در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصل جنس:
اندازه نگهدار که اندازه نکوست
هم درخور دشمن است و هم لایق دوست
حکایت شیرینی و قند نیز همین گونه است. هرچند که گفتهاند زندگی شیرین میشود، اما باید مراقب بود که اگر بیش از اندازه لازم شیرین شود، حتی دل فرهاد را هم میزند. منظور همان فرهاد کوهکن معروف است که مدتها دنبال یک شغل درست و حسابی بود و آخرش از بیکاری عاشق شد و به کوهکنی افتاد. (توضیح آنکه آن زمانها هنوز طرح خوب اشتغالزایی که به موجب آن حتی یک بیکار هم نداریم، پیاده نشده بود.)
در عواقب شیرین کردن زندگی:
چو شیرینی از من به در میرود
چو فرهادم آتش به سر میرود
همین قندی که به کمک یک چای دبش، ترکیب قشنگ «چای قندپهلو» را در زندگی میسازد، اگر مصرفش بالا برود، ممکن است مرض قند را به ارمغان آورد یا هزار و یک درد و مرض دیگر که یکی از آن جمله، افزایش چاقی است در حد امیر قطر!...
این نصایح ارزنده را ما از خودمان درنیاوردیم طبق معمول، بلکه یک آدم متخصص کارکشته این حرفها را عنوان کرده که جای شک کردن ندارند. جناب دکتر محمدجواد زیبایینژاد، رئیس ششمین کنگره قلب و عروق خاورمیانه که همین چند وقت پیش برگزار شد، با اشاره به افزایش چاقی و اضافهوزن، بیماری قند و فشارخون و... غیره در بین مردم ایران، خطاب به مردم و مسوولان مملکتی گفته که مصرف قند ـ بای نحو کان ـ به شکل شیرینیهای مصنوعی و نوشابههای کذایی باید ممنوع شود.
بسته پیشنهادی:
ضمن تایید رهنمودهای ارزنده و سازنده رئیس کنگره قلب و عروق خاورمیانه کشور(!)، ما نیز به سهم خود بر ممنوعیت مصرف بیش از حد قند تاکید میکنیم و بسته پیشنهادی خود را در این راستا تقدیم میکنیم. تحویل بگیرید:1ـ صادر کردن قند:
نهتنها از محیط بدن که از کل کشور باید قند اضافه را جدا کرد و به خارج صادرش کرد. صادرات قند در سوابق ایام نیز معمول بوده و اسنادش نیز موجود است. مثلا صادر کردن قند و شکر به هند، یکی از نمونههایی است که در قرن هشتم انجام میشده و حافظ آن را لو داده و گفته: «شکرشکن شوند همه طوطیان هند / زین قند پارسی که به بنگاله میرود». حالا گیریم به هند نشود، چون هنوز پول گازمان را ندادهاند، اما خدا برکت بدهد به یک میلیارد و خردهای نفوس چین که همان یک خردهایاش بیشتر از جمعیت ماست.2ـ درآوردن قند با ممیزی:
حالا که به اندازه کافی و وافی با معضل مصرف قند مواجهیم، بهتر است که دیگر خودمان این فواره را تلمبه نزنیم. نباید شاعران و هنرمندان ما که الگو هستند، دعوت به مصرف قند کنند، بخصوص قند مکرر که ضررش مضاعف است. بسیاری از نویسندگان و شاعران ما بیخودی به آثارشان قند زدهاند. مثلا چرا باید تمام قصهها با این عبارت کلیشهای آغاز شود که: «راویان اخبار و طوطیان شکرشکن شیرینگفتار چنین حکایت کردهاند که...» ...که کوفت ...که زرشک!... آخر چرا باید از همان بچگی، روحیه قند خوردن زیادی را ترویج کرد؟... چرا باید شاهد اشعار و ابیاتی از این دست باشیم که: «ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند / مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند»؟!... واحد دیگری برای اندازهگیری لبخند، بهتر از شکر نبود؟... فلذا به کمک بخش نظارت کیفی وزارت بهداشت، باید این شکرهای اضافی را از داخل اشعار درآورند.3ـ طرح ژنریک کشمشی:
به عوض قند و شکر میتوان از چیزهای دیگری استفاده کرد که بیشتر طبیعی باشند تا مصنوعی. یک نمونهاش همین کشمش خودمان. به جای قند هم میشود آن را همراه چای خورد. سابق با نخودچی قاطیاش میکردند و تحت عنوان آجیل مشکلگشا میدادند ملت مصرف نمایند. چنان که وقتی پدر خانواده از سفر میآمد؛ مادر بچهها اعلام میکرد که: «بابا اومده...» و چون با این پرسش اصولی مواجه میشد که: «چی چی آورده؟...» در مقام پاسخگویی مناسب به آنها میگفت: «نخود و کشمش...».4ـ جمعآوری کلهقندها:
به نظر من اگر سایر طرحها کارگر نیفتاد و حتی کارمندجماعت ما نیز دست از قند خوردن در سر کار برنداشتند؛ باید اقدام به جمعآوری قندها بکنیم. بهتر است که از دانهدرشتها هم شروع کنیم؛ یعنی همین کلهقندهای معروف!... طرح جمعآوری، معمولا خوب جواب میدهد. اگر جواب نمیداد که در موارد یگر همچون دیش و قلیان و... امثالهم، از آن استفاده نمیشد. میشد؟... بعد هم برویم سراغ این بزبزقندی که در طول تاریخ نفهمیدیم کی هست و به کجاها وابسته است و چرا باید از وی بپرسیم که: بزبزقندی، چرا نمیخندی؟.... به چی باید بخندد؟... به طرح جمعآوری کلهقند؟!...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: