند بدون آه و حسرت به تماشای انیمیشنی همچون «داستان اسباب‌بازی 1 و 2 و 3» بنشیند، حال آن که هیچ قشر و طبقه‌ای در میان کودکان جامعه وجود ندارد که از این لحاظ مشکلی برای مواجهه با انیمیشنی همچون ماجراهای پنج انگشت داشته باشد، مگر گروه بسیار نادری از کودکان که به سبب معلولیت جسمی از داشتن نعمت دو دست و دو پا محروم باشند. این شمول و گستردگی مخاطب، لازمه هر برنامه‌ای است که به طور خاص برای مخاطب خردسال ساخته می‌شود چراکه بزرگسالان شاید بتوانند بر اساس موقعیت و شرایط و نیز علایق و سلایق خود فیلمی را که می‌خواهند برای تماشا انتخاب کنند، اما کودکان در این برهه خاص از زندگی چنین حق انتخابی ندارند و به اقتضای سن و سال خود برنامه‌ای را تماشا می‌کنند که برای آنها انتخاب می‌شود. در اینجا نیازی به تشریح آسیب‌هایی که بر اثر بی‌اعتنایی به این مساله بر کودکان یک جامعه تحمیل می‌شود نیست، اما همین‌قدر می‌توان گفت که فارغ از بایدها و نبایدهای فرهنگی و اجتماعی، توجه به طبقات مختلف مخاطبان، یکی از مهم‌ترین نکاتی است که فعالان عرصه برنامه‌سازی برای کودکان باید مدنظر داشته باشند تا به جای سرگرم کردن کودک و آموختن نکات آموزشی لازم به او، بر رنج‌های حاصل از محرومیت او نیفزایند و شادی و نشاط و امید به زندگی را در وجود او کمرنگ نکنند.

بهار عسگری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها