در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از مسائلی که تا امروز جای خالی آن در رسانه احساس شده، همین مساله اطلاعرسانی به افراد جامعه در خصوص رخدادهای هنری و فعالیتهای هنرمندان کشور است.
البته برنامههایی همچون «هفت» و «مجله تئاتر» که اخیرا به لیست برنامههای فرهنگی و هنری رسانه اضافه شدهاند تا حد زیادی این خلأ را جبران کردهاند، اما در حیطه هنرهای تجسمی نیاز به برنامهای احساس میشود که در جهت آشتی برقرار کردن میان هنر و مخاطب ایفای نقش کند. خوشبختانه برنامه کارگاه هنر با همین هدف تهیه و ارائه شده و اگرچه قرار است به همه مسائل هنری بپردازد اما در عمل بیشتر بر هنرهای تجسمی متمرکز است که اگر نگوییم مهمترین هنرها، دستکم اصیلترین همه هنرها هستند و از قدمت بیشتری هم نسبت به دیگر نمونهها برخوردارند.
یکی از مشکلات جامعه ما فاصلهای است که میان عامه مردم با دنیای هنرمندان و روشنفکران ایجاد شده و به موجب آن گالریها و موزههای هنری کارکرد تخصصی پیدا کردهاند و بیشتر پذیرای هنردوستان حرفهای یا خود هنرمندان و اهالی فرهنگ هستند، حال آن که مخاطب اصلی این آثار، توده مردم هستند یعنی کسانی که هنرمند برای آنها دست به ترجمان مفاهیم پیچیده نظری و معقول به پدیدارهای عینی و محسوس میزند. هنر در معنای واقعی خود پلی ارتباطی میان تولیدکنندگان اندیشه با مصرفکنندگانی است که کمتر با مقولات علمی و اندیشهای در ارتباط هستند. برنامه کارگاه هنر با معرفی هنرمندان و آثار آنها و اطلاعرسانی درخصوص اماکن عرضه این آثار و رویدادهای هنری برهههای مختلف زمانی، جهت برقراری ارتباط میان تولیدکننده و مصرفکننده محصول هنری به ایفای نقش میپردازد.
یکی از ویژگیهای ساختاری برنامه اجرا در لوکیشن خارجی یا دستکم غیراستودیویی است. اگرچه در نظریاتی که خوانندگان برای برنامه ارسال کردهاند، اختصاص دکور استودیویی برای برنامه مورد اشاره قرار گرفته بود اما باید گفت شکل کنونی برنامه با وجود سادگی آن، گزینه بهتری نسبت به ساختار استودیویی مرسوم برنامههای اینچنینی است. هم به این دلیل که برای برنامه نوعی بداعت و خلاقیت ایجاد میکند و آن را از آسیب تکرار و کلیشه خارج میکند، هم به این دلیل که تناسب کاملی با مضمون برنامه یعنی فراخواندن مخاطب به شرکت در مجامع هنری همچون گالریها و تالارهای هنری دارد. چطور میشود برنامهای که قصدش دعوت مخاطب به آشتی با محیطهای هنری است، خود در جایی دور از این مکانها اجرا شود، حال آن که همه میدانیم مکان عرضه آثار هنری تاثیر بسزایی در مواجهه درست مخاطب با این آثار دارد و محصولات هنری را در هر زمان و مکانی نمیشود به معرض نمایش گذاشت. کارگاه مستند با بردن دوربین و میز اجرا و دیگر لوازم ضبط برنامه به خود این مکانها، به یک معنا مخاطب را با خود به این فضاها میکشاند و او را از یکجانشینی و قهر و بیمهری نسبت به حضور در مجامع هنری دور میکند.
نکته دیگر انتخاب مجری برای این برنامه است. اجرای کارگاه هنر را یک مجری جوان برعهده دارد که به خوبی تداعیکننده شخصیت قشر هنرمند جامعه است یعنی از لحاظ تیپ ظاهری تشابه نسبی با اکثریت جامعه هنری کشور دارد. درست است که هیچ قشر و گروهی دارای یک هیات ظاهری مشخص نیست و نباید هم ظاهر این همه مهم باشد یا ملاک قضاوت و شناخت قرار بگیرد، اما نباید فراموش کرد که رسانه اساساً بر همین المانهای جزئی بصری مبتنی است و از همین رو در فیلمهای داستانی معمولا تیپ ظاهری شخصیتها درصد زیادی از فرآیند شخصیتپردازی اثر را برعهده دارد. دلیل آن هم کوتاه بودن مدت زمان مواجهه مخاطب با اثر است که در آن امکان باز تعریف عرفهای رایج و تداعیات ذهنی اولیه مخاطب وجود ندارد و ناچار باید عناصر عینی تصویر را به گونهای انتخاب کرد که به خودی خود انتقالدهنده منظور سازنده به مخاطب باشند، اگرچه این فرآیند ارتباطی خالی از نقص نیست و اشکالاتی هم بر آن وارد است.
برخورداری برنامه از بخشهای نسبتا متنوع، ویژگی مثبت دیگر برنامه است، اما یکی از نقاط ضعف برنامه، کم بودن وجه آموزشی آن است حال آن که عنوان کارگاه هنر بیشتر مناسب یک برنامه آموزشی در باب یادگیری تکنیکهای کار هنری است تا برنامهای خبری که به جای آموزش بر اطلاعرسانی تکیه دارد.
کارگاه هنر برنامه تلویزیونی سادهای است و نمیتوان از آن انتظاراتی بیشتر از نیاز چنین برنامههای خبرمحوری داشت. قرار نیست اتفاق بخصوصی در این برنامه بیفتد یا حرف مهمی زده شود و با شخص بخصوصی مصاحبه شود. این برنامه قرار است نقش صفحه فرهنگ و هنر روزنامههایی را که به این قبیل رخدادها میپردازند، داشته باشد. حتی از آن سادهتر، نقش صفحات آگهی مربوط به اطلاع از رخدادهای مختلف هنری را که با هیچگونه نقد و تحلیلی همراه نیستند. شناخت مقصود و هدفی که هر برنامه برای خود تعریف میکند، ما را در بررسی بهتر آن اثر یاری میدهد و این برنامه همچنانکه از ظاهر آن پیداست، هدفی جز ارتقای نسبی سطح آگاهی عمومی از وقایع هنری جامعه ندارد. با وجود این نباید ارزشهای تلویزیونی این برنامه را نادیده گرفت و آن را به یک معادل تصویری برای آگهیهای روزنامهای تقلیل داد.
کارگاه هنر در تیتراژ خود نامی با عنوان سردبیر دارد یعنی اینکه ما با یک مجله تصویری مواجه هستیم، نه یک برنامه خبری صرف. با وجود این تفاوتی مشهود میان این برنامه و مثلا برنامه مجله تئاتر وجود دارد که هر دو به ظاهر با یک ایده مشترک ساخته شدهاند. میتوان گفت مجله تصویری که سردبیر دارد و کادر تحریریه، برنامهای است که از همه بخشهای یک مجله مکتوب یا دستکم از مهمترین آنها بهره میبرد و به خبر و گزارش صرف متکی نیست. پیداست که چنین برنامهای زمان زیادی لازم دارد (مثل برنامه چند ساعته هفت و مجله تئاتر)، حال آنکه مدت زمان برنامه کارگاه هنر محدود است و چنانکه پیشتر اشاره شد، باید بر مبنای همین محدودیتها اقدام به قضاوت درباره ویژگیهای مثبت و منفی آن کرد.
نکته دیگری که درباره این برنامه لازم به ذکر است، تیتراژ آن است که با موضوع برنامه مطابقت دارد. تیتراژ پایانی این مجموعه برنامه تلویزیونی به این شکل طراحی و اجراشده که دوربین فرضی روی یک صفحه کاغذ سفید پن میکند [حرکت افقی سر دوربین را پن میگویند] و عناوین نه به صورت عمودی بلکه به صورت افقی و از سمت چپ به راست روی زمینه حرکت میکنند. در میان اسامی، شکلهایی گرافیکی برگرفته از طرحهای سنتی ایرانی قرار دارد که مناسب با موضوع هنری برنامه است. فونت مناسبی هم برای اسامی و عناوین انتخاب شده و رنگ روشن پسزمینه هم با رنگ و نور غالب نماهای برنامه همخوانی دارد.
برخی دیگر از عوامل دستاندرکار در ساخت این مجموعه عبارتند از: مدیر تولید: مهرداد حقشناس، طراحی و مشاوره: شاهرخ جعفری، کارگردان مستند و گزارش: داوود آجرلو و ابراهیم معماریان و تیتراژ و طرح گرافیک: مجید کاشانی و علیاصغر حسینی.
محمد کامیار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: