در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در جریان تحقیقات رنگ لباسهای مقتول هویتش را فاش کرد و کارآگاهان پی بردند خانواده مردی 32 ساله به نام احمد 2 روز قبل از مفقود شدن او خبر دادهاند و طبق گزارش آنها، البسه احمد با لباسهایی که به تن متوفی بود، مطابقت دارد.
ماموران سپس تحقیقاتشان را پی گرفتند و فهمیدند احمد آخرین بار سوار بر یک وانت سفید رنگ دیده شده است. از طرفی فهمیدند که یکی از دوستان متوفی به نام یاسر وانتی سفید رنگ دارد.
یاسر وقتی بازداشت شد خودش را بیگناه معرفی کرد، اما سرانجام به قتل معترف شد و گفت: «من مغازهدار هستم و احمد نیز در بازار ماهیفروشان کاسب بود. احمد چند وقت قبل کاری کرد که به لحاظ اخلاقی درست نبود، من از این رفتار او ناراحت شدم و در نهایت تصمیم گرفتم او را بکشم. من و کارگر مغازه روز حادثه به بهانهای احمد را سوار وانت کردیم بعد او را در محلی خلوت کشتیم و من به آن کارگر پول دادم تا جسد را به خارج از شهر ببرد و مخفی کند.»
پریسا سهرابی؛ مددکار اجتماعی
در پرونده مشهود است که این قتل با انگیزه قبلی و طرح و نقشه از پیش تعیین شده صورت گرفته و بیشک ریشه در گذشته این افراد داشته است. یکی از آنها به دلایلی که جزئیاتش معلوم نیست طرح یک انتقام را ریخته بدون اینکه دلیل مشخصی داشته باشد. او انگیزه خودش را به طور کلی و غیر دقیق بیان کرده یا دستکم در خبرها این انگیزه به طور کامل فاش نشده است؛ اما آنچه به نظر من مهمتر است، 2 مرد بدون اینکه انگیزه یا خصومت شخصی با مقتول داشته باشند، شریک جرم شدهاند. یکی در قتل مشارکت کرده و دیگری هم جسد را مخفی کرده است.
کسانی که این کار را کردهاند از نظر خانوادگی دچار مشکلات جدی بودهاند و از فقر رنج میبردهاند. احتمالا در خانوادههای آنها اختلال وجود داشته و از خانوادههای بیسرپرست یا بدسرپرست میآیند. این افراد بدون شک زندگی سختی داشتهاند. مشخص است که این دو نفر در فقر و تنگدستی به سر میبردهاند و در خانواده ریشه خشونت مفرط هم بوده است. این افراد در دل خود دشمنی با جامعه را پرورش دادهاند که ریشه در دوران کودکی آنها دارد.
اما برای اینکه بررسی کنیم چه میتوان کرد تا کمتر شاهد این حوادث باشیم، باید به ریشهها بازگردیم؛ چرا یک انسان باید حاضر شود در قبال 250 هزار تومان خود را شریک جرم کند؟ این بسیار دردناک است و به یاد میآورد که فقر امالفساد است.
در پاسخ به این سوال سخت که چه باید کنیم، باید مجددا همصدا با همه جامعهشناسان تاکید کنیم که باید فقر، بیکاری و اختلاف طبقاتی در جامعه به حداقل برسد.
گام اول به نظر من ایجاد اشتغال و قدم بعدی برقراری عدالت اجتماعی و از بین بردن اختلاف طبقاتی است. تا زمانی که فقر بالاست و روح مادیات و شیءگرایی در جامعه حاکم است، اوضاع درست نخواهد شد. پس همزمان هم باید فرهنگسازی شود و هم مشکلات جدی جامعه حل شود.
از سوی دیگر باید باز هم بر تاثیر خانواده تاکید کنیم. مردانی که امروزه قاتل یا شریک قتل شدهاند، در گذشته کودکانی داخل یک خانواده بودند. در خانوادههای آنها چه اتفاقی افتاده؟ آیا پدر، مادر یا فرزندان را کتک میزده؟ آیا خشونت کلامی رواج داشته؟ آیا مهر و محبت در میان افراد خانواده کم بوده؟ آیا اعتیاد در خانواده سابقه داشته؟
آیا خانواده وضع مالی و اجتماعی خوبی نداشتهاند؟ احتمالا پاسخ به بسیاری از این سوالات مثبت است. از پدر و مادرها میخواهیم حامی فرزندان خود باشند و محبت را از آنان دریغ و فضای خانه را خشن نکنند.
مریم رامشت؛ روانشناس
اینکه فردی به صرف اینکه کسی کاری انجام داده که او خوشش نمیآید و باب میل او نیست، آن شخص را بکشد، اصلا منطقی نیست و کاملا غیر عادی است. گاهی افرادی هستند که خود را مجاز به حکم صادر کردن درباره افراد و مجازات کردن آنان میدانند. این افراد رفتاری خودسرانه دارند که قابل قبول نیست. کسی که خودسریاش به جایی رسیده که جنایت خشن انجام میدهد، قبح این جنایت نیز برایش ریخته است. چنین افرادی از اختلالات روحی روانی و فکری رنج میبرند. اینطور که از خلاصه پرونده برمیآید، قاتل فرد سابقهداری نیز نبوده است. در نتیجه به نظر میرسد این فرد براساس تفکرات تحریف شدهای که از واقعیت داشته مقتول را مورد تحلیل قرار داده و بعد برای او حکم صادر کرده و این حکم را اجرا کرده است. نکتهای که در پس بسیاری از قتلها نهفته، تحلیل غیرواقعی از واقعیت توسط افرادی است که به بیماریهای روحی و روانی دچار هستند.
از طرفی در این پرونده 2 فرد دیگر هم وجود دارند که به نوعی شریک این جنایت شدهاند. یکی در انجام قتل همکاری کرده و دیگری جسد را مخفی کرده است و به نظر میرسد این افراد نیز خصومت شخصی با مقتول نداشتهاند.
اینکه فرد بدون دریافت پول یا با دریافت مبلغ کمی قبول میکند جنایتی انجام دهد، یعنی خشونت و جنایت برایش عادی شده است. در نتیجه هر سه این افراد به نوعی تفکرات مشابه دارند و به همین دلیل هم به هم جذب شدهاند.
آن شخص هم مشکلات روحی، روانی، فکری و ذهنی داشته است. این افراد از یکدیگر تاثیر میگیرند و تاییدکننده یکدیگر هستند، اما چه عواملی ممکن است یک فرد را قاتل کند؟ نخست اینکه فرد مدام در محیطی بزهکارانه و خشونتبار حضور داشته باشد. این محیط میتواند خانواده، محیط دوستان یا محلهای باشد که در آن زندگی میکند. مورد بعدی این است که شخصی دارای تفکرات و شرایط روحی خاص باشند.
زمانی که این جور اتفاقات در جامعه تکرار میشود، آمار قتل و جنایت نیز بالا میرود. متاسفانه در این مورد ظاهرا کارشناسی نادرست قبح قضیه را شکسته و از اهمیت آن کاسته است. این اتفاقات در کلانشهرها بیشتر به چشم میخورند. در چنین جامعهای، افراد بیشتر در معرض خطر هستند.
فرشته اسدی؛ وکیل دادگستری
بررسی جزئیات در یک پرونده قتل برای تشخیص مجازات بسیار مهم است. مثلا اینکه خفگی مقتول در این پرونده به چه صورتی صورت گرفته بسیار تاثیرگذار است. آیا مقتول را با دست خفه کردهاند؟ در این صورت به احتمال زیاد یک نفر مباشر در قتل و دیگری معاون بوده است؛ اما اگر خفگی با دستمال صورت گرفته باشد ممکن است هر دو دستمال را گرفته باشند و عمل هر دو به یک میزان در قتل تاثیر گذاشته باشد که هر دو مباشر در قتل به حساب میآیند یا اینکه ممکن است یکی خفه کرده باشد و آن یکی دست و پای مقتول را نگهداشته باشد یا به نوع دیگری مشارکت فیزیکی در قتل داشته باشد.
تشخیص معاونت یا مباشرت در قتل بستگی زیاد به بررسی این جزئیات دارد. در نتیجه باید نحوه فوت به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد و گزارش پزشکی قانونی برای تشخیص نوع عمل متهمان و مجازات آنها بسیار تعیینکننده است.
در این پرونده متهم اصلی به قتل و قصد قبلی برای انجام آن اعتراف کرده است؛ اما حتی اگر اعتراف نمیکرد که قصد قبلی داشته با توجه به عمل کشندهای که انجام داده است، مجازات چنین فردی قصاص است. عمل کشنده به 3 اعتبار تشخیص داده میشود: اول وسیله که برای قتل استفاده میشود مانند اسلحه گرم، قمه، چاقو و... دوم به اعتبار موضعی که آلت قتل به آنجا اصابت کرده، مثلا اینکه به قلب اصابت کند با اینکه به پا اصابت کند، فرق دارد. سوم به اعتبار شخص است مثلا هل دادن یک پیرمرد 90 ساله یا یک زن باردار میتواند نوعا کشنده محسوب شود. هر فردی در جامعه میداند که گردن ناحیه بسیار حساسی است و فشار دادن آن نوعا کشنده است و نمیتواند ادعا کند قصد کشتن نداشته و فقط میخواسته فرد را بترساند یا اذیت کند.
حال کمی درباره مباشرت و معاونت در قتل توضیح میدهیم. معاونت در قتل به معنی فراهم کردن مقدمات قتل قبل از وقوع یا حین وقوع جرم است. در واقع معاون کار قاتل را راحت میکند و عملی انجام میدهد که قتل را آسانتر میکند. مثلا برای خفه کردن طناب تهیه میکند یا مقتول را به جایی میکشاند که قاتل بتواند او را بکشد یا حتی قاتل را تحریک یا تطمیع کند، اما کسی که مباشر است در قتل نقش فیزیکی داشته است.
مطابق ماده 207 قانون مجازات اسلامی، مجازات مباشرت در قتل عمد قصاص است و معاون در قتل به حبس از 3 تا 15 سال زندان محکوم میشود. در صورت رضایت اولیای دم، قاضی میتواند از نظر جنبه عمومی مباشر در قتل را به حبس از 3 تا 10 سال و معاون را به حبس از یک تا 5 سال محکوم کند.
ماده 212 تصریح میکند هر گاه 2 یا چند مرد کسی را به قتل برسانند و عمل قتل منتسب به همه آنها باشد، مجازات همه آنها قصاص است. در صورتی که بیش از یک نفر در قتل دست داشته باشند، مثلا عمل قتل منتسب به 2 متهم باشد، در این صورت اولیای دم میتوانند با پرداخت مابهالتفاوت دیه (نصف دیه به هر کدام) تقاضای قصاص هر دو را بکنند.
همچنین مطابق ماده 636 قانون مجازات اسلامی، چنانچه کسی جسد مقتول را مخفی کند یا قبل از اطلاع به ماموران، آن را دفن کند به حبس از 3 ماه و یک روز تا یک سال محکوم میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: