در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همچنان رسوایی های اخلاقی و غیر انسانی در فضای مغشوش فوتبال ایران ادامه دارد اما متحیرم که چرا کماکان در لیگ برتر فوتبال ایران، قراردادهایی به ارزش بیش از یک میلیارد تومان از اموال عمومی برای این ورزش پرحاشیه منعقد می شود.
منابع رسمی، چنین مبالغ افسانه ای را رسما تایید نمی کنند و چه بسا به خاطر هراس از واکنش های اجتماعی ناخوشایند، حق هم داشته باشند که چنین نکنند. اما حقیقت جاری این است که این فوتبال آلوده که نمونه اخیرش را در رفتار سخیف چند بازیکن مشاهده کردیم، هرگز ارزش خرج های چند میلیارد تومانی را ندارد .
هنوز دیر زمانی نگذشته است از آن زمانی که فوتبالیست های تراز اول این مملکت با هزینه ی شخصی شان به محل تمرین خود رفت و آمد می کردند و در کنار فوتبال بازی کردن، مجبور به اشتغال در کار دیگری نیز بودند تا قادر باشند معیشت خود و خانواده ی خود را از آن طریق تامین نمایند.
اما اینک چرخ گردون بر وفق مراد گردیده و فوتبالیست هایی با کارآمدی معمولی برای یک فصل، صدها میلیون تومان و فوتبالیست های تراز بالا ، سالانه چند میلیارد تومان و حتی بیشتر از آن درآمد دارند.
ای فوتبالیست های عزیز میلیارد تومانی! درحالی که درآمد شما ماهیانه حدود 90 میلیون تومان و روزانه حدود سه میلیون تومان است (که انشاءالله مبارکتان باشد)، بدانید در این جامعه، استادان دانشگاهی زندگی می کنند که با سال های متمادی سابقه ی تحصیل در دانشگاه های معتبر اروپایی و سال ها سابقه ی تدریس و تحقیق در دانشگاه های ایران، درآمد ماهیانه ی آن ها حتی به یک میلیون تومان هم نمی رسد!
با این که شما در منازلی چند صد میلیون تومانی و چه بسا میلیارد تومانی سکونت دارید (که انشاءالله مبارکتان باشد)، بدانید استادان دانشگاهی در این جامعه زندگی می کنند که حتی در پرداخت اجاره مسکن ماهیانه شان دچار مشکل هستند.
هنگامی که شما در انتظار صدور چک های چند ده و چند صد میلیون تومانی خود به سر می برید، بدانید استادانی در این جامعه زندگی می کنند که علی رغم داشتن صلاحیت علمی کافی، عضو هیات علمی دانشگاه نمی باشند و بنابراین هیچ گونه دریافت ثابت ماهیانه ندارند .
چرخه ی زندگی معیشتی آن ها وابسته به چک های چند صدهزار تومانی است که هرچند ماه یک بار با اراده ی دانشگاه بابت یک ترم تدریس صادر می شود. این چک ممکن است سالی یکبار صادر گردد و یا صدور آن سالانه به تعویق بیافتد و در تمام این مدت چنین استادانی در تب و تاب و اضطراب صدور چنین چکهایی می گذرانند تا بتوانند معیشت خود و خانواده ی خود را با آن با حداقل ممکن تأمین نمایند.
ای فوتبالیست های عزیز میلیارد تومانی! هنگامی که شما با خودروهای چندصد میلیون تومانی خود بر سر تمرین حاضر می شوید (که انشاءالله مبارکتان باشد)، بدانید استادانی در این دانشگاه زندگی می کنند که حتی توانایی مالی خرید یک خودروی پراید را نیز ندارند و در رفت وآمد خود به اتوبوس های عمومی و مترو وابسته اند.
هنگامی که شما منتظر پایان قرارداد خود در پایان فصل و در انتظار دریافت پیشنهادات جدید با رقم بالاتر به سر می برید، بدانید استادان دانشگاهی در این جامعه زندگی می کنند که در پایان قرارداد یکساله ی اجاره مسکن خود، در اضطراب ناشی از افزایش نرخ اجاره از سوی صاحب خانه به سر می برند و حتی برای پرداخت سه تا چهار میلیون تومان جهت افزایش رهن منزل مسکونی خود به صاحب خانه با مشکل مواجه اند.
هنگامی که شما در فصل نقل وانتقالات با پیشنهادات متعددی روبرو می شوید و امکان انتخاب از میان چندین باشگاه را دارید، بدانید استادان دانشگاهی در این جامعه زندگی می کنند که در پایان هر ترم در دغدغه و نگرانی کشنده ای قرار دارند که مبادا توسط افراد ناشناخته ی جدید جایگزین شوند.
آن ها نگرانند که مبادا در ترم آینده، شغل خود را از دست بدهند و علی رغم تخصص کافی و تعهد لازم، در تامین معیشت و گذراندن زندگی خود و خانواده ی خود دچار فقر مطلق گردند. آن ها نگرانند که مبادا کانون خانوادگی آن ها به خاطر همین فقر در معرض خطر فروپاشی قرار گیرد.
ای فوتبالیست های عزیز میلیارد تومانی! هنگامی که شما در سفرهای خارجی خود با هدایای چند صد هزارتومانی نزد اعضای خانواده ی خود باز می گردید، بدانید در این جامعه استادان دانشگاهی زندگی می کنند که حتی برای خرید یک کتاب چندهزارتومانی هم دچار مشکل می باشند.
هنگامی که شما هر گاه اراده کنید، توانایی سازماندهی مسافرت خانوادگی به هر کشور خارجی را دارید، بدانید در این جامعه استادان دانشگاهی زندگی می کنند که حتی توانایی مالی مسافرت به شهرهای داخل ایران را نیز ندارند.
با این که درآمد یکسال شما، تمام وابستگانتان را از نظر مالی تا آخر عمر تأمین می کند، بدانید در این جامعه استادان دانشگاهی زندگی می کنند که امنیت مالی و نحوه
ی معیشت خانوادگی آن ها حتی برای ترم آینده دانشگاهی نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد.
ای فوتبالیست های عزیز میلیارد تومانی! اگرچه شما از مسیری که در زندگی انتخاب کرده اید بی گمان خرسند و مسرورید، بدانید در این جامعه استادان دانشگاهی زندگی می کنند که هر روز از خود می پرسند به جای صرف عمر خود در تحصیل و تحقیق و تدریس، آیا بهتر نبود که حتی برای یکسال فوتبالیست می شدند تا با درآمد یکسال آن، یک حریم امنیت مالی پیرامون زندگی خود و خانواده شان می کشیدند؟!
بدانید که در این جامعه، استادان دانشگاهی زندگی می کنند که علی رغم تخصص علمی و تعهد ملی و سلامت شخصیتی و فرزانگی روحی و فضیلت اخلاقی به وضعیت مالی شماغبطه می خورند و در حسرت دریافت های مالی شما شرمنده ی خانواده شان هستند، اما با این همه آن چنان بزرگوار و شریف اند که در مسیر ارتقا فرهنگ جامعه و تربیت جوانان عزیز این میهن عزیز هرگز تردیدی به خود راه نمی دهند .
همین مشغولیت، آن ها را خرسند می دارد و وجدان بیدار، آن ها را به آرامش درونی می رساند. با همه ی نداشتن هایشان، به ورطه ی عقده گشایی و بداخلاقی در نمی افتند، چراکه به ماهیت کار پیامبرگونه ی خویش که معلمی ست، دل خوش دارند و خداوند به آنها صبری عنایت کرده که از فرازها به کاستی ها می نگرند.
می سوزند
از سر تا به پا
همچون شمعی سپید
اما گمان مبر که تمام شوند
چراکه با سوختن خود، خانه ای را روشن می کنند !
بهروز مرادی،دکترای جامعه شناسی از دانشگاه آمستردام هلند و مدرس دانشگاه های ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: