در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان پرسش اصلی این است که جایگاه اسلامگرایان در آینده لیبی چگونه خواهد بود؟ برای درک بیشتر این امر و برنامههای شورای انتقالی این کشور و نیز آگاهی از دورنمای ایفای نقش بازیگران در لیبی با جعفر قنادباشی کارشناس این حوزه گفتوگو کردهایم.
ماموریت ناتو 31 اکتبر به پایان رسیداما هم ناتو و هم وزیر نفت و دارایی دفتر اجرایی شورای انتقالی لیبی اعلام کرده بودندبه تمدید ماموریت نیروهای ناتو در این کشور حداقل به مدت یک ماه تمایل دارند. چرا دولت انتقالی چنین موضعی اتخاذ کرد؟
واقعیت این است که این موضعگیری شبیه برخی از مقامات اولیه عراق پس از صدام است که هم نوعی گرایش به غرب داشتند و هم خواستار حضور آمریکاییها در عراق بودند.
ناتو به ماندن در لیبی برای حفظ روندی که به سمت غرب تمایل دارد، راغب است، اما این زمانی مشروعیت پیدا میکند که دعوت از داخل باشد. با توجه به رایزنیهایی که در جریان خیزش با غربیها صورت گرفته بود و عبدالجلیل و جبرئیل سفرهایی به فرانسه، آمریکا و دیگر کشورهای غربی داشتند، طبیعتا این درخواست از جانب شورای ملی انتقالی درخواستی غیرمنتظره نبود و احساس این است که این افراد، هم تمایل به غرب دارند و هم باقیماندن خود را تا اندازهای متکی به حضور و حمایت ناتو میدانند، اما باید گفت با توجه به فضای سیاسی و عقیدتی در لیبی مردم بشدت هم مخالف ناتو و هم مخالف استعمار هستند و هم هر فردی که زدوبندی با غرب کند وی را همجهت با دوران پایانی قذافی میدانند و چنین درخواست هایی میتواند برای حمایت از شورا انتقالی در برابر تودههای مردم تلقی شود.
روابط لیبی و ناتو در آینده چگونه خواهد بود و تا چه حد کشورهای غربی در امور لیبی دخالت خواهند کرد؟
بهتر است به جای خروج ناتو از لیبی توقف عملیات ناتو در لیبی را استفاده کنیم. چون ناتو به طور زمینی وارد لیبی نشد، بلکه از راه هوایی و از پایگاههای هوایی در کشتیها و ناوها بر فراز لیبی عملیات انجام میداد. در این بین اکنون این عملیات متوقف شده اما باید گفت این به معنای آن نیست که اعضای ناتو در مورد لیبی سهمخواهی نکنند، چرا که از ابتدای شروع مداخله بحث سهمخواهی مطرح بود و حتی سهمخواهی آنان از سهمخواهی آمریکا در عراق و افغانستان آشکارتر بود.
در این میان چون مستغلات و پولهای هنگفتی (حدود 360 میلیار دلار) از آقای قذافی در کشورهای غربی اندوخته شده است، غرب دوست دارد از این سهم بهرهای ببرد. گذشته از این اگر اعضای ناتو احساس کنند دولتی که برسرکار آمده برخلاف منافع نفتی آنان حرکت کند، این حق را برای خود قائل هستند که در امور لیبی مداخله کنند.
با توجه به تشکیل دولت جدید در لیبی نگاه شما در مورد دولت جدید چیست؟
دولت جدید دولتی موقت خواهد بود و در کوتاهمدت وظیفه سنگین برقراری امنیت و اداره امور را در کشور (برعکس آنچه در تونس رخ داد و مجلس موسسان مطرح شد) برعهده دارد. در این حال چون در لیبی دولتی وجود نداشت دولت کنونی چندین وظیفه را برعهده دارد و در کنار برقراری امنیت به بحث خلعسلاح گروهها خواهد پرداخت. سازماندهی یک نیروی انتظامی داخلی و ایجاد سنگ بنای ارتش برای دفاع از کشور هم مد نظر است.
البته باید گفت دولت جدید الکیب هیچ سنخیتی با خیزش مردم در لیبی ندارد و فقط میتوان گفت نقاط منفی قذافی را در خود ندارد، اما نقاط مثبتی که مردم خواستار آن هستند را هم ندارد که با توجه به اختلافات بین بیش از 50 نفر از اعضای شورای عالی انقلابی لیبی با 29 رای بیرون آمد.
وی بازرگانی مقیم خارج از لیبی است ولی به عنوان نیرویی وسط زمام امور را در کشور بهدست گرفته است. در دوران زمامداری او باید قانون اساسی جدید لیبی نوشته شود.
با توجه به طیفها و جریانهای کنونی شورای انتقالی لیبی مهمترین جریان فعال در این شورای کدام است؟
اگر ما از نظر سوابق حضور در شورای ملی انتقالی و رهبری خیزش، این امر را مورد نظر داشته باشیم جریان مسلمان با گرایش غربی مهمترین آن بوده است. یعنی بعد از 10 روز از شروع جنبش شورای ملی به رهبری مصطفی عبدالجلیل شروع به فعالیت کرد.
وی مسلمان و تا اندازهای نیز پایگاه مردمی دارد. هرچند پایگاه وی ریشهدار نیست، اما اگر از نظر پایگاه مردمی، مقبولیت مردمی و مشروعیت به جریانهای کنونی در لیبی نگاه کنیم، نیروها و گرایشهای اسلامی این کشور قویترین جریانها هستند. یعنی هر چند به معنای واقعی هنوز در شورای انتقالی راه نیافتهاند، اما این گرایش میتواند آینده لیبی را تعیین کند. اینکه ما میبینیم آقای عبدالجلیل در سخنرانی خود صراحتا به تکیه قانون اساسی بر اسلام اشاره میکند، بیانگر این است که اسلام مهمترین منبع مشروعیت و قدرت در بین مردم خواهد بود.
خانم اشتون، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره نحوه تقسیم قدرت در لیبی میان احزاب مختلف لیبی گفته است مقامات ارشد شورای ملی انتقالی لیبی به ما وعده دادهاند که تمام گروهها و احزاب را در دولت آینده راه دهند. دلیل نگرانی اتحادیه اروپا در مورد آینده لیبی چیست؟
قنادباشی: اگر از نظر پایگاه مردمی، مقبولیت مردمی و مشروعیت به جریانهای کنونی در لیبی نگاه کنیم، نیروها و گرایشهای اسلامی این کشور قویترین جریانها هستند، هرچند در شورای انتقالی حضوری ندارند اما این گرایش میتواند آینده لیبی را تعیین کند
اتحادیه اروپا نگرانیهایی استراتژیک و راهبردی در مورد لیبی داشته که باید گفت ریشه در تاریخ 1000ساله این منطقه دارد. این نوع نگرانیها، اصلیتر از نگرانیهای سطحیتر دیگری است که مطرح میشود.
در مطبوعات غرب و نگاه تحلیلگران غربی، نگرانیهای اروپاییان به مساله مهاجرت برمیگردد و براین نظرند که لیبی به گونهای باشد که مردم به اروپا مهاجرت نکنند یا القاعده سرمایهگذاریهای غرب در لیبی را به خطر نیندازد، اما نگرانی اصلی و راهبردی اتحادیه اروپا این است که در این منطقه حکومتی مبتنی بر خواست مردم ـ که اسلامی است ـ ایجاد نشود.
اروپاییها این تصور را دارند که چنانچه در این کشور حکومتی واقعا اسلامی تشکیل شود به معنی هسته اولیه احیای تمدن در شمال آفریقا و تشکیل کشوری بزرگ در این منطقه خواهد بود و ممکن است اتحادیهای از این کشورها ایجاد شود که بسیار قویتر از اتحادیه اروپا باشد.
چراکه هر چند گفته میشود اتحادیه اروپا منسجمترین اتحادیه در جهان است اما میبینیم ایتالیا، فرانسه و... زبان و فرهنگی متفاوت دارند، اما درجنوب مدیترانه مذهب، زبان، فرهنگ و... مشترک است و زمینه وحدت در این منطقه بسیار بیشتر از اروپا خواهد بود.
با توجه به خسارت 300 میلیارد دلاری واردشده به تاسیسات زیربنایی لیبی، برنامههای اقتصادی آینده این کشور همچون بازسازی و احیای صدور نفت چگونه خواهد بود؟
دولت آینده در زمینه صدور و استخراج نفت مشکلی ندارد، چراکه دنیا به نفت و گاز لیبی نیاز دارد و بسیاری از کشورها حاضرند به طور رایگان تاسیسات این کشور را بازسازی کنند، لذا از این نظر دولت موقت مشکلی نخواهد داشت. البته تاسیسات صدور و استخراج ضربه زیادی نخورده است، اما تاسیسات زیربنایی همچون پالایشگاهی، شهری، مخابرات و آب لطمه دیدهاند.
به نظر من باید در قدم نخست، دولت ملی انتقالی درخواست خسارت از ناتو کند یعنی با وجود اینکه ناتو هفتگی فاکتور مخارج خود را در جنگ اعلام میکرد و لیبی را بدهکار نشان میداد، لیبی هم باید از غربیها خسارت بگیرد، چرا که غرب باعث شد تا هزینه پیروزی انقلاب در لیبی بالا برود.
در ابتدای جنگ بسیاری از ارتشیها به مردم پیوستند و زاغهها را به روی مردم باز کردند، اما با ورود ناتو برخی حق را به جانب قذافی دادند و قذافی، حقانیتی در مقابله با ناتو پیدا کرد. به طوری که برخی از مردم تردید داشتند کاری که انجام میدهند در جهت منافع غرب نباشد و حتی دست از مقابله با قذافی برداشتند. لذا مردم لیبی میتوانند به غرب بگویند که شما هم به ما خسارت زدید و توان دفاعی ما را از بین بردید.
گذشته از این نیز برای بازسازی لیبی دولت باید ابتدا به توانایی کشورهای اسلامی و کشورهای غیراستعماری مراجعه کند، چون هم با خواست مردم تطابق دارد و هم اگر نیروهای دولتی به دولتهای غربی اتکا کنند طبیعتا پایگاه مردمی خود را از دست میدهند. در این بین، دولت لیبی میتواند از توان کشورهایی نظیر ایران (با توجه به تجربه نفت خود)، ترکیه و... بهره ببرد و در واقع برای 6 میلیون جمعیت براحتی میتوان زندگی طبیعی را فراهم کرد.
با توجه به سخنان محمود جبرئیل در مورد رایزنیها برای تشکیل دولت جدید در لیبی به نظر شما مهمترین اولویتهای این دولت چیست؟
دولتی که اکنون مورد توجه است میتواند کارهایی اساسی را مورد توجه قرار دهد. گذشته از این دولتی که تشکیل میشود باید انتخابات آزاد متناسب با شرایط لیبی فراهم کند تا مجلس موسسانی برپا شود و قانون اساسی را متناسب با فرهنگ و علاقهمندی مردم لیبی تدوین کند.
اکنون لیبی نه دارای دستگاه منسجم قضایی است، نه دستگاه مقننه از ابتدا وجود داشته است و دستگاه اجرایی متعارفی مانند دیگر کشورها نیز در آن وجود ندارد، لذا همه امور باید از صفر آغاز شود.
با نگاه به پیامهای سیفالاسلام قذافی تا چه حدی احتمال میدهید جنگهای چریکی در برخی از مناطق این کشور ادامه یابد؟
از نظر مردمی چنین زمینهای برای سیفالاسلام وجود ندارد، چرا که در شرایط موجود کمتر کسانی جرات میکنند راه مقابله با انقلاب را امتحان کنند و مردم هم هر تحریکی را گزارش میدهند.
در بین قبایل معروف و حتی القذافه و شهر سرت نیز مردم هوادار قذافی نیستند. به گونهای که ما در سرت دیدیم زمانی که قذافی در سرت بود تمام مردمی که در زادگاه وی بودند از سرت بیرون رفتند و وی را تنها گذاشتند.
به کلام دیگر سربازگیری و یارگیری برای سیفالاسلام بسیار دشوار است و در شرایطی ممکن است که مردم مخالف وضع موجود باشند. با توجه به وضعیت موجود هیچ جا دیده نمیشود که گروهی از مردم حتی همقبیلهایهای قذافی از وی دفاع کنند، لذا سیفالاسلام ممکن است شخصا به دنبال انتقامگیری باشد، اما ابزار لازم بویژه ابزار مردمی ندارد.
با ملاحظه فعالیتهای چند سال گذشته القاعده در شمال آفریقا و منطقه صحرا و با توجه به شرایط کنونی لیبی و بیثباتی این کشور تا چه حدی ممکن است سازمان القاعده فعالیت خود را در این منطقه افزایش دهد؟
گروهی که در جنوب لیبی هستند طوارق هستند و اینها در پنج منطقه استقرار دارند و جزئی از القاعده نیستند. اینها گروههایی اسلامی و مجاهد هستند که در گذشته همیشه علیه استعمار جنگیدهاند و زندگی سنتی خود را دارند. اینها تنها در لیبی نیستند و در کشورهایی همچون الجزایر، مالی، نیجر و... هم استقرار دارند.
گذشته از این در مورد سازمان القاعده و حضور در لیبی باید گفت این نیروها در شمال لیبی، سواحل و برخی از شهرهای مغرب عربی فعالیتهایی دارند که این فعالیتها مشکوک بوده و معمولا نیز کاری با منافع غربیها نداشتهاند.
یعنی ضربات این سازمان بیشتر به مسلمانان بوده است تا غربیها، با این حال باید گفت که در لیبی جریان القاعده بسیار ضعیف است، چرا که مردم این کشور بسیار متعادل میاندیشند و با گرایشهایی نظیر القاعده همکاری ندارند. مردم این کشور خود را بسیار نزدیکتر به شیعه میدانند تا به وهابیت و عملا نیز با مذاهبی که از عربستان صادر میشود روی آشتی ندارند، لذا یارگیری و نفوذ القاعده در این کشور با توجه به عدم وجود بستر مناسب فکری و مذهبی بسیار کم است. بر این اساس، قرائتی از اسلام در لیبی است که متضاد با تفکرات القاعده و افراطیان خواهد بود.
علی رمضانی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: