روزانه‌ها

فرهیختگان بی‌نام و نشان

رفته بودم محله قدیمی‌مان، به منظور حضور در یک مراسم ترحیم و بزرگداشت یکی از آشنایان. حضور در مسجد مرا به یاد گذشته‌های نه‌چندان دور انداخت و مرا با فضای معنوی دورانی پیوند داد که بخشی از تاریخ و هویت و تاریخ زندگی ما، انقلاب و کشور ماست، اما این هویت و نشان را امروزه کمتر کسی می‌داند و شاید نسل‌سومی‌ها هم نسبت به آن غریبه‌اند.
کد خبر: ۴۳۷۹۷۱

 شب‌های حکومت نظامی دوران ستمشاهی، وقتی نیروهای گارد و ماموران شهربانی تظاهرات شبانه مردم را به گلوله بستند خیلی از جوانان به همین مسجد پناه آوردند و تلاش ماموران برای دستگیری آنان ناکام ماند. مسجد پاتوق بچه‌های انقلاب بود، همین‌طور که با آغاز جنگ پایگاهی برای بروبچه‌های بسیجی و رزمنده و ستادی برای کمک‌رسانی به جبهه‌های جنگ. همه این‌ها مرهون تلاش و همدلی روحانی مسجد بود که ایفای نقش می‌کرد و چند نفر دیگری که نقش محوری داشتند. آیت‌الله غلامحسین عابدی(ره)‌ امام جماعت مسجد بود که خدابیامرز عالم بااخلاقی بود؛ انسان وارسته‌ای که از نوادر و افراد کم‌نظیر روزگار بود.

یادم می‌آید وقتی حضرت امام (ره)‌ از تبعید بازگشتند و مدتی در قم اقامت داشتند به دیدار ایشان آمدند. مرحوم آیت‌الله عابدی هیچ‌ پست و منصبی نداشت جز همین منصب امامت جماعت مسجد، ولی روحانی خدمتگزاری بود، هم برای اهالی محله ما و هم مردم اطراف ورامین. بعد از نماز، دقایق بسیار کوتاهی به پند و اندرز می‌پرداخت و همه را نصیحت می‌کرد به آنچه خود عمل می‌کرد. در آن 27 سالی که منصب «پیش‌نمازی» را داشت، در محضر هیچ‌کس چیزی نخورد. حتی یک استکان چای! همیشه می‌گفت، ما دو نوع حرام داریم، یک حرام شرعی، یک حرام اخلاقی.حرام شرعی را می‌دانید یعنی چه، ولی حرام اخلاقی یعنی شما، گوشت و میوه‌ای که می‌خرید و در منظر و مرآی دیگران قرار می‌دهید و دست می‌گیرید و به طرف منزل می‌روید؛ این می‌شود حرام اخلاقی. شاید چشم بچه یتیمی هوس کند و پدر فقیری نتواند آن را برای بچه‌های خود تهیه کند!

بگذریم، مرحوم عابدی که صاحب تالیفاتی هم بود روبه‌روی همین مسجد خانه‌ای داشت، اما حالا منزل او و منزل مرحوم استاد علی‌اصغر فقیهی تخریب شده و یک برج بلند جایگزین آن شده است. استاد فقیهی شرح نهج‌البلاغه را نوشته بود. کتاب آل‌بویه ایشان را در فرانسه تدریس می‌کردند، دور دنیا چرخی زده بود و بسیاری از مسوولان امروز، شاگردان کلاس درس او بودند. او به دعوت شهید آیت‌الله بهشتی به قم آمده بود و در دبیرستان دین و دانش این شهر به تدریس می‌پرداخت. از استاد فقیهی تالیفات زیادی به جای مانده است، اما هیچ‌یک از آن آثار بعد از رحلت استاد تجدید چاپ نشد، چراکه استاد فرزندی نداشت و کارهای علمی‌اش روی زمین ماند. کتاب تاریخ قم او بی‌نظیر است و در جلسه‌ای با حضور دکتر حدادعادل، بیشتر به ارزش کتاب واقف شدم.

استاد فقیهی در همین مسجد نماز می‌خواند و با مردم کوچه و بازار مراوده داشت. شب‌های محرم با وجود کهولت سن، روی پا کنار عزاداران می‌ایستاد و گرمی‌بخش محفل می‌شد. حالا نه از کتابخانه استاد فقیهی، نه از آثار او، نه از دوربین‌هایی که هر از چند گاهی در منزلش کاشته می‌شد خبری نیست. یادم می‌آید مترجم تفسیر‌المیزان، مرحوم آیت‌الله موسوی همدانی هم مدتی در این مسجد اقامه نماز داشت و منزلش پاتوق خیرینی بود که جلسه تکفل و سرپرستی ایتام را برعهده داشتند و آن را اداره می‌کردند، اما حالا خبری از ایشان و منزل و... آن جلسه‌ها نیست.

اینها سرمایه‌های علمی، اخلاقی و ادبی این مرز و بوم و این کشور و مکتب حیات‌بخش اسلام بودند، هرچند امروز در غربت زمانه بی‌‌نام و نشان مانده‌اند. باید در پاسداشت یاد آنان و احیای آثارشان همت گماشت تا به بوته فراموشی سپرده نشوند و تلاش علمی آنان چراغ راه ما و آیندگان باشد.

محمد خامه‌یار / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها