در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تصویر دروغ نمیگوید؛ ما از شبکههای تلویزیونی مشاهده کردیم قذافی رهبر سابق را میبردند و کسانی که او را دستگیر کرده بودند، بر او ترحم کرده و نمیخواستند او را به قتل برسانند. همینطور چهره معتصم، فرزند قذافی را دیدیم که روی زمین افتاده و دستانش را حرکت میدهد و در بدنش هیچ زخم و آثار ضربی دیده نمیشود. در تصاویر دیگر مشاهده میکنیم قذافی و فرزندش به 2 جسد تبدیل شده و آثار گلوله و ضرب و شتم در گردن و سینه آنها دیده میشود. پزشکی که جنازه قذافی را معاینه میکرد، گفت: او در اثر گلوله با سلاح سنگین به این روز درآمده است. این پزشک تاکید کرد ابتدا گلولهای به سر قذافی شلیک کردند و او را به قتل رساندند و سپس فرزندش را به قتل رساندند و همین کار را با ابوبکر یونس، وزیر دفاع قذافی انجام دادند.
صفیه فرکاش، همسر قذافی به طور رسمی از سازمان ملل متحد درخواست کرده است درباره شرایط کشتن و چگونگی به قتل رساندن سرهنگ تحقیق و تفحص صورت پذیرد و دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد از تصمیم خود مبنی بر تحقیق در مرگ رهبر مخلوع لیبی پس از دستگیری زنده او سخن گفته است.
جالب است تمامی رهبران و سران غربی که در سخنرانیهایشان بر احترام به حقوق بشر و اجرای حکم قانون تاکید میکنند، نهتنها معترض قتل به این شیوه غیرانسانی نشدند، بلکه تبریک گفتند و از این اقدام استقبال کردند. اما فرض کنیم اگر جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) نظامی اسرائیلی گلعاد شالیت را به این شیوه به قتل می رساندو جسد او را مثله میکرد و او را در خیابانهای نوار غزه میگرداند و در برابر دیدگان همه قرار میداد، موضعگیری غرب و سران غربی چگونه بود؟
آری! معمر قذافی جنایتکاری خونریز بود که مردم خود را به بند کشیده و از سادهترین امکانات زندگی محروم کرده بود، اما مردم لیبی انسانهای آزادیخواه، شریف و اهل تواضع، کرم، عزتنفس و قناعت در زندگی و امکانات معیشتی هستند، این به معنای رفتار ناپسند با دشمنان و مخالفان نیست، بلکه باید ارزشهای حقوق بشر محترم شمرده شود و در دادگاهی عادلانه به پرونده مخالفان و معارضان رسیدگی و حکم صادر شود.
هنگامی که دیدم برخی از عناصر وابسته به شورای انتقالی قذافی را کتک میزنند و با کفش بر سر انسانی مجروح میکوبند و جنازه او و پسرش معتصم را در گودالی در مصراته میاندازند تا دیگران مشاهده کنند، بسیار ناراحت شدم. گویا انسان مرده دیگر هیچ احترامی ندارد. برخی از مسوولان لیبی جدید میگویند کشتن او از اقدامات قضایی پیچیده که میتوانست بسیار طولانی شده و آثار منفی بر جای گذارد، ممانعت کرد، اما این افراد فراموش کردهاند میخواهند دموکراسی را در لیبی مستقر سازند و برپایه عدالت، حقوق بشر و ارزشهای اخلاقی حکومتی جدید تاسیس کنند و ما معتقدیم شیوه قتل رهبر سابق لیبی با این خواستهها و دیدگاههای انسانی در تضاد کامل قرار دارد.
ما از ابتدا در نیات ناتو و دخالت نظامیاش در لیبی تردید داشتیم و میگفتیم این حمله نظامی با هدف حمایت از مردم لیبی نیست و با اهداف غیرانسانی و استعماری صورت میپذیرد.
آیا عجیب نیست پس از سقوط طرابلس به عنوان پایتخت لیبی و سقوط نظام قذافی، عملیات نظامی نیروهای ناتو ادامه داشته باشد؟ تنها برخی از بقایای نظام سابق به شهرهای سرت و بنیولید پناه برده بودند، اما نیروهای ناتو به بهانه حمایت از شهروندان و مردم غیرنظامی لیبی به این دو شهر یورش بردند. جنگندههای نیروهای ناتو این دو شهر را بمباران میکرد و همین مردم را به قتل میرساندند. آیا کسانی که بمباران ناتو را تحمل میکردند، از طرفداران شورای انتقالی لیبی بودند یا مخالفان نظام گذشته؟
بیدلیل نیست که پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و رهبران غربی کمتر از 24 ساعت پس از کشته شدن معمر قذافی، فرزند و وزیر دفاعش، پایان ماموریت نظامی ناتو را اعلام میکنند. ماموریت ناتو از ابتدا حمایت از شهروندان بیدفاع لیبیایی نبوده است، بلکه دفاع از مردم بهانهای برای کشتن راس نظام سابق (قذافی) به شمار میرود. با قتل قذافی به شیوهای غیرانسانی و خونین که تمام مردم دنیا آن را مشاهده کردند، صفحهای سیاه در تاریخ لیبی ورق خورد و ما امیدواریم صفحه جدیدی که گشوده میشود، سفیدتر باشد و عنوان تسامح، مدارا، دوری از درگیریهای قومی و قبیلهای به جای انتقامجویی و خونخواهی در آن مشاهده شود.
لیبی از ثروت و داراییهای زیادی برخوردار است، بیش از 160 میلیارد دلار بلوکه شده نظام سابق در حساب بانکهای اروپایی و آمریکایی قرار دارد و سالانه حدود 50 میلیارد دلار درآمد نفتی لیبی است و این ثروت میتواند بسیاری از مشکلات را حل کند؛ اما اگر وحدت ملی در میان مردم لیبی محقق نشود، سلاح مال و ثروت هیچ کاربردی ندارد و نفعی نخواهد داشت. آنچه مهم است همگرایی، همزیستی مسالمتآمیز میان قبائل و مناطق مختلف لیبی با روحیهای به دور از منطق پیروزی و شکست است.
رسانهها و شبکههای تلویزیونی عربی در این زمینه نقش مهمی در تحریف بسیاری از واقعیتها ایفا کردند و البته رسانههای غربی وضعیت بهتری در این خصوص نداشتند. اکنون زمان آن فرا رسیده که این رسانهها اشتباهات خود را جبران کرده و در جهت حفظ وحدت میان مردم لیبی و تمامیت ارضی این کشور و تقویت روحیه برادری میان ملت یکپارچه لیبی بکوشند.
ما نگران آن هستیم در لیبی ناآرامی ادامه یابد و کار به جنگهای داخلی بینجامد و حتی این کشور دچار تجزیه و تقسیم گردد. متاسفانه شواهدی وجود دارد که این نگرانیها را تشدید میکند. در میان مردم لیبی سلاح گرم توزیع شده است، اختلاف میان غربگرایان و اسلامگرایان لیبی بالا گرفته و همین طور میان شرق و غرب و شهرها و مناطق گوناگون این کشور منازعه و کشمکش وجود دارد و سران شورای انتقالی لیبی نیز سخن از این نگرانیها بر زبان میرانند.
سرهنگ قذافی کسانی را ندارد که با او همدردی کنند و برای مرگش اظهار ناراحتی نمایند کسانی که در داخل و خارج لیبی از مرگ قذافی ناراحت شدهاند، جرات اظهارنظر ندارند، چراکه قذافی دوستان زیادی برای خود باقی نگذاشت. امیدواریم لیبی در آینده در مسیری کاملا مخالف حرکت کند و کینهتوزی و انتقامجویی را کنار گذارند و هشدار جدی میدهیم تا خوشبین نباشند، چراکه دیدیم عدالت چگونه از سوی افرادی که قانون را نقض کردند اجرا شد و مخالفان خود را در بدترین حالت ضعف با آن طرز فجیع به قتل رساندند.
منبع : القدس العربی / مترجم: محمد جواد گودینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: