یکی از شاکیان به قاضی دادگاه گفت: آذر سال 87 مرد جوانی به خواستگاریام آمد و یک ماه بعد عقد کردیم. قرار بود بعد از چند ماه زندگی مشترکمان را شروع کنیم، اما تاکنون با گذشت 3 سال همچنان بلاتکلیف هستیم.
شاکی اضافه کرد: رفتار شوهرم چند ماه بعد از مراسم عقدمان تغییر کرد، به طوری که حاضر به دیدن اعضای خانوادهام نبود. هربار اعتراض میکردم، کتکم میزد و هر روز سوءظن و بدرفتاریهایش بیشتر میشد.
وی یادآور شد: هر بار که خانوادهام درباره شروع زندگی مشترکمان سوال میکردند، میگفتم وقتی مشکلات مالی شوهرم پایان یابد و خانهای اجاره کند، زندگی مشترکمان را شروع میکنیم و هرگز ماجرای بدرفتاری شوهرم را با آنها در میان نمیگذاشتم.
شاکی با اشاره به ارتباط غیراخلاقی شوهرش گفت: چند هفته پیش یکی از دوستانم گفت شوهرم را با یک زن غریبه دیده است. چند روزی شوهرم را تعقیب کردم تا اینکه او را با یک زن غریبه دیدم و یکباره کاخ آرزوهایم فرو ریخت.
وی افزود: شوهرم به من خیانت کرده و حاضر به ادامه این زندگی نیستم. شاکی اضافه کرد: شوهرم وقتی پی برد رازش فاش شده و قصد شکایت از او را دارم، تلفنی مرا تهدید به قتل کرد. او مرد بیمسوولیتی است و من مهریه 313 سکهایام را میخواهم.
در پی اظهارات این شاکی، جاریاش نیز گفت: من در مراسم نامزدی جاریام با برادر شوهر او آشنا شدم و پس از یک ماه نامزدی، عقد کردیم.
وی افزود: شوهرم و برادرش به من و جاریام خیانت کرده و با زنهای غریبه ارتباط غیراخلاقی دارند. او 3 سال است مرا بلاتکلیف گذاشته و هنوز به خانه بخت نرفتهام. وی اضافه کرد: این زندگی که با دروغ و بدبختی شروع شده است، پایان خوشی ندارد. به همین دلیل من هم مهریه 313 سکهای را از شوهرم میخواهم.
در پی اظهارات این دو جاری، قاضی دادگاه دستور احضار 2 برادر ـ که شوهران آنها بودند ـ را صادر کرد تا تحقیقات تکمیلی از آنها صورت گیرد.