در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رضا میرکریمی نمادی از رویش و تداوم از ایدئولوژیکسازان دهه شصت ـ مثل محسن مخمباف و فرجالله سلحشور و ابراهیم حاتمیکیا و... ـ است که البته بنا به مقتضیات زمان و مکان، راه سومی را برگزیده است.
رضا میرکریمی نه مثل مخملباف بریده است، نه مثل فرجالله سلحشور همچنان فیلمهای ارزشی کلاسیک میسازد و نه مثل حاتمیکیا به نوعی فیلمسازی عصیانگرانه روی آورده است، سینمای میرکریمی از «فیلم ارزشی» ـ به معنای دفاع از نظام سیاسی و حاکمیت ـ به دفاع سینمایی از «روحانیت» جهت پیدا کرده است.
این تقلیل خواسته یا ناخواسته، باعث شده است نوعی سینمای رقیق و محتاطانه دینی یا معناگرا ـ بدون آن که دل مخاطب را در این دریای توفانی تبلیغات رسمی بزند- به اسم میرکریمی زده بشود که رمز دیده شدن میرکریمی نیز همین است.
یه حبه قند، ماورای لایههای ظاهری و قاب بندیهای کارت پستالی ـ میناتوری و جذاب و تاکید و پرداخت خاص بر جزئیات، عملا ادامه راه و تکامل «زیر نورماه» است، فیلمی در دفاع هنرمندانه و تصویری از روحانیت که نمونه آن را کمتر در سینمای امروز ایران دیده میشود.
روحانی جوان فیلم «یه حبه قند» ـ با بازی فرهاد اصلانی ـ (که از قهرمانان اصلی داستان است) آخوندی است که خودش با روضه گریهاش میگیرد، اهل ریا نیست، شوخ و اهل جوشیدن با «همه» است، از خودخواهیهای مردانه ـ مثل سایر مردهای فیلم ـ به دور است، دوقلوهای نوزادش را سر همسرش رها نمیکند و خودش آنها را میخواباند و روحیه مردمی دارد و البته تحمل «متلک» درباره خمس و زکات و... را هم دارد و البته نماز عصرش را هم با تاخیر میخواند تا شرایط گفتوگوی پسند ـ نگار جواهریان ـ با قاسم را هم فراهم کند!
روحانی جوانی که میفهمد سرطان دارد و حس همدردی مخاطبان را برمی انگیزاند، یا در بخش انتهای فیلم، حتی داماد اس.ام.اس باز و شاکی و معاند روحانیت ـ با بازی اصغر همت ـ با شنیدن روضه گریهاش میگیرد، کنایهای از ریشهدار بودن مذهب و سنتها حتی در بین ناراضیان کوچه و خیابان است.
البته برخی کلیشههای فیلم هم قابل تامل است، مثل استعاره نهچندان خلاقه یافتن «ریشهها» به جای «گنج» در سرداب خانه قدیمی، یا منتفی شدن رفتن به خارج با ازدواج از راه دور و... یا یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک «کد» برای دلبستگی به خارج که هم در این فیلم و هم در فیلم «به همین سادگی» عینا تکرار شده بود.
یه حبه قند، از معدود فیلمهایی است که با مولفههای دراماتیک قابل قبول میتواند لبخند و اشک را برای مخاطبان رقم بزند و مرگ و زندگی را در کنار هم به نمایش بکشد، اما نقطهقوت و خلاقانه فیلم همان «نوآوری در دفاع تصویری از روحانیت» است که میرکریمی نشان داده است در آن مهارت ویژهای دارد که در هر فیلمش، در آن پختهتر و ماهرانهتر میشود.
منبع: کلاشینکف دیجیتال
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: