در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باید گفت آنچه ما را میخنداند، به زنجیرهای از معانی و نمادها وابسته است که در فرهنگمان معنا مییابد. چه بسا آنچه از نظر مردم جامعهای، خندهدار به نظر میرسد، از نظر ما بیمعنا باشد.
شاید بتوانیم برای هر فرهنگ و خردهفرهنگ یا به زبان دیگر، در میان مردم هر جامعهای الگوهایی بیابیم که نشان میدهد آنها به چه چیزهایی میخندند، چرا میخندند و چطور میشود آنها را خنداند؟
طنزپردازان این روزها بخش مهمی از محتوای رسانههای نوشتاری، صوتی و تصویری را تولید میکنند. آنها میکوشند الگوهایی را که نشان میدهد مردم یک جامعه چطور و به چه چیزهایی میخندند، کشف کنند و آنها را به کار بندند.
برخی هنرمندان طنزپرداز، برای اثر هنری طنزآمیز، ایدهآلهایی فرمی و محتوایی در نظر میگیرند. در حالی که هر رسانه میکوشد تا حد امکان مخاطبان بیشتری جذب کند، چیزی که بیشتر به کار میآید شناخت این الگوهاست. مخاطب سلیقه خود را بر محتواهای طنزآمیز تحمیل میکند. به عبارت دیگر، مردم مخاطب محتواهای طنزآمیز رسانههایی خواهند شد که طنز آنها با الگوهای فرهنگی خندیدن و خنداندن در جامعهشان مطابق باشد.
در ایران سالهاست که برنامههای طنز، جای ثابتی در شبکههای مختلف رادیویی و تلویزیونی یافتهاند و از جمله گستردهترین رسانه تصویری ـ سیما ـ سالهاست در قالبهای مختلف به ارائه برنامههای طنز میپردازد. این رسانه از فضای رقابتی رایج میان همه رسانههای جهان مستثنا نیست. باید تا آنجا که میتواند، انتظارات مخاطبان را برآورده سازد تا بینندگان بیشتری را به خود جلب کند.
در تلویزیون ایران، برنامههای طنز اگر به دنبال مخاطبان بیشتر هستند، باید به سنتها و عادتهای فرهنگی خندیدن و خنداندن در جامعه ایران توجه نشان دهند، اما این سنتها، عادتها و به زبان دیگر، الگوهای خندیدن و خنداندن در فرهنگ ما چیستند؟
کافی است اندکی به فرم و محتوای آنچه روزانه به آن میخندیم، توجه کنیم؛ در جمعهای دوستانه، در محیط کار و تحصیل، در مهمانیهای خانوادگی چه چیزهایی ما را میخنداند یا خود از چه ابزارهای فرمی و محتوایی برای خنداندن دیگران استفاده میکنیم؟
الگوهای مختلفی برای خنداندن و خندیدن در میان خردهفرهنگهای مختلف ایرانی رایج است؛ اما میتوان گفت یکی از عامترین این الگوها که برای خیلیهامان شناخته شده است، خندیدن به دیگری به استمداد بزرگنمایی بخشی از ویژگیهای شخصیتی و رفتاری اوست. تمرکز بر ویژگیهای نامعمول و گاه نامعقول شخصیت فرد، روایت طنزآمیز رفتارهای ناهنجار و گاه حماقتآمیز وی و بزرگنمایی برخی ویژگیهای ظاهری مثل قد و وزن و قیافه یا طرز حرف زدن و لباس پوشیدن میتوانند به دستاویزی برای فرد طنزپرداز تبدیل شوند تا ما را بخنداند و البته به کار بردن این ابزارها معمولاً در خنداندن ما، او را به موفقیت میرساند.
«خندهبازار» از برنامههای طنزی است که سری جدید آن همین هفته آغاز شده است. این برنامه به دلیل ویژگیهایش مورد انتقاد بسیار واقع شده اما در مقابل یکی از پربینندهترین برنامههاست و توانسته بسیاری از ایرانیان را پای تلویزیون بنشاند.
آنچه باعث محبوبیت خندهبازار میشود، نه تکههای گلدرشت سیاسی و اجتماعی که دارد، نه هنرمندی و چیرهدستی محتوایی یا نمایشی که ندارد، بلکه استفاده از همین الگوهای رایج در جامعه ایرانی در قالب رسانهای برای خنداندن مخاطبان است.
شخصیتهای مشهور در این برنامه دستمایه طنز قرار میگیرند؛ طنزی که مبتنی بر تصویر کمیک از ویژگیهای فردی و شخصیتی و رفتاری افراد مشهور است و چه چیزی میتواند برای مخاطب ایرانی از این جذابتر باشد؟
رسانه در قالب ساختارها و عادتهای فرهنگی موجود فعالیت میکند. یکی از دغدغههای مهم رسانه جذب مخاطبان بیشتر و بیشتر است و برای رسیدن به این مقصود گاه ناگزیر است تن به سلیقه و ذائقه مخاطبانش دهد. پس اگر نقدی به خندهبازار داریم باید در درجه اول این نقد را متوجه عادتهای فرهنگی جامعهمان بدانیم. ریشه ناهنجاریهایی که ما را آزار میدهد، آنجاست.
مردم جذب رسانهای میشوند که پاسخگوی انتظارات و سلایق فرهنگیشان باشد. رسانه برای بقای خویش به این الگوهای فرهنگی تن میدهد و آنها را بازتولید میکند و در واقع با این کار، باعث تثبیت الگوهای فرهنگی موجود میشود اما مساله اینجاست که یکی از قدرتمندترین ابزارها برای اصلاح عادات نامطلوب فرهنگی به طور کلی و ارتقای سطح سلیقه فرهنگی افراد جامعه، خود رسانه است. رسانه در بسیاری از موارد و به دلیل شرایط رقابتی موجود، ناگزیر از بازتولید و لاجرم تثبیت فرهنگ موجود است و این دور باطل، مانع پویایی فرهنگ و اصلاح ناهنجاریهای فرهنگی موجود میشود. خندهبازار آینهای از فرهنگ ما و الگوهای خندیدنمان به یکدیگر است. وقتی خندهبازار را نقد میکنیم، لازم است نگاهی هم به روابط فردی خودمان و چیزهایی که هر روز باعث خندیدنمان میشود، بیندازیم.
سالار کاشانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: