مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
آن روز از ترمینال آزادی بلیط سفر به تبریز تهیه کرده بودم و منتظر بودم با بقیه مسافران سوار اتوبوس شوم. مردم باعجله و ساک به دست از هرطرف در حرکت بودند. در این موقع پیرمردی عصا به دست یقه جوانی را گرفته بود و فریاد میزد مردم به دادم برسید.
تمام هستیام را این جوان دزدیده است. پیرمرد با تمام قدرت یقه او را گرفته و ول نمیکرد. جوان نیز در تلاش بود که خود را رها کند و بگریزد. از هرطرف زن و مرد به کمک پیرمرد آمدند تا جوان خطاکار را دستگیر کرده و به دست ماموران بدهند. در همان هنگام پیرمرد ناتوان بر زمین افتاد و سارق جوان با 2 نفر از همدستاناش که قمه از زیر پیراهن خود درآورده بودند و آن را به طرف مردم نشانه میگرفتند فرار کردند و میان همهمه مردم ناپدید شدند.
وقتی پیرمرد به سخن درآمد گفت: 200 هزار تومان حقوق ماهیانهام را دزدیدند. افرادی که دور پیرمرد جمع شده بودند او را دلداری داده و از او خواستند تا سارقان دور نشدهاند برود به ماموران اطلاع دهد. پیرمرد دور شد و رفت تا اقدام نماید. ولی آیا این رسم جوانمردی است که به یک پیرمرد ناتوان حمله کرد و دارایی او را به سرقت برد.
دیدن چنین صحنهای باعث شد که از اتوبوس خود جا بمانم و مجبور شوم با سرویس بعدی بردم. اما تا چند روز در این فکر بودم که ای کاش میتوانستم به طریقی به آن پیرمرد کمک میکردم. امیدوارم چنین حوادثی برای کسی رخ ندهد.
فرهاد، ب ـ کرج
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.