گزارش ویژه جام جم آنلاین از "جنبش تصرف وال استریت"

مردم آمریکا زخم خوردگان دموکراسی وطنی

آمریکایی های معترض در خیابان های پول سازترین بورس دنیا، در حال چشیدن مزه تلخ همان دموکراسی هستند که سالها آن را با زور و ارعاب به سایر کشورهای در حال توسعه صادر می کنند. همان دموکراسی که با آن به بسیاری از کشورها فخر می فروختند و داعیه جهانی شدنش را سر می دادند. همان دموکراسی که برای خاورمیانه قتل ، کشتار و ویرانی به بار آورده است.مهم ترین نکته ای که در واکاوی "جنبش وال استریت" مغفول مانده، بحث عریان شدن کژک‍ارکردهای "دموکراسی غربی" برای شهروندان آمریکایی است.
کد خبر: ۴۴۱۴۷۷

در این که رفته رفته ارابه چوبین "کاپیتالیسم" به قهقرای اضمحلال خزیده است، شکی نیست.

نه این که بخواهیم با تحلیل یقه آبی ها، پیش بینی های مارکس را تایید کنیم؛ بلکه به طور کلی، خروجی های تلخ  دنیای لیبرالیسم به حدی مشعشع است که حتی دیگر خود شهروندان آمریکایی نیز به فراست دریافته اند که تاریخ مصرف سیستم سرمایه داری به اتمام رسیده است.

"جنبش وال استریت" یا همان "جنبش 99 درصدی ها" در حقیقت، انباشت اعتراضات همین شهروندانی است که خود را بردگان مستاصل سرمایه داران غربی و تسلیم شدگان محض "الیگارشی آمریکایی" دریافته اند.

حالا بیش از دو ماه از شروع اعتراض های مردمی در آمریکا می گذرد و حتی  دامنه این تظاهرات،‌ به لندن، فرانکفورت و برخی از شهرهای فرانسه نیز رسیده است.

هم اکنون هزاران شهروند آمریکایی در"پارک زاکوتی" و خیابان های منتهی به بازار بورس نیویورک در خیابان وال استریت جمع شده اند.

آنان با الگو گیری از مدل قیام های بهار عربی به تجمع طولانی مدت مقابل مهم ترین ساختمان های مالی امریکا روی آورده اند و با وجود برخوردهای بسیار خشن نیروهای امنیتی، همچنان به ادامه تظاهرات خیابانی خود در فصل سرما ادامه می دهند.

قیام کنندگان آمریکایی معتقدند که اقلیتی یک درصد با قبضه کردن و تکیه بر ثروت های عمومی، بر اکثریتی 99 درصد از شهروندان معمولی و کم درآمد حکمرانی می کنند و هدف از این قیام را هم تسخیر بورس وال استریت، به عنوان بزرگترین بازار بورس جهان اعلام کرده اند.

 آن ها بر این باورند که منشا بسیاری از مشکلات اقتصادی،‌ رفاهی و سیاسی شهروندان آمریکا را باید در عملکرد پادشاهان مستبد خیابان وال استریت جستجو کرد. مدیران پرنفوذی که از حمایت های شدید دولت اوباما برخوردارند و رفاه مردم امریکا در بده بستان های سیاسی و اقتصادی میان دولت و سرمایه داران غربی فراموش شده است.

اما مهم ترین نکته مغفولی که در واکاوی "جنبش وال استریت" به آن اشاره ای نشده است، بحث عریان شدن کژک‍ارکردهای "دموکراسی غربی" برای خود شهروندان امریکایی است.

در حالی که مردم آمریکا، دموکراسی غربی را انتخاب کرده و حتی آن را نسخه ای آرمانی برای مدل زمامداری سایر حکومت های جهان می دانستند اما قیام گسترده آنان نشان می دهد که از انتخاب گذشته شان نادم و سرخورده اند.

جالب تر آن که دولت آمریکا به بهانه توسیع همین دموکراسی لیبرالی در منطقه خاورمیانه، دست به لشکرکشی های عظیم زده است و تاکنون هزاران شهروندان بی گناه و غیر نظامی نیز در این جنگ هایی که بوی نفت می دهد،‌ کشته شده اند.

به بیان دیگر، آمریکایی های معترض در خیابان های پول سازترین بورس دنیا، در حال چشیدن مزه تلخ همان دموکراسی هستند که آن را با زور و ارعاب به سایر کشورهای در حال توسعه صادر می کردند.
همان دموکراسی که با آن به بسیاری از کشورها فخر می فروختند و داعیه جهانی شدنش را سر می داند.

از سوی دیگر باید اذعان کرد که تحلیل هایی مبنی براین که نظام سرمایه داری قادر خواهد بود که این بحران جدید را هم به سرعت و با زیرکی مدیریت کند، تحلیلی ناپخته است.

گرچه قریب به دو سال پیش، سیستم سرمایه داری با درمانی مقطعی توانست خود را از مهلکه نابودی برهاند و با انتقال بدهی های هنگفت شرکت های خصوصی به دولت، تا حدی بحران عظیم اقتصادی را مهارکند اما جنس این جنبش جدید با سکته دو سال قبل نظام سرمایه داری، تفاوت ماهوی دارد.

اول این که جنبش وال استریت، گونه ای بارز از "نافرمانی مدنی" شهروندانی است که به طور "اختیاری" و با آگاهی کامل به ستیز با سرمایه داری برخاسته اند؛ کما این که در بحران دوسال قبل، شهروندان این کشور نقش چندانی در ترک خوردن دیوار سرمایه داری نداشتند و محاسبات اشتباه سیستم بانکداری بازار آزاد، مسبب اصلی فاجعه بود.

دوم این که اگر در بحران دو سال قبل آمریکا، سیستم اقتصادی نظام سرمایه داری در سیبل اصلی حملات مرگبار  قرار داشت اما در این بحران جدید نظام سرمایه داری، تمام سیستم اقتصادی، ‌اجتماعی و سیاسی آمریکا مورد تهدید جدی قرار گرفته است.

در حقیقت، قیام مردمی آمریکا تنها یک "جنبش رویزیونیستی" برای اصلاح سیستم اقتصادی نظام سرمایه داری نیست، بلکه جنبش وال استریت به دنبال یک انقلاب واقعی برای برهم زدن کلیه مناسبات حکومتی در خاک آمریکاست.

البته اگر واقع بینانه و به دور از تعصب به قضیه نگاه کنیم، حقیقت این است که فعلا جنبش وال استریت توان فروپاشی نظام عریض وطویل سرمایه داری را حداقل در یک بازه کوتاه مدت ندارد.

زیرا نباید فراموش کنیم که عمده نهادهای اقتصادی، امنیتی و حتی رسانه ای در آمریکا، همچنان در اختیار همان سرمایه داران یک درصدی است که بر علیه شان اعلام نبرد شده است.

به هر روی، امروزه دولت آمریکا با رقم سنگینی بالغ بر 17 تریلیون دلار بدهی اقتصادی و مردمی که فقرشان را مستقیما به ضعف مدیریت زعمای فعلی امریکا نسبت می دهند، سلانه سلانه در مسیر تبدیل شدن به یونانی دیگر است.

زمان مشخص می کند که آیا آمریکایی ها در نهایت قادر خواهند بود که اشتباه فاحش خود را در گزینش دموکراسی لیبرالی تصحیح کنند و به نوعی از چرخه باطل حکومت جمهوری خواهان و دموکرات ها رهایی یابند یا این که باز هم بدهکارترین دولت حال حاضر دنیا،  فریبی دیگر برای خاموشی موقت فریادهای فروخفته شهروندانش خواهد یافت؟

امین جلالوند – خبرنگار جام جم آنلاین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها