در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه شعر او با عنوان «خیس در سکانس صفر» اولین تجربهاش در چاپ و ارائه شعرهای سپیدش بود.
مجموعه دیگری به چاپ رسانده با عنوان «دویدن در لانگ شات» که عنوان این کتاب نیز مانند کتاب قبلیاش حال و هوایی سینمایی دارد.
این کتاب 60 صفحهای 20 عنوان شعر را شامل میشود.
هفت شعر کتاب با عنوان کلی اهوازیها با شماره مشخص شدهاند که هر هفت شعر حال و هوا و فضایی جنوبی، خوزستانی و مشخصا اهوازی دارند.
المانهای محلی، لهجه جنوبی، اماکن مشخص از شیوههای کار یاری است که گاه آمیخته به طنزی دوستانه و خودمانی میشود:
پل سفید / همیشه از جنگ جهانی برمیگردد / و شهر پهلو داده به آب / با مجمعالجزایر مخوفش / و وسترنی که داد پردهها را درآورده / از بس که تمامی ندارد / خیابان نادری / به طرز وحشتناکی عیالوار است / و قشنگتر / با تنهها و بوهای جهانی / ...
کارون سینه چاک کرده در معرکهای قبیلهای / و اهواز / در خود فرو میرود صبح / در خود فرو میرود شب / (ص 450 ـ 44)
فضایی سینمایی، میزانسنها و نماهایی دور و نزدیک در کلیت شعرها دیده میشود. پرسوناژهایی وارد صحنه میشوند، نقش خود را بازی میکنند، نماها جان میگیرند و کمکم محو میشوند.
پرسوناژها گاه با لهجه جنوبی صحبت میکنند، با همان تکیه کلامها و اصطلاحات رایج در جنوب.
«هی هی هی ... / چه راحت نشستهای بر مخده عمو الیاس / ندیده بودم ئیطوری (اینطوری) بیخیال ککات (بدون فکر کردن به برادرت) زایر محمد ناخدا / بشینی و قلیون ... / (ص20)
به هر حال وارد کردن لهجه مناطق مختلف کشور در شعر معاصر و استفاده از اصطلاحات و اعلام جغرافیایی و تاریخی، اسامی افراد و مکانها و خلاصه ترسیم و تصویر محیطهایی مشخص در کشور میتواند تجربهای خوب در شعر باشد، به شرطی که این کار عاقلانه و شاعرانه صورت پذیرد؛ کاری که در برخی موارد علی یاری از عهده آن برآمده است.
سید محمود سجادی / شاعر و منتقد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: