در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما واقعیت این است که این فقط زنان خانهدار نیستند که به مقتضای در خانه بودن یا موقعیت موثر در خانواده بیش از دیگران جامعه هدف تلویزیون هستند. در کنار این دو میتوان کودکان و کهنسالان را نیز اضافه کرد. کودکان به واسطه سرگرمیهای دیگر یا تکالیف درسی و دلایل مشابه، کمتر پای تلویزیون مینشینند بویژه با توسعه و گسترش انواع بازیهای رایانهای. اما برای کهنسالان و بازنشستگان هیچ ابزاری به اندازه تلویزیون تامینکننده سرگرمی و اوقات فراغت آنان نخواهد بود.
آنان بیش از هر کس دیگری به سرگرم شدن نیاز دارند و اگر به کار و حرفهای مشغول نباشند، تمام وقت آنها اوقات فراغت است. با این حال و در نسبت با حجم زمان فراغت بازنشستگان، برنامههای تلویزیونی برای این گروه از مخاطبان خود برنامه مشخصی ندارند. این به این معنی نیست که برنامههای دیگر تلویزیون به درد بازنشستگان نمیخورد. قطعا یک سریال یا فیلم سینمایی، پخش یک مسابقه ورزشی یا مستند و گزارش خبری شامل این گروه از مخاطبان هم میشود و اساسا برخی آیتمهای تلویزیونی، مخاطب عام از حیث سطوح سنی دارد و برای همگان میتواند جذاب و دیدنی باشد، اما بازنشستگان و سالمندان به برنامههای مختص خود هم نیاز دارند و به عبارتی، شاید جای برنامهای با عنوان برنامه کهنسالان در تلویزیون خالی باشد؛ برنامهای که با موضوع کهنسال و مسائل و مشکلات آنان ساخته شود و تداوم داشته باشد.
مدتی پیش شبکه یک سیما برنامهای ترکیبی به نام «چاپ شصتم» را با محوریت بازنشستگان و مسائل آنان جلوی دوربین برد که انصافا برنامه خوبی هم بود. بخشهای نمایشی، گزارش، مستند و گفتوگو با سالمندان (بیشتر شهرستانیها)، پرداختن به مباحث پزشکی، دینی و اجتماعی آنها فارغ از بخشهای متنوعی که در این برنامه وجود داشت، نمونه موفقی از یک برنامه تلویزیونی برای قشر بازنشسته بود، اما متاسفانه یک مجموعه 13قسمتی بود که تمام شد.
نوع نگاه سالمندان به تلویزیون و تامین خواستههای آنان شاید در آثار تولیدی متداول مثل فیلم و سریال یا برنامههای سرگرمکننده دیگر مورد توجه قرار گرفته باشد، اما جای برنامهای که خود سالمندی و مسائل آن را دستمایه کار قرار دهد، بشدت خالی بوده و هست. نسل گذشته میان رسانههای مختلف گروهی بیشتر به رادیو و روزنامه گرایش دارد و کمتر تلویزیون را به عنوان منبع تامین سرگرمی خود برمیگزیند، اما چاپ شصتم تا حد زیادی این خلأ را پر کرده و زمینهای فراهم آورده تا سالمندان هم پای تلویزیون بنشینند و برنامه خاص خود را ببینند.
درباره نسبت بازنشستگان و تلویزیون به دو شکل میتوان سخن گفت. یکی بازتاب جایگاه و موقعیت خاص این افراد در تلویزیون که بیش از هر چیز در سریالها و آثار نمایشی قابل ردیابی است و دیگری هم برنامههایی درباره کهنسالان.
در واقع به مثابه تقسیمبندی ژانری که برای رده سنی کودک رخ داده، میتوان برنامههای بزرگسالان را نیز به 2 گروه برای بزرگسالان و درباره بزرگسالان تقسیم کرد که قطعا هر کدام از اینها ساختار و ویژگیهای متفاوت خود را دارند. شاید بسیاری از برنامههای تلویزیونی را بتوان مصداقی از الگوی برنامهای برای بازنشستگان دانست، اما بندرت میتوان سراغ از برنامهای گرفت که درباره بازنشستهها باشد. از سوی دیگر، بازنمایی تصویر بازنشستگان و موقعیت آنان در فیلم و سریالهای تلویزیون، ضعف و کاستیهای فراوانی دارد و به نظر میرسد به این قشر از افراد جامعه توجه و اهتمام درستی صورت نگرفته است.
متاسفانه در بسیاری از فیلم و سریالها کهنسالان و بازنشستگان به عنوان افرادی نمایش داده میشوند عاجز و بیمار که وبال گردن خانوادهها هستند و انگار بار اضافی محسوب میشوند و به درد کاری نمیخورند. به عبارت دیگر تصویر کلیشهای و گاه غلط و وارونهای از دوران بازنشستگی و افراد بازنشسته ترسیم میشود که با واقعیت فاصله زیادی دارد. این در حالی است که بازنشستگی یکی از شیرینترین و دلچسبترین دوران زندگی است و آنان افراد باتجربهای هستند که میتوانند راهنمای خوبی برای زندگی جوانترها باشند و درباره اهمیت و ارزش آنان در ساختار خانواده و مناسبات خانوادگی میتوان صحبت کرد.
بازنشستگی به واسطه شرایط خاص آن موقعیت دراماتیکی است که میتواند دستمایه ساخت فیلم و سریال و حتی مستندهای گوناگون شود. نه فقط خود این افراد که اعضای دیگر خانواده و کسانی که با آنان در ارتباط هستند به اطلاعات و آگاهی درباره این دوره سنی و نیازهایشان نیازمندند تا شرایط بهتری برای آنان فراهم کنند و تلویزیون بنا به رسالت آموزشی و فرهنگسازیاش بیش از رسانههای دیگر موظف به انجام این مهم است.
تلویزیون از طریق شبکههای مختلف بویژه شبکه آموزش میتواند به تهیه و تولید برنامههایی بپردازد که زندگی در دوران بازنشستگی را در الگوهای موثر بهزیستی به مخاطبان خاص خود ارائه و اعضای دیگر خانواده را نیز نسبت به این افراد درون خانه حساس و متوجه حق و حقوقشان کند. متاسفانه به دلیل کمرنگ شدن برخی ارزشهای فرهنگی و دینی در جامعه امروز، بازنشستگان نسبت به گذشته بیشتر احساس تنهایی و افسردگی میکنند. تلویزیون با ساخت ویژهبرنامههایی میتواند آنها را از این تنهایی درآورده، سنگ صبور مجازی آنها باشد. هرچند قدیمیترها بیشتر به واسطه رادیو این حس همدلی را تجربه میکنند.
اگر تلویزیون قرار است جدول پخش مضمونی برنامههای خود را مبتنی بر تعداد و نوع مخاطبان تنظیم کند، باید در کنار زنان خانهدار به سالمندان و بازنشستگان نیز توجه بیشتری داشته باشد. بازنشستگی به معنای تعطیل شدن زندگی نیست و تلویزیون میتواند یار و همراه آنان باشد.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: