گفت وگو با سفیر سابق ایران در اسپانیا

ضرورت گفت‌وگو با اروپا

پس از انقلاب، روابط ایران و اروپا با چالش‌ها و موانع فراوانی روبه‌رو بوده است. این موانع بتدریج و با گذشت سال‌ها پررنگ‌تر شد و باعث شد تا این اتحادیه فاصله بیشتری از ایران بگیرد.
کد خبر: ۴۳۹۹۷۶

برنامه هسته‌ای ایران یکی از موضوعاتی است که بیش از پیش این رابطه را متاثر کرده و در این میان آمریکا می کوشد تا با استفاده از نفوذ خود بر این اتحادیه فاصله ایران از اروپا را گسترده‌تر کند، اما واقعیت‌ها و نیازها به هر حال رابطه ایران و اروپا را در مقاطع و سطوح مختلف حفظ کرده و این رابطه پر فراز و نشیب‌ همچنان ادامه دارد.

از این رو بر آن شدیم تا با سید داوود صالحی، سفیر سابق ایران در اسپانیا درباره روابط با اروپا به گفت‌وگو بنشینیم.

صالحی از دپیلمات‌های باسابقه وزارت امور خارجه است که مدت 30 سال در این وزارتخانه به فعالیت مشغول بوده است.

وی علاوه بر نمایندگی ایران در اسپانیا، به عنوان رییس اداره آمریکا، سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشورهای کوبا، موزامبیک و مدیرکل کنفرانس‌های بین‌المللی، مدیرکل ترجمه، مدیر کل امور اداری وزارت خارجه و مشاور وزیر خارجه فعالیت کرده است.

وی معتقد است ما در ارتباط با اروپا با یک ابردولت مواجه هستیم و این گفت‌وگو است که زمینه اعتمادسازی میان ایران و اتحادیه اروپایی را فراهم می‌آورد.

در سال‌های پس از انقلاب رابطه کشورهای عضو اتحادیه اروپایی با ایران دچار فراز و فرودهای زیادی بوده است در عین حال که طرفین نتوانسته‌اند همدیگر را نادیده بگیرند. به نظر شما مهم‌ترین چالش‌ها بین ما و آنها کدام بوده است؟

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه کرد. ابتدا این‌که رابطه ایران و اروپا با توجه به مسائل ژئوپلتیک و ژئواکانامیک دارای ویژگی‌های مشترکی است. به عبارت دیگر باید بگویم روابط ما با اتحادیه اروپا و تک‌تک کشورهای اروپایی یک جاده دوطرفه است.

اروپا یک قاره صنعتی است، 500 میلیون نفر جمعیت دارد و از دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی خوبی برخوردار است و پتانسیل بالا برای سرمایه‌گذاری دارد. کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، انگلیس، ایتالیا و... هر کدام بالقوه یکسری پتانسیل‌هایی برای رابطه دوجانبه با ایران دارند. در چنین شرایطی، همان‌طور که ما به آنها به دلایل مختلف نیاز داریم، کشورهای اروپایی نیز به ما نیاز دارند. ما به عنوان یکی از کشورهای مهم منطقه برای اروپا از اهمیت برخورداریم. ما ابرقدرت معنوی منطقه هستیم. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به جهان ثابت کردیم که صاحب‌اندیشه و دارای تفکر هستیم.

به همین دلیل بود که دشمنان ما تلاش داشتند تا بین ما و اتحادیه اروپا اختلاف بیندازند. آنها منافع خودشان را در ایجاد شکاف بین ما و اتحادیه اروپا می‌دانند. این موضوع همیشه در دستورکار صهیونیست‌ها بوده است. حتی برخی از کشورهای اروپایی علاقه‌مند بودند که مشکل هسته‌ای ما با آنها حل شود. آنها دیدند که ما به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل استدلال‌های خوبی داریم و دوست داریم که نقش قدرت منطقه‌ای خود را ایفا کنیم. آنها دوست داشتند نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را در نظر بگیرند، ما به اروپایی‌ها ثابت کردیم که بالقوه از این توان برخوردار هستیم و می‌توانیم مشارکت و رایزنی در مسائل منطقه داشته باشیم.

در بحث افغانستان و عراق طی این چند سال ما حرف اول و آخر را می‌زنیم. در آسیای میانه و قفقاز از نفوذ معنوی برخورداریم. حتی در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران از یک قدرت معنوی به یک قدرت مادی هم تبدیل شده است.

دانشگاه‌های ما رشد کرده‌اند، ما در بحث حقوق بشر حرف برای گفتن داریم، در بحث آزادی زنان، حقوق کودکان، مسائل مربوط به اقلیت‌ها خوب کار کرده‌ایم و سازمان‌های مردم نهاد در کشور ما فعال هستند و دیگر مسائل. بنابراین ما غربی‌ها و اروپایی‌ها را خلع سلاح کرده‌ایم.

یعنی آنها یک روزی بهانه عدم رعایت حقوق بشر را می‌گرفتند، ولی دیدند که ما خیلی مستند و مستدل با آمار و ارقام، نتایج فعالیت‌های خود را به آنها نشان می‌دهیم. در بحث مقابله با تروریسم و مواد مخدر، جمهوری اسلامی ایران توان بالایی را از خود نشان داده است و میلیون‌ها دلار برای مبارزه با مواد مخدر خرج کرده‌ایم که این برای اتحادیه اروپا مهم است، چون دیگر موضوع مهم، مواد مخدر است.

در حال حاضر در افغانستان نزدیک به 300 تا 400 لابراتوار تولید هروئین وجود دارد و اگر این تمهیدات جمهوری اسلامی ایران نبود این هروئین مستقیم و بی‌دردسر راهی اروپا می‌شد. با توجه به این‌که ما به لحاظ ژئوپلتیکی مرزهای دشواری داریم اینها همه‌اش حرکات انساندوستانه بوده است.

ما بیش از 4000 شهید در رابطه با مبارزه با مواد مخدر داده‌ایم. اروپایی‌ها به مرور زمان این موضوعات را درک و در تمام سازمان‌های بین‌المللی، پارلمان و کمیسیون اروپا به آن اعتراف کرده‌اند. در بسیاری از روابط دوجانبه‌ای که با کشورهای اروپایی داشته‌ایم ما صادقانه و مستند اعلام کرده‌ایم که خواهان ارتباط با اروپایی‌ها هستیم. منتها اشکال آنجاست که طرف اروپایی، همکاری‌ها را یک طرفه می‌خواهد.

به عنوان مثال در بحث انرژی، ما در جهان به لحاظ تولید انرژی و ذخایر آن جزو کشورهای صاحب رتبه هستیم و آنها به این انرژی احتیاج دارند. با این حال بسیاری از کشورهای اروپایی تنها به دلیل فشارهای سیاسی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی خود را از این ظرفیت‌ها محروم کرده‌اند. از سوی دیگر در روابط با اروپا با وجود آن‌که ما هوشیار بودیم، اما برخی از موضوعات مغفول واقع شده است. روابط با اتحادیه اروپا برای ما از اهمیت بالایی برخوردار است و در حال حاضر آقای صالحی، وزیر محترم امور خارجه، فعالیت‌های زیادی برای بهبود ارتباط با اروپا انجام داده‌اند.

در زمان دولت اصلاحات، سیاست دولت رفع تشنج و دیالوگ بود، اما در آن زمان هم اروپایی از این سیاست‌ها خوب استفاده نکردند و ما در ملاقات‌هایمان به مقامات اروپایی می‌گفتیم که شما حالا آقای احمدی‌نژاد را رادیکال می‌دانید، اما در زمان آقای خاتمی هم با ما همراهی نکردید و بحث محور شرارت را مطرح کردید.

در کل وقتی ما با اروپایی‌ها صحبت می‌کنیم آنها ما را به عنوان همسایه‌های خود می‌شناسند و ایران را یک نوع دیوار امنیتی برای خود محسوب می‌کنند.

همچنین از نظر اقتصادی کار با ایران پتانسیل‌های بالایی دارد. حجم روابط اقتصادی ما با اروپایی‌ها خیلی خوب بود ولی آنها از این فرصت‌ها استفاده نکردند. البته توجه داشته باشید که در روابط بین‌الملل جمله معروفی هست که دوست یا دشمن ثابت وجود ندارد بلکه منافع ثابت وجود دارد.

شما به بهانه‌های حقوق بشری اشاره کردید. بیشترین معضل اروپایی‌ها در این رابطه با ما چیست؟

اگر نگوییم که حقوق بشر در اروپا یک دین است، باید بگویم که حقوق بشر در اروپا روشی است که آنها برای اداره جوامع لیبرال خودشان اتخاذ کرده‌اند، ولی ما هم از بعد حقوق بشر یکسری احکام داریم که براساس فقه اسلامی است و بر اساس آن عمل می‌کنیم.

ما می‌توانیم با جامعه غرب همکاری کنیم ولی خط‌قرمزهای ما آن نکاتی است که خداوند مطرح کرده و با فطرت بشر هماهنگ است. در حقیقت این یک بسته است که ما در آن حرفهای خودمان را می‌زنیم و آنها نیز باید به آن گوش بدهند و باید دیالوگی در این رابطه برقرار باشد که بتوانیم به تفاهم برسیم.

آیا هنوز این دیالوگ بین ما و اروپایی‌ها برقرار نشده است؟

چرا ما با اروپایی‌ها در این زمینه دیالوگ‌های فراوانی داشتیم. کمیسیون‌های مشترک در این زمینه برگزار شده اما به دلیل موانعی که یک عده بر سر راه می‌گذاشتند مانع پیشرفت این گفت‌وگو‌ها شدند. با این حال ما همیشه برای گفت‌وگو در این زمینه اعلام آمادگی کرده و تاکید کرده‌ایم که می‌توانیم در بحث حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و مواد مخدر، تامین امنیت منطقه‌ای و خیلی از موارد دیگر مشارکت داشته باشیم.

پس به نظر شما در حال حاضر بزرگترین چالش ما با اروپا در چه مساله‌ای نهفته است؟

اجازه دهید نگاهی به وضعیت اروپا بیندازیم. اروپایی‌ها قبلا به شکل اتحادیه فعالیت نداشتند. اولین پیمانی که در راستای تشکیل اروپای واحد در دهه 1950 بین دولت‌های اروپایی منعقد شد معاهده پاریس بود که منجر به ایجاد جامعه اروپایی ذغال سنگ و فولاد (ECSC (european coal & steel commission شد. اروپایی‌ها تلاش داشتند تا از نظر اقتصادی با یکدیگر هماهنگ شوند. پس از این اتحاد و نتایج خوب حاصل از این همکاری‌ها ، آن را گسترش دادند و نتیجه آن تشکیل اتحادیه اروپایی بود.

سال 1952 به وسیله کشورهایی چون بلژیک، فرانسه، آلمان، ایتالیا، لوکزامبورگ و هلند مجموعه‌ای بنیان گذاشته شد که امروزه اتحادیه اروپایی نامیده می‌شود. سال 1981 یونان به اتحادیه اروپایی پیوست ، سال 1986 پرتغال و اسپانیا به این اتحادیه پیوستند و سال 1990 آلمان شرقی و غربی با هم متحد شدند و به اتحادیه اروپایی پیوستند و سال 1995 هم اتریش، فنلاند، سوئد در این اتحادیه عضویت پیدا کردند.

سال 2004 قبرس، جمهوری چک، استونی، مجارستان، لتونی، لیتوانی، مالت، لهستان و اسلواکی عضو اتحادیه اروپا شدند و سرانجام سال 2007 بلغارستان و رومانی به عضویت اتحادیه اروپا پذیرفته شدند و در حال حاضر اتحادیه اروپا 28 کشور عضو دارد. در حقیقت در برابر اروپا ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران با یک ابردولت مواجه هستیم و برای تعامل با اروپایی‌ها تلاش بسیار کرده ایم.

فعالیت‌های اتحادیه اروپا حوزه‌های مختلف، متعدد و متنوعی را در برگرفته است که از بهداشت و اقتصاد گرفته تا سیاست خارجی را در حیطه خود قرار می‌دهند. می‌توان گفت اعضای اتحادیه اروپا بخش عمده‌ای از اختیارات حکومتی خود را به این سازمان منطقه‌ای منتقل کرده‌اند.

یعنی تمام پتانسیل‌ها در یکجا جمع شده و این اتحادیه به سوی ابردولتی پیش رفته است. از منظر آمریکا، چنین اتحادیه‌ای با چنین همگرایی‌ای، یک قدرت منطقه‌ای است که می‌تواند با صدای محکم‌تری سخن بگوید. البته آمریکا تمایلی ندارد که اروپا تقویت شود و حتی در بحث یورو و دلار هم آمریکا و اروپا با هم چالش دارند.

در بعضی از مسائل رابطه ما با اروپا به خاطر این‌که آنها می‌خواهند یکطرفه عمل کنند، گرم نمی‌شود. آنها حتی در روابط اقتصادی با ما یکطرفه عمل می‌کنند و حاضر نیستند تا هزینه‌های سیاسی آن را بپردازند، ولی باید در نظر داشت که همه اروپا را نمی‌شود با یک چشم نگاه کرد. ما روابط بسیار خوبی با برخی از کشورهای اروپایی داریم.

دو سال قبل در دورانی که من در اسپانیا سفیر بودم، دیدم که ما زمینه‌های بسیاری خوبی برای همکاری و گسترش روابط با آنها داریم. متاسفانه در رابطه با اروپا به دلایل داخلی یا وجود برخی از سیاست‌ها در برخی از حوزه‌ها از این فرصت‌ها نتوانسته‌ایم خوب استفاده کنیم که لازم است درباره آن تجدید نظر شود.

همان‌طور که آنها ما را همسایه خود می‌شناسند ما نیز لازم است که با آنها تعامل داشته باشیم. در این میان آنچه مهم است اعتمادسازی است که اروپایی‌ها نتوانستند آن اعتماد لازم را به ایران بدهند و به همین دلیل است که گاهی اوقات مسوولان ما تلاش دارند تا تعادل و موازنه‌ای را در بخش سیاست خارجی ایجاد کنند.

تعلق اتحادیه اروپا به گروه قدرت‌های نظام سلطه تا چه حد در این میان نقش دارد؟

صالحی: ما و اروپایی‌ها همدیگر را می‌فهمیم و به هم نیاز داریم. ما برای اعتمادسازی مشکلی نداریم. اروپایی‌ها باید به صورت جدی اعتمادسازی با ایران را در دستور کار قرار دهند، با این فرض که حقوق هسته‌ای ایران غیرقابل معامله است

خیلی موثر است، زمانی که آقای لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در بحث هسته‌ای شرکت داشت در بعضی از مقاطع ایشان و هیات ایرانی به موافقت‌های خیلی خوبی با اروپایی‌ها رسیدند، ولی متاسفانه برخی از کشورها که نمی‌خواهم از آنها اسم ببرم در این جلسات مانع‌تراشی کرده و اجازه ندادند که نتایج، نهایی شود. در همه زمینه‌ها هم همین طور است، چون برخی از این کشورها منافع تاریخی و سلطه‌گرانه دارند و می‌خواهند به نفع خود اعمال سیاست کنند و در این میان ما به عنوان یک کشور مستقل مایل نیستیم که آنها بر ما اعمال نظر کنند.

ما به سیاست یکی به نفع تو و یکی به نفع من معتقد هستیم. البته نمی‌شود همه کشورهای اتحادیه اروپایی را با یک دید نگاه کرد.

خیلی از کشورها به ما نزدیک‌تر هستند به عنوان مثال آلمانها خود را از نژاد آریایی می‌دانند و من در مذاکره با خیلی از سفرای آلمان دیدم که آنها نسبت به ایرانی‌ها دید مثبتی دارند. اکثرا چالشی که بین ایران و اروپا وجود دارد ساختگی است و یک عده‌ می‌خواهند از آن به عنوان ابزار سیاسی استفاده کنند.

به نظر شما چرا در مراحل حساس، اروپا نتوانسته حساب خود را از آمریکا جدا کند؟

در اینجا بحث قدرت مطرح است. اروپایی‌ها یکسری معذوریت‌های امنیتی دارند و شرایط سیاسی آنها ایجاب می‌کند که با آمریکایی‌ها امنیت مشترک داشته باشند. بر اساس پیمان لیسبون، آنها نگذاشتند قانون اساسی اتحادیه اروپا به شکلی که اروپایی‌ها می‌خواستند تصویب شود.

براساس آن تبلیغات بسیاری کردند تا جایی که تصمیم گرفته شد عضویت کشورها در اتحادیه اروپا در پارلمان کشورها به رای‌ گذاشته شود.

آنها در تلاش بودند که اتحاد اروپا با رضایت مردم اروپا صورت گیرد. بااین حال این پیمان، تبصره‌ای در خود دارد که هر کشور اروپایی هر زمان که بخواهد می‌تواند از اتحادیه اروپا جدا شود.

اروپا در کار خود بحث شورای امنیت و عضویت آمریکا و حق وتو آمریکا در این شورا را در نظر دارد. البته این موضوع در حال حاضر جدیت خود را تا حد زیادی از دست داده است. شما نگاهی به عضویت فلسطین در سازمان یونسکو بیندازید. اروپایی‌ها در این زمینه یک نظر دارند و آمریکایی‌ها نظری دیگر.

علی‌رغم تلاش آمریکایی‌ها تنها 14 کشور با این عضویت مخالف بودند. اروپایی‌ها الان مجبورند که نظرات مردمشان را در رابطه با تصمیمات جهانی لحاظ کنند.

منظور این است که اروپا، هم رابطه تجاری با ما را می‌خواهد، هم همراهی سیاسی با آمریکا را؟

باید به اولویت‌بندی سیاست خارجی کشورها توجه کنیم. چالش‌های ما فقط با اتحادیه اروپا نیست. الان به روابط با روسیه نگاه کنید، روابط ایران و روسیه به عنوان دو کشور همسایه، در بسیاری از زمینه‌ها حتی در زمینه قراردادهای مهم و استراتژیک مطلوب است. ما همکاری‌های تجاری و اقتصادی بسیاری با روسیه داریم، اما آیا روسیه در ارتباط با ما عمل متقابل را انجام می‌دهد؟ روسیه نگاه می‌کند و اولویت سیاست خارجی خود را در نظر می‌گیرد. روابط ما با اتحادیه اروپا نیز به این شکل است.

اتحادیه اروپا برای خود یک سری چارچوب‌هایی در نظر دارد و ما هم برای خودمان چارچوب‌هایی داریم. ما باید ببینیم که منافع ما در کجا نهفته است. همان‌طور که پیش از این گفتم دوست یا دشمن ثابت نیستند، این منافع ملت‌ها و دولت‌هاست که ثابت است و دوستی‌ها و دشمنی‌ها را تعریف می‌کند.

ما در کار با کشورهای اروپایی وضع خاصی داریم، مثلا در عین اختلافات سیاسی، روابط تجاری ما با بسیاری از کشورهای اروپایی وسیع و گسترده است. شما این موضوع را حسن می‌دانید یا ایراد؟

مثلی است که می‌گوید، تجارت، تجارت است. بعضی از اوقات در مسائل اقتصادی می‌توان پیشرفت بیشتری داشت تا مسائل سیاسی. ما معتقدیم که چون در رابطه اقتصادی با اروپا پتانسیل بالایی داریم می‌توانیم برای توسعه صادرات غیرنفتی به اروپا بیشتر عمل کنیم. ما در این زمینه موفقیت خوبی داشتیم و آمار، ارقام بالایی را نشان می‌دهد. با این حال این آمار در برابر ظرفیت‌های بالقوه‌ای که داریم پایین است. اروپایی‌ها به ما نیاز دارند.

دو سال پیش که من در اروپا بودم آمار صادرات ایران به اروپا 14.5 میلیارد یورو و واردات ایران از اروپا حدود 10.5 میلیارد یورو بود. البته حالا این آمار تغییراتی هم داشته اما به این نکته می‌توان توجه کرد که بعضی اوقات توسعه روابط به خاطر فرافکنی‌هایی که آمریکایی‌ها می‌کنند و قطعنامه‌های ناجوانمردانه و غیرقانونی‌ای که صادر می‌کنند کمرنگ می‌شود.

پس به نظر شما این حسن رابطه است که ما روابط اقتصادی با اتحادیه اروپا داریم؟

ما در روابط اقتصادی با اتحادیه اروپا باید تا حدی جلو برویم که به منافع ملی ما ضرر نخورد. یعنی اروپایی‌ها باید هزینه‌های این حجم مبادلات را تقبل کنند.

چرا نمی‌توانیم از ظرفیت‌های اقتصادی خودمان برای بهبود روابط سیاسی با اروپا بهره ببریم؟

این سوالی است که همواره مطرح است و من فکر می‌کنم که در این زمینه تلاش‌هایی شده است. کنفرانسی که چندی پیش وزارت امورخارجه در مرکز مطالعات این وزارتخانه در خصوص روابط با اروپا برگزار کرد از جمله این تلاش‌هاست. با این حال این تلاش‌ها کافی نیست باید یک اراده سیاسی نیز پشت این تلاش‌ها باشد و این اراده سیاسی با حفظ منافع ملی بتواند از چراغ سبزهای اروپا استفاده کند. در عین حال باید به اروپایی‌ها این نکته را بفهمانیم که با ما به صورت گرگ و میش برخورد نکنند. جامعه جهانی چنین برخوردی را نمی‌پذیرد.

آیا به نظر شما، گروه دوم کشورهای اروپایی مثل اسپانیا، اتریش و دیگران شرکای بهتری در اتحادیه اروپا نیستند، درحالی که ما با آنها کمتر کار کرده ایم. علت چه بوده است؟

ما با این کشورها کم کار نکرده‌ایم. سفارت ما در اسپانیا، سفارت فعالی است، در لیسبون پرتغال و یونان سفرای فعال و خوبی را فرستادیم و رابطه اقتصادی ما با همه کشورهای اروپایی افزایش یافته و بسیار خوب بوده و کمیسیون اقتصادی مشترک داریم و اتاق‌های بازرگانی ما در این کشورها فعال است و طرفین از این همکاری‌ها رضایت دارند. با این حال چون برخی از اعضای اتحادیه اروپا می‌خواهند نفوذ بیشتری در این اتحادیه داشته باشند در رابطه ما با آنها ایجاد چالش می‌کنند.

این گروه هستند که در روابط ما با گروه دوم کشورهای اروپایی تاثیر می‌گذارند. به عنوان مثال رابطه اقتصادی ما با اسپانیا در زمانی که من سفیر این کشور بودم تا حدود 3.5 میلیارد یورو بود و این عدد کمی نیست. ما در خیلی از زمینه‌ها از جمله زعفران به این کشور صادرات داشتیم. پرتغال، ایتالیا، اسپانیا کشورهایی هستند که ما معتقدیم در ارتباط با آنها می‌توانیم برخی از سیاست‌های نابخردانه اروپایی‌ها را نادیده بگیریم.

آیا هیچ‌گاه توانسته‌ایم از ظرفیت کشورهایی مثل اسپانیا و دیگران برای بهبود روابط منطقی با اتحادیه استفاده کنیم؟

بله، مذاکرات هسته‌ای با سولانا ، پیش از روی کار آمدن خانم اشتون ، در اسپانیا و در کاخ لاکینتای اسپانیا انجام شد. اسپانیایی‌ها معتقد بودند که چون رابطه گرمی با ایران دارند، می‌توانند برای سایر اعضای اتحادیه اروپا پلکانی شوند و نظرات ایران را به آنها منعکس کنند بنابراین ما از این همکاری‌ها استقبال می‌کردیم و حتی بعضی اوقات ایتالیایی‌ها به ما اعتراض می‌کردند که چرا اسپانیایی‌ها این نقش را بازی می‌کنند و ما هم می‌خواهیم جزو کشورهای 1+5 باشیم. اسپانیا عضو 1+5 نبود، ولی در کنار آن، پیام‌های ما را می‌رساند و آنها تا آنجا که می‌توانستند تلاش می‌کردند تا مسائل را حل کنند.

به عنوان یکی از سفرای جمهوری اسلامی ایران باید بگویم که در کنار قدرت و ایستادگی ملی ایرانیان، این تلاش‌های دیپلماتیک بسیاری از اعضای اتحادیه اروپا بود که مانع از حمله نظامی آمریکا به ما شد. این واقعیتی است، چرا که در زمان بوش یکی از برنامه‌های آنها، حمله نظامی بود.

می‌توانم بگویم علاوه بر اسپانیا و پرتغال حتی فرانسه و آلمان هم در استراتژی سیاست خارجی خود با حمله به ایران مخالف بودند. اروپایی‌ها ایران را همسایه خود می‌دانند و می‌دانند اگر در ایران یک ناامنی ایجاد شود، دودش به چشم آنها نیز می‌رود.

به همین دلیل است که اروپایی‌ها در افغانستان خیلی جدی با ما کار کردند. حتی آنها در رابطه با لبنان نیز به دلیل نفوذ معنوی و روابط خوبی که با دولت و مردم این کشور داریم، از همکاری با ما بهره بردند.

وزرای خارجه ما تلاش می‌کنند تا در نظام‌های منطقه‌ای رفع مناقشات شود. عقیده ما بر این است که امنیت منطقه باید به دست خود کشورهای منطقه باشد و الان می‌بینید که آمریکا که در منطقه مداخله کرد، با چه وضعیت نامیمونی از منطقه خارج می‌شود.

تاثیرپذیری گروه دوم کشورهای اتحادیه اروپا از سیاست‌های اتحادیه و قدرت‌هایی مثل انگلیس و فرانسه و آلمان تا چه حد است؟

این تاثیرپذیری، ملاحظات کشورهای گروه دوم را نسبت به ما زیاد می‌کند. آنها دوست دارند که با چراغ خاموش و نه تبلیغاتی با ما ارتباط داشته باشند.

این امر نشان می‌دهد که یک تمایل مثبتی از سوی آنها در جریان است. از این رو همیشه سعی می‌کردیم در مباحث دیپلماتیک هیات‌هایی فعال باشیم که این نشان از آمادگی ما برای گفت‌وگو داشته و دارد، ولی مثلا در کشوری چون فرانسه با روی کار آمدن آقای سارکوزی و سیاست‌های خیلی نامعقولی که در رابطه با ما ایجاد شد، تغییر به وجود آمد. سیاست‌های آقای برلوسکنی نیز همین‌طور شد.

این امر ریشه در سیاست داخلی و انتخابات آنها داشت. در آن زمان، ایران با ایتالیا حجم روابط بسیار خوبی داشت حتی بیشتر از اسپانیا. البته جاده دوطرفه ما در روابط با اروپا ایجاب می‌کند که هر دوطرف با حفظ منافع خودشان یک حرکت سالمی را ایجاد کنند که در آینده دورنمای روشن‌تر و افق‌های بهتر داشته باشد.

آیا به نظر شما سیاست‌های کشورهای قدرتمند مانع از روابط ما با دیگر کشورهای اروپایی می‌شود؟

صالحی: زمانی که آقای لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود در بعضی از مقاطع ایشان و هیات ایرانی به موافقت‌های خیلی خوبی با اروپایی‌ها رسیدند، ولی متاسفانه برخی از کشورها مانع‌تراشی کردند

معمولا به این شکل است ولی باید به نظام اتحادیه اروپایی هم توجه داشت. در پارلمان اروپا حدود 780 عضو وجود دارد که هریک از این اعضا به کشوری و حزب و گروهی وابسته هستند، حدود هشت فراکسیون در نظام پارلمانی اروپا وجود دارد که ایده‌ها و تمایلات مختلف دارند و برای هشت سال انتخاب می‌شوند.

در بسیاری از مواقع، برخی مخالفان نظام با این گروه‌ها لابی می‌کنند و قطعنامه‌ها و مصوبه‌های ضد ایرانی تصویب می‌کنند. در اینجا نمی‌توانیم کشوری را متهم به مخالفت با ایران کنیم بلکه این نمایندگان با توجه به ترکیب‌بندی پارلمان درخصوص برخی سیاست‌ها تصمیم می‌گیرند.

باید در نظر داشته باشیم که اروپایی‌ها به دنبال یک ابردولت بودند تا اروپا را از نظر اقتصادی، سیاسی و قضایی تقویت کنند و این فراکسیون‌ها با توجه به ایدئولوژی‌ها و مانیفست‌ها خودشان و دستورهایی که در منطقه دارند، در مورد مسائل مختلف اعمال فشار می‌کنند.

به لحاظ دیپلماسی فعال، ما باید با همه این فراکسیون‌ها تماس داشته باشیم و در این زمینه مجلس شورای اسلامی، کمیسیون امنیت ملی، دپیلماسی پارلمانی را تقویت کند. همچنین ما باید NGO‌های خودمان را نیز در این رابطه فعال نگاه داریم، چرا که اروپا به NGO‌ها خیلی اهمیت می‌دهد و NGO‌ها در رابطه با احیای روابط بسیار مثبت جواب می‌دهد.

در حال حاضر در وزارت امور خارجه توجه خاصی به حوزه اروپا می‌شود. چند روز پیش هم سمیناری درباره چشم‌انداز روابط با اروپا در تهران برگزار شد، اما ما در این زمینه کمتر به نتایج ملموس رسیده‌ایم. علت این امر چیست؟

تنها دلیل این امر، اعتماد سازی است. اگر اروپایی‌ها بتوانند به ما اعتماد کنند بسیاری از مسائل حل می‌شود. ما بارها گفته‌ایم که به دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم و حتی در بسیاری از کنوانسیون‌های شیمیایی پیشتاز شده‌ایم. ما گفته‌ایم که در بحث اعتماد سازی مشارکت فعال داشته‌ایم و به این امر علاقه‌مند هستیم، اما اگر اروپایی‌ها بخواهند از تجربیات گذشته استفاده نکنند، این ضرری است که بیشتر متوجه آنها می‌شود.

به نظر شما با همه این تلاش‌ها چرا این اعتماد جلب نشده است؟

یکی از این دلایل، لابی آمریکاست و دیگر لابی صهیونیسم در اروپا. لابی صهیونیست‌ها در اروپا خیلی قدرتمند است و شرکت‌های چند ملیتی و صهیونیستی از آن حمایت می‌کنند و در نظام‌ها، نهادهای اروپایی تاثیر گذارند. جلسات مشترک و هزینه‌های تبلیغاتی برای این لابی هموار است و حتی لابی صهیونیستی به کشورهای مختلف اروپایی نماینده می‌فرستد. از این رو، لازم است تا دیپلماسی ما فعال‌تر شود. ما با اروپایی‌ها باید بیشتر در تماس باشیم.

در موضوع هسته‌ای عده‌ای بر این باورند که باید اروپا را قانع کنیم، ولی عده‌ای نظر به آمریکا دارند. آیا اساسا چنین تفکیکی امکان‌پذیر است؟

این یک سوال فنی است. ما با هرکسی یک رفتار داریم. ما می‌گوییم عضو فعال NPT هستیم، حق عضویت می‌دهیم؛ سفیر و نماینده فرستادیم و از آژانس برای بازدید از تاسیسات هسته‌ای خود دعوت کردیم. دیگر این امر به ما ارتباط ندارد که آمریکا و اروپا قانع شوند. عمل ما در جهت اعتماد سازی است.

وقتی 2500 نفر - روز بازرس از سازمان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای به کشور ما می‌آیند دلیلی برای پنهان کاری وجود ندارد. آژانس یک سازمان فنی است و از نتایجی که اعلام می‌کند نباید بهره‌برداری سیاسی شود. اگر شما یکی دو بار با اعتمادسازی جلو بروید، ولی نتیجه‌ای دریافت نکنید، اعتماد شما هم از آن سازمان سلب می‌شود و حاضر به همکاری نیستید.

این اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها هستند که باید اعتماد سازی با ایران را به صورت جدی در دستور کار خود قرار دهند. حق هسته‌ای برای همه مردم ما یک مبارزه و حق مسلم است و اگر در این زمینه آنها بخواهند با ما دست همکاری دهند، ما حرفی در این رابطه نداریم.

مدالیته همکاری‌ها بین ایران و آژانس اتمی در سال 86 حاصل کار و مذاکره ایران با مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود، اما بعد آمریکا بهانه آورد و نتایج آن را بر هم زد، به نظر شما چرا اروپا تا این حد از آمریکا در این زمینه دنبال روی کرد؟

شما نگاهی به حجم اقتصادی روابط اروپا و آمریکا بیندازید. ملاحظات سیاسی اروپا را نیز درباره آمریکا باید در نظر داشته باشید. یکی از شکست‌های اروپا، بحث هسته‌ای ایران است. اگر اروپایی‌ها مصمم بودند خیلی راحت می‌توانستند این مساله را حل کنند و حتی آنها می‌توانستند آمریکایی‌ها را نیز متقاعد سازند.

اما بسیاری از متحدان آمریکا در اروپا به دنبال راهی هستند که فشار را بر ایران زیاد کنند تا بتوانند برسر میز مذاکره راحت‌تر به اهداف خود دست یابند. شما نگاه کنید همزمان با طرح اتهام آمریکا علیه ایران بر سر ترور سفیر عربستان خانم اشتون هم درخواست کرده که با ایران مذاکره کند.

آنها به دنبال سیاست هویج و چماق هستند که این امر دیگر در رابطه با مساله هسته‌ای ایران به آنها جواب نمی‌دهد.ما می‌گویم یک امتیاز برای ما و یک امتیاز برای شما، اما غربی‌ها همیشه سعی می‌کنند با یکدیگر هم صدا باشند.

اصولا کشورهای عضو اتحادیه اروپا تا چه حد موظف به اتخاذ سیاست خارجی یکسان هستد؟

این کشورها وقتی وزیر خارجه و مسوول سیاست خارجه یکسانی را انتخاب می‌کنند، یعنی سیاست خارجی یکسانی دارند. این کشورها به دلیل سیاست خارجی خود و به دلیل این‌که به عنوان یک ابردولت در صحنه بین‌المللی حاضر شوند و بتوانند چالش‌های خود را با آمریکا حل کنند یا در مسائل خاورمیانه موضعی یکسان داشته باشند، سیاست خارجه یکسانی را انتخاب می‌کنند.

این کشورها موظفند تا زمانی که عضو اتحادیه اروپا هستند، سیاست واحدی را انتخاب کنند و آنها همواره در مذاکرات خود تایید می‌کنند که نظرات ما را به عنوان نظرات اتحادیه بپذیرید. آنها دو نوع سیاست دارند؛ یکی سیاست ملی است.

شما می‌توانید مثلا با وزیر خارجه اسپانیا یا ایتالیا یا آلمان در مورد مسائل دوجانبه مذاکره کنید و دیگر سیاست خارجه اتحادیه است. این کشورها از جمله فرانسه، آلمان، انگلیس در کشورهای آفریقایی نفوذ داشتند و وقتی در اتحادیه بحث آینده لیبی یا مصر مطرح می‌شود، سیاست خارجی یکسانی را برمی گزینند.

واکنش در برابر تمام دولت‌هایی که بعد از این انقلاب‌ها و جنبش‌ها منطقه بر سر کار آمدند، جزو لاینفک تصمیمات سیاسی اتحادیه اروپاست و آنها با یک صدا جلو می‌آیند به عنوان یک ابردولت هرچند که در حال حاضر آمریکایی‌ها از موضوع رضایت ندارند و دلشان می‌خواهد که به سمت یکجانبه‌گرایی بیشتر گام بردارند.

اما اتخاذ این سیاست‌ها، اروپا را با چالش‌های درونی هم مواجه کرده است؟

بله، در حال حاضر می‌توان با توجه به شرایط اقتصادی و بحرانی که اتحادیه اروپا در آن درگیر است، همگرایی را در این اتحادیه محک زد.

این سوال مطرح است با این وضعیت سیاسی و تحرکات مردمی و چادر زدن‌ها در میدان‌های بزرگ شهر و اختلافاتی که از نظر مالی وجود دارد، آیا اتحادیه اروپایی می‌تواند به عنوان 28 کشور متحد فعال باشد؟ شما الان ببینید که چین یکی از کشورهایی است که می‌خواهد با اتحادیه اروپا کمک کند تا خودش را از این بحران نجات دهد و در تعاملات اقتصادی بین‌الملل به صلاح این کشور است که اروپا ثبات بیشتری داشته باشد تا چین صادرات بیشتری به این اتحادیه داشته باشد.

آمریکایی‌ها می‌گویند ما آماده سرمایه‌گذاری بیشتر هستیم که موجب اشتغال در این اتحادیه شود و جلوی بیکاری در آن را بگیرد. پس باید ثبات این اتحادیه را در درجه اول مد نظر قرار دهیم که در حال حاضر با تهدید روبه‌روست.

با توجه به آنچه گفتید، چشم انداز روابط ایران و کشورهای اروپایی را چگونه می‌بینید، طرفین برای بهبود شرایط چه باید بکنند؟

من فکر می‌کنم هر دوطرف باید از تجربیات گذشته استفاده کنند. در عین حال، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با اتخاذ یک دیپلماسی بشاش و فعال‌تر نظرات خود را به اتحادیه اروپا منتقل کند و به آنها بقبولانند. در عین حال استدلال آنها را نیز بشنویم. با زور و تهدید و ترک جلسه نمی‌توان کار را به جای لازم رساند.

باید سیاست گفت‌وگو را با اتحادیه اروپا دنبال کنیم. ما ملتی هستیم که دلایل روشنی برای فعالیت‌های خودمان داریم و از عدم مذاکره چیزی برای ما حاصل نمی‌شود. در عین حال باید در مذاکره سیاست یک امتیاز برای تو و یک امتیاز برای من را در نظر داشته باشیم و تعادل در مذاکره را فراموش نکنیم.

یکی از مشکلات ما با اروپایی‌ها، پیش شرط‌هایی است که آنها می‌گذارند و این امر مورد قبول ما نیست. اگر قرار باشد مذاکره‌ای صورت بگیرد، اروپایی‌ها هم باید پیش شرط‌ها را کنار بگذارند تا بتوان در یک محیط آزاد به گفت‌وگو نشست.

اگر اروپایی‌ها به این موضوع توجه نکند سیاست مخالفان مذاکره با اروپا در ایران پیشی می‌گیرد و اروپایی‌ها باید به این نکته توجه داشت باشد که عقاید و احزاب گوناگونی در کشور ما وجود دارد.

کتایون مافی - گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها