منچسترسیتی مهر باطلی بر فرضیه قدیمی زد

تبعات شکست بزرگ اخیر منچستریونایتد

در تعریف و توصیف‌های نه‌چندان منصفانه‌ای که الکس فرگوسن سرمربی دیرپای تیم فوتبال منچستریونایتد همیشه از تیم همشهری منچسترسیتی به دست می‌داد، معمولا از واژه‌های معروف «همسایه پرسروصدا» نیز سود می‌جست. منظور او این بود که من‌سیتی فقط با انجام خریدهای پرسروصدا و جذب پرخرج ستاره‌ها درصدد تقویت خود و رسیدن به درجات فنی بالا از طریق غیرفنی است و می‌خواهد موفقیتی را بخرد که به ادعای فرگوسن یونایتد و همتاهای این تیم نه با قدرت پول بلکه با کار و تلاش زیاد طی سال‌های طولانی برای خود پی ریخته‌اند.
کد خبر: ۴۴۰۵۷۲

اگر این تعبیر را باور داشته باشیم. من‌سیتی با پیروزی درخشان و باور نکردنی یک بر 6 اخیر خود بر منچستریونایتد آن هم در زمین حریف جواب دندان‌شکنی به آن همه ادعاها و متلک‌های مربی 70 ساله و اسکاتلندی شیاطین سرخ داده است. هنوز می‌توان این اتهام را به سیتی وارد کرد که از وقتی سرمایه‌داران بزرگ عرب به سرکردگی شیخ‌منصور اماراتی در بهار 2008 سیتی را خریداری کردند. این باشگاه نه درصدد کار ریشه‌ای و پرورش استعدادها بلکه خرید دست‌پرورده‌‌های دیگران و کار آسان بوده است، اما نمایش فنی سیتی طی شهرآورد اخیر منچستر و به واقع اکثر بازی‌های نیمه‌آبی شهر منچستر در این فصل در چنان سطح بالایی بوده است که می‌توان آن را برای کل ورزش فوتبال درس‌آموز دانست و دیگر نمی‌توان برخی از اتهامات مورد بحث را قابل قبول دانست.

در اوج شکوفایی

شاید دستاورد مهم کادر فنی منچسترسیتی ایجاد هماهنگی بین مهره‌های متعددی باشد که به بهای کلی بیش از 300 میلیون پوند در 3 سال و نیم اخیر خریداری شده‌اند. روبرتو مانچینی سرمربی ایتالیایی سیتی حالا داوید سیلوای اسپانیایی و سمیر نصری را در اوج شکوفایی و تبلور فنی‌شان در خدمت خط میانی خویش می‌بیند و حتی جیمز میلنر و یحیی توره هم فوتبالیست‌های کوچکی نیستند و سرخیو اگه‌رو آرژانتینی و ادین ژکوی بوسنیایی همیشه هستند تا ضربات کاری را به رقبا وارد کنند و در امر دفاع نیز سیتی با امثال میکا ریچاردز و نایجل دی‌یونگ تیم بی‌سرمایه‌ای نیست.

از ژانویه 1926 به بعد سیتی نتوانسته بود بلایی را بر سر یونایتد بیاورد که در مسابقه اخیر در اولدترافورد آورد. بنابراین فرگوسن تا اطلاع ثانوی نمی‌تواند با همان عبارات قبلی سعی در تحقیر سیتی داشته باشد و آثار شکست اخیر حتی از این هم فراتر می‌رود زیرا به اعتراف فرگوسن این بدترین شکست عمر وی بوده است و او پیشتر هرگز این چنین درهم کوبیده نشده بود.

تغییر موازنه قدرت

آیا این رویداد را می‌توان به معنای تغییر موازنه قدرت در فوتبال انگلیس دانست و آیا باید گفت پایان حکومت یونایتد بر این فوتبال فرارسیده و عصری تازه آغاز شده است؟ بعید است چنین باشد و یونایتد تا پایان فصل در کورس قهرمانی‌ها و جام‌ها خواهد ماند و به ستیزش با سیتی و چلسی و سایر مدعیان ادامه خواهد داد، اما اگر قرار باشد یک واقعه مهم خبر از جدی‌تر و دشوارتر شدن رقابت در فوتبال انگلیس و سنگین‌تر شدن کار یونایتد بدهد، آن رویداد اوجگیری من سیتی در فصل جاری و بخصوص پیروزی کوبنده‌اش بر همشهری قرمزپوش در جدیدترین شهرآورد منچستر بوده است.

مسابقه‌ای که در آن نیمه آبی شهر منچستر، تیم قرمزپوش این شهر را که در 2 دهه اخیر بر بریتانیا حکم می‌رانده است، از هر جهت تحقیر کرد و تازه یونایتد خوش‌شانس هم بود که حریف حداقل 3، 4 بخت مسلم گلزنی دیگر را از دست داد وگرنه شکست‌اش از این هم بسیار سنگین‌تر می‌شد. یونایتد در عمر طولانی‌اش و بویژه در 20 سال اخیر آنقدر افتخار و جام برده که سیتی هرگز در آرزوهایش نیز به آن نیندیشیده و به عنوان مثال سیتی در حالی در لیگ انگلیس از 1968 به بعد قهرمان نشده که یونایتد از 1993 به این سو 12 بار به این کار نایل آمده است.

برخاسته از احساس

بنابراین رسیدن به این نتیجه که سیتی به زودی زود کارنامه‌‌ای مثل «من. یو» را بر جای خواهد نهاد، ‌یک تصور برخاسته از احساس و یک تخمین‌زنی بدون پشتوانه است. آنچه قطعی است، این که سیتی با هنرنمایی‌های اخیرش از یک سو این امر را بسیار محتمل ساخته است که سال‌های اندک باقیمانده برای فرگوسن در اولدترافورد سخت‌تر از هر موقعی خواهد بود و از جانب دیگر عبارت «چهار بزرگ» که برای توصیف تیم‌های منچستر، آرسنال،‌ چلسی و لیورپول و اعلام حاکمیت‌شان بر صحنه فوتبال انگلیس به کار می‌رفت، باید تصحیح و ترمیم شود و حداقل از عبارت «پنج بزرگ» استفاده شود.

خرد کردن یونایتد در خانه با شکل و روشی که دیدیم، مثل مستقر کردن یک پرچم روی اورست مرتفع‌‌ترین قله جهان است که خیلی‌ها برای رسیدن به آن جان باخته‌‌اند و حتی به روایتی از آن هم سخت‌تر است و این مساله بدون مقدمه شکل نگرفته و برعکس برای تحقق آن مدتی قابل توجه کوشش و صرف هزینه و برنامه‌ریزی شده است. طبق بسیاری از اظهارنظرها بعد از انباشته شدن سیتی از ستاره‌ها و بخصوص از اواسط فصل گذشته و شروع این فصل، روبرتو مانچینی دیگر نمی‌توانست گزینه خوبی برای هدایت آبی‌های شهر منچستر باشد و شکی نیست که شیخ‌منصور و دستیارانش بارها به برکناری وی اندیشیده بودند، اما بعد از پیروزی بزرگ اخیر سیتی در اولدترافورد جایگاه وی در تیمش بسیار محکم به نظر می‌رسد.

این در حالی است که برای صدور رای نهایی درباره سیتی و دستاوردهایش باید تا پایان فصل جاری صبر کرد و اینک برای چنین چیزی زود و از حالا تا پایان فصل هر چیزی متصور و مقدور است.

نمودی کامل

می‌گویند شیخ منصور خودش هیچ‌گاه به ورزشگاه نمی‌آید و این در تضاد با رفتار رومن آبراموویچ، مالک میلیاردر و روسی چلسی است که در 8 سال و نیمی که از شروع تملک وی بر این باشگاه لندنی می‌گذرد، در کمتر مسابقه‌ خانگی تیم خود را همراهی نکرده و همیشه در گوشه‌ای از استمفورد بریج ناظر بر اوضاع بوده است. با این حال پول کلان شیخ منصور، سیتی را آشکارا احیا کرده است و او به لحاظ مالی و تامین بودجه سیتی و چگونگی مصرف‌کردن آن در نقطه‌ای 180 درجه متفاوت با خاندان گلیزر مالکان آمریکایی و منفور یونایتد عمل کرده است. گلیزرها به سبب وابستگی‌ مالی‌شان به سایر شرکت‌ها و استفاده از پول در گردش در یونایتد برای کارهای شخصی‌شان یونایتد را مقروض و بدهکار ساخته‌اند، اما نوع خرج کردن عاقلانه‌تر شیخ منصور، سیتی را به سلامت اقتصادی قابل توجهی رسانده است. اثر این امر حتی در حیطه‌های فنی نیز آشکار است، زیرا سیتی به لطف خریدهایش اینک طوری بازی می‌کند که از یونایتد برنمی‌آید. این نکته در شهرآورد اخیر منچستر نمود کاملی داشت و مردان شاداب‌تر و فنی‌تر سیتی به واقع به رقیب درس فوتبال دادند. بنابراین ادعای این که فقط با پول خرج کردن نمی‌توان فوتبالی خوب و زیبا ارائه نمود، با آنچه سیتی در این یکی دو سال و بویژه در فصل جاری انجام داده، رنگ می‌بازد و مهر باطلی آشکار بر فرضیه قدیمی و پرطرفدار فوق می‌خورد و اثری که خرید ستاره‌های فوتبال به جا می‌گذارد، در صورت ادغام با مدیریت معقول و مربیگری مناسب می‌تواند تیمی همچون سیتی را ایجاد کند و وقایع اخیر را موجب شود و به واقع این تیم را می‌توان نماد تازه جواب دادن سیستم‌ها و سیاست فوق دانست.

وقت زیاد است، اما ...

یونایتد به سبب غرور همیشگی فرگوسن و پرهیز او از خرید برخی مهره‌ها به بهانه گرانی افراطی آنها نیز در شکل‌گیری وضعیت اخیر در معادلات فوتبال انگلیس و بویژه در رقابت شخصی دو «بزرگ» شهر منچستر دخیل بوده است. آنجا که یونایتد در تلاش خود برای جذب وسلی اشنایدر انفجاری و هلندی از اینترمیلان کم آورد، سیتی سمیر‌نصری را در حالی از آرسنال خرید که بازیکنی با شکل و روند کار او همچون داوید سیلوا را از قبل در اختیار داشت و نیازمند به این بازیکن ولو خلاق فرانسوی نبود، ولی این امر حالا گزینه‌های فنی پیش‌روی مانچینی و تنوع بازی سیتی را بیشتر کرده است. در نقطه مقابل «من.یونایتد» که همیشه به پرورش نیروهای جوان مشهور بوده و در ابتدای همین فصل به خاطر رو کردن تام کله‌ورلی در خط میانی‌اش و میدان‌دادن به کریس اسمالینگ و فیل جونز در خط دفاعی‌اش از هر سو تحسین شد، در دربی اخیر منچستر طوری تحقیر گشت که معلوم شد سیاست‌های فوق برای همیشه پیروز نیست و گاهی باید برای بی‌اثر‌کردن خریدهای درشت‌تر رقبا، پول‌هایی درشت‌تر خرج کرد و مهره‌هایی بزرگ‌تر را استخدام نمود.

هرچند یونایتد برای جبران عقب‌‌افتادگی امتیازی‌‌اش از سیتی در این فصل وقت زیادی دارد و همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، بعید است تا پایان فصل همچنان مدعی جدی جام‌ها نماند، اما دنیا دیگر همان دنیایی نیست که یونایتد به قبضه‌کردن آن خو گرفته بود.

درس تلخی که شهرآورد اخیر منچستر و میدان‌گیری‌های سیتی به یونایتد و مربی 26 سال اخیرش داده، این است که زمانه برخلاف میل آنها سرانجام عوض شده است و مولفه‌های موفقیت در حال حاضر لزوما همان چیزهایی نیست که فرگوسن یک عمر بر آنها تکیه کرده است و البته سیتی هم فقط یک همسایه پرسر و صدا و توخالی نیست!

روزنامه دیلی‌میل / مترجم: وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها