با دکتر اشرف سماوات، رئیس اداره ژنتیک وزارت بهداشت‌

ژن‌هایی‌که بیماری را منتقل می‌کنند

در تعریف عموم مردم، بیماری‌های ژنتیک همان بیماری‌های ارثی محسوب می‌شوند، در حالی که در همه بیماری‌ها، ژنتیک و محیط با میزان متفاوتی از تاثیرگذاری، عامل بروز بیماری هستند. احتمالا به همین خاطر است که رئیس اداره ژنتیک وزارت بهداشت تاکید دارد باید در برنامه‌های تدوین شده در خصوص بیماری‌ها، هر دوی این عوامل مورد نظر واقع شوند تا بتوان به تاثیرگذاری مطلوبی در اجرای برنامه‌ها رسید. در این مصاحبه، دکتر اشرف سماوات در خصوص بیماری‌های شایع ژنتیک در کشور، ارائه بسته خدماتی کامل در خصوص این بیماری‌ها و برنامه‌های این اداره صحبت کرده است.
کد خبر: ۴۳۶۷۳۱

بیماری‌های ژنتیک یعنی چه؟

تعریف‌ها در خصوص بیماری‌های ژنتیک بویژه در 2 دهه اخیر تغییر کرده و مشخص شده است که هیچ بیماری‌ای وجود ندارد که ژنتیک در آن دخیل نباشد اما میزان دخالت ژنتیک در آن متغیر است مثلا در خصوص بیماری سل، عامل ژنتیک در بروز آن به شکل کمی تاثیر دارد اما عامل محیطی در آن بسیار بارز است، اما بیماری دیگری مانند تالاسمی هم وجود دارد که عامل ژنتیک در آن بسیار تاثیرگذار است و عامل محیطی تاثیر کمی در بروز آن دارد.

در واقع این تصور اشتباهی است که فکر کنیم عوامل ژنتیک و محیط بدون همکاری هم می‌توانند بیماری را ایجاد کنند. البته بیشتر مردم تلقی‌شان از بیماری‌های ژنتیک، بیماری‌های ارثی است.

پس می‌توان گفت بیماری‌های ژنتیک همان بیماری‌های ارثی هستند؟

نه، این تعریف بیشتر تعریف میان مردم است. در واقع بهتر است این مساله در نظر گرفته شود ‌ در جایی که ژنتیک در بروز یک بیماری خیلی غالب است، آن بیماری معمولا ارثی محسوب می‌شود و از این جهت به بیماری‌هایی که ژنتیک هستند، بیماری‌های ارثی می‌گویند اما در هر حال، عامل ایجاد بیماری‌ها هر دو عامل ژنتیک و محیطی است اما میزان تاثیرگذاری این عوامل مختلف است.

پس شما در این اداره (اداره ژنتیک) چه بیماری‌هایی را مورد توجه قرار می‌دهید؟

در اداره ژنتیک برای کنترل دسته‌ای از بیماری‌هایی که به طور مشخص از طریق ارث بروز می‌کنند و در واقع ژنتیک عامل غالب بروز بیماری است و برای کنترل تعیین کننده‌های ژنتیک بیماری‌های شایع، برنامه ریزی می‌شود.

بیماری‌های ژنتیک شایع در کشور ما چه بیماری‌هایی هستند؟

بیماری‌های اتوزومی مغلوب، ‌ در ایران بیشتر دیده می‌شوند. این بیماری‌های اتوزومی مغلوب، بیماری هستند که در صورت دریافت ژن مغلوب از سمت پدر و مادر، باعث ایجاد بیماری در نوزاد می‌شوند. این دسته از بیماری‌ها نسبت به ازدواج‌های فامیلی حساس هستند و ازدواج‌های فامیلی باعث افزایش آنها می‌شوند و از آنجا که ازدواج‌های فامیلی در کشور ما شایع است، این دسته از بیماری‌های ژنتیک نیز در کشور ما زیادتر بروز می‌کنند.

‌فنیل کتونوریا‌ و ‌سیکل سل‌ از بیماری‌های بااهمیت و شایع این گروه هستند. بیماری تالاسمی نیز از دسته بیماری‌های اتوزومی مغلوب محسوب می‌شود که در ایران شایع است. علاوه بر بیماری‌های اتوزومی مغلوب، گروه دیگر بیماری‌های ژنتیک شایع در ایران، بیماری‌های وابسته به X یا وابسته به کروموزوم جنسی هستند که شایع‌ترین این دسته، بیماری هموفیلی است.

گروه دیگری از بیماری‌های ژنتیک، بیماری‌های کروموزومی هستند که بیماری سندرم داون بیماری مهم و شایع این گروه است که به غلط در بین مردم با نام منگول معروف است.

این بیماری‌ها قبل از به دنیا آمدن نوزاد قابل تشخیص هستند؟

خیلی از این بیماری‌ها مثلا سندرم داون در دوران جنینی قابل تشخیص هستند.

یعنی تا قبل از 18 هفتگی جنین قابل تشخیص است تا مادر بتواند مجوز سقط بگیرد؟

بله امکان تشخیص وجود دارد. در واقع تشخیص در این زمان از این جهت برای ما اهمیت دارد که والدین می‌توانند در صورت ابتلای جنین، آن را بر اساس شرع و قوانین سقط کنند.

حالا که همه امکانات تشخیص تا قبل از 18 هفتگی فراهم است، مادران چقدر آگاه هستند که می‌توانند از مجوز سقط برای برخی از بیماری‌های جنینی مانند سندر‌م داون استفاده کنند؟

من به عنوان یک مدیر برنامه معتقد هستم آگاهی‌بخشی باید بخشی از یک برنامه باشد، نه همه برنامه؛ یعنی یک برنامه کامل باید وجود داشته باشد و اطلاع‌رسانی به عنوان بخشی از این برنامه باشد.

در حال حاضر غربالگری نوزادان برای تشخیص بیماری‌های ژنتیک از سوی برخی موسسات در حال انجام است. نظر شما در این مورد چیست؟

ببینید من از این موسسات سوال می‌کنم که اگر برنامه تشخیصی شما در این سطح وسیع در حال انجام است، آیا برنامه‌های بعدی برای درمان و کنترل بیماری نیز انجام خواهد شد؟ مثلا این موسسات پزشکی تبلیغ می‌کنند که 29 بیماری ژنتیک را تشخیص می‌دهند. البته این موسسات نیت خیر دارند و می‌خواهند در زمینه تشخیص بیماری‌ها عمل کنند؛ اما عواقب تبلیغ وسیع کار خود بدون تأمین الزامات برنامه را در نظر نمی‌گیرند. در واقع باید تعاملی بین این موسسات، رسانه‌ها و وزارت بهداشت وجود داشته باشد تا تبلیغ تشخیص بیماری در سطح وسیع زمانی انجام شود که بسته خدماتی شامل همه حمایت‌های لازم پزشکی، مددکاری و دارویی نیز به بیمار ارائه شود.

یعنی امکان ارائه خدمات پزشکی در مورد همه بیماری‌های ژنتیک در کشور وجود ندارد؟

نه، وجود ندارد.

چرا وجود ندارد؟

این سوال شما مثل این است که کسی سوال کند چرا اینجا بهشت نیست، همه امکانات در همه کشورها وجود ندارد، بخشی از امکانات وجود دارد و برخی از امکانات نیز وجود ندارد. منظور من آسیب‌های بعدی این تبلیغ‌هاست؛ یعنی بیماری تشخیص داده می‌شود، اما امکان ارائه خدمات کامل به بیمار وجود ندارد.

خب اینجا 2 مساله مطرح است؛ یکی این‌که هر بیماری حق دارد از بیماری‌اش آگاه باشد و دوم این‌که در صورت تشخیص یک بیماری، زمینه برای درمان فراهم شود. یعنی وزارت بهداشت به عنوان متولی این امر تحت همین تشخیص‌ها مجبور به فراهم‌سازی درمان شود.

مساله این است که وزارت بهداشت به عنوان نظام خدمت‌دهنده باید از قبل پیش‌بینی کند و نباید مشکلی به نظام سلامت القا شود، دلیلی ندارد که ابتدا برای تشخیص بیماری تبلیغ وسیع بشود و مردم از تشخیص مطلع شوند، بدون آن‌که در یک برنامه هماهنگ خدمات کامل‌ آن بیماری فراهم شده باشد.

خب، اما حالا این اتفاق افتاده و بیماری تشخیص داده شده که امکان درمان آن از سوی وزارت بهداشت وجود ندارد.

ببینید، امکان درمان همه موارد در سطح جمعیت وجود ندارد. در واقع یک سری اولویت‌ها مطرح هستند از این جهت که منابع همیشه محدود است، حتی در پیشرفته‌ترین کشورها محدودیت منابع مطرح است و این منابع در جایی که بیشترین منفعت به مردم برسد بر اساس اولویت هزینه می‌شود. به علاوه تنها متولی این امور وزارت بهداشت نیست و مجموعه‌ای از عوامل برای فراهم شدن امکانات دخیل هستند و نمی‌توان تنها وزارت بهداشت را متولی این امور دانست؛ چرا که سلامت، شامل عوامل اجتماعی نیز هست و باید به شکل گسترده‌تر دیده شود و مورد بررسی قرار گیرد. گرچه وزارت بهداشت تولیت سلامت را به عهده دارد و هماهنگ کننده است.

این‌که براساس اجتماعی بودن عوامل سلامت، پس باید نه‌تنها وزارت بهداشت که سایر بخش‌ها هم درگیر مساله باشند، در شرایط فعلی یک نگاه ایده‌آل محسوب می‌شود و در حال حاضر حل‌کننده مشکلی که بحث ما بود، نیست.

ببینید همه مسائل اجتماعی و سلامت به هم مربوط هستند و این نگاه، یک نگاه ایده‌آل نیست، بلکه یک نگاه استراتژیک محسوب می‌شود، نگاه استراتژیک می‌گوید مسائل جامعه انسانی را به هم متصل ببینید و بپذیرید که باید در کنار هم حل شوند.

با این تفاسیر مسوولیت اداره ژنتیک وزارت بهداشت چیست؟

سماوات: بیماری‌های ژنتیک سومین علت پذیرش بیمارستان‌های اطفال است. در واقع بروز بیماری‌های ژنتیک بیشتر در طفولیت است. از طرفی در حال حاضر یکی از علل اصلی مرگ شیرخواران در کشور نیز بیماری‌های ژنتیک محسوب می‌شود

مسوولیت اداره ژنتیک وزارت بهداشت طراحی برنامه‌هایی است که از نظر فنی برنامه‌های مناسبی برای کنترل بیماری‌های ژنتیک در کشور باشد. در واقع در این اداره برنامه‌های با حداکثر اثربخشی و بهره مندی از امکانات و اعتبارات مالی طرح می‌شود تا مقامات بالاتر این برنامه‌ها را تصویب و حمایت کنند. بعد از تصویب در واقع بخش اعظم کار انجام می‌شود و معمولا به شکل آزمایشی اجرا می‌شود تا از نتایج اجرایش اطمینان لازم حاصل شود.

علاوه بر این، برنامه‌های پایه‌ای نیز در این اداره مورد برنامه‌ریزی قرار می‌گیرد مانند مشاوره و تشخیص ژنتیک و توسعه این خدمات در کشور نیز از برنامه‌های این اداره محسوب می‌شود.

چقدر در طرح و اجرای این برنامه‌ها موفق هستید؟

اگر از من بپرسید که آیا به اندازه‌ای که به اداره ژنتیک منابع مالی، نیروی انسانی و امکانات و تجهیزات و در واقع به عبارت بهتر فرصت داده‌اند، موفق بوده‌اید، با اطمینان جواب می‌دهم آنچه انجام شده، فراتر از موفقیت است اما فاصله داریم با همه آنچه‌ باید باشد و ایده‌آل است.

اشکال از کجاست؛ از منابع مالی یا مدیریت؟

مساله این است که نحوه مدیریت برنامه‌های وزارت بهداشت باید از نظر ساختار و محتوا بازبینی شود. البته نمی‌توان منکر کارهای انجام‌شده باشیم، اما برنامه‌های موجود باید فراگیرترو جامع‌تر باشد ودر سطوح بالاتر در حضور مقامات ارشد و تصمیم ساز نقد مستمر از سیستم صورت بگیرد تا به هدف برسیم.برای مثال، هنوز هم در برنامه‌های پیشگیرانه تدوین شده عوامل محیطی بیشتر از عوامل سرشتی یا ژنتیکی مورد توجه قرار می‌گیرد در حالی که عوامل ژنتیکی سهم عمده‌ای در بروز بیماری‌ها دارند.

آنها چه کسانی هستند که عوامل ژنتیک را در برنامه‌ها نمی‌بینند؟

سیاستگذاران.

خب وظیفه شما چه می‌شود؟

وظیفه ما بیان این مسائل است که گفته می‌شود اما خب توجیه این مسائل برای برنامه‌ریزان، معمولا زمانبر است اما در مسیر تکاملی کار، اداره ژنتیک کار خودش را برای توجیه سیاستگذاران انجام می‌دهد.

در واقع برنامه‌ریزی‌های ما از این جهت مشکل دارند که درخصوص عامل محیطی برای همه گروه‌های مردم، هشدار داده درحالی که آموزش‌ها باید گروه‌های پرخطر را شامل شود. از جمله این‌که عامل ژنتیک در تعیین گروه‌های پر خطر بسیار موثر است؛ اما در سیاستگذاری‌ها مورد توجه قرار نمی‌گیرند. درواقع با این سیستم منابع را هدر می‌دهیم؛ در حالی که می‌توانیم با این منابع تعداد بیشتری از برنامه‌های در اولویت را پوشش دهیم.

خب، توانسته‌اید سایر بخش‌ها را برای دیده شدن عامل ژنتیک در برنامه‌ریزی‌ها مجاب کنید؟

بله، با تلاش‌های مستمر توانسته‌ایم مدیران ارشد را مجاب کنیم که امسال در برنامه‌های عملیاتی بیماری‌ها برنامه‌های ژنتیک مدنظر قرار گیرد. در طرح جامع ژنتیک، تعیین‌کننده ژنتیک بیماری‌های شایع شامل بیماری‌های قلب و عروق، دیابت، سرطان و... تعریف شده و درواقع زیرساخت‌ها تهیه شده است.

چند بیماری ژنتیک در کشور هستند که هنوز همه امکانات و ابزارهای لازم برای دریافت و ارائه خدمات بعدی آن فراهم نشده است؟

ده‌ها بیماری.

همه جای دنیا همین طور است؟

بستگی به برنامه‌های اولویت دار آن کشور دارد؛ مثلا در کشوری مثل آمریکا درمان همه این بیماری‌ها فراهم نیست، زیرا منابع در آن کشور ‌ محدود است و برنامه ریزی بر اساس اولویت‌ها صورت می‌گیرد.

در اروپا چطور؟

در کشوری مثل انگلستان نیز درخصوص غربالگری تالاسمی برای گروه‌های پرخطر، سال‌های زیادی برنامه غربالگری انجام نشد، چون اجرای یک برنامه کامل ارائه خدمات به یک بیماری منوط به عوامل زیادی است و با اولویت‌های موجود در هر کشور انجام می‌شود که کشور ما نیز از این اولویت‌بندی‌ها مستثنا نیست.

در اداره ژنتیک چه مشکلی سبب شده تا نتوانید همه بیماری‌های ژنتیک در اولویت را تحت پوشش کامل و تعریف شده قرار دهید؟

همان‌طور که گفتم به‌رغم آن‌که امکانات پایه و لازم وجود دارد، همه برنامه‌ریزی‌ها با اولویت‌بندی صحیح که ‌عوامل تاثیرگذاری، مقرون به صرفه بودن و مطلوبیت کامل برای مردم را در نظر بگیرد، صورت نمی‌گیرد.

میزان شیوع بیماری‌های ژنتیک در کشور چگونه است؟

بیماری‌های ژنتیک سومین علت پذیرش بیمارستان‌های اطفال است. در واقع بروز بیماری‌های ژنتیک بیشتر در طفولیت است. از طرفی در حال حاضر یکی از علل اصلی مرگ شیرخواران در کشور نیز بیماری‌های ژنتیک محسوب می‌شود. ناگفته نماند که اگر با شاخص‌های بین‌المللی منحنی کاهش مرگ شیرخواران در ایران را ترسیم کنید، این شاخص در ایران بویژه طی 30 سال اخیر بهبود خیره کننده داشته است؛ اما از این پس برای بهبود بیشتر لازم است بسته‌های خدماتی پیشگیری و درمان بیماری‌های ژنتیک به طور وسیع ارائه شود.

در مجموع اقدامات انجام شده و در دست اجرا رضایت‌بخش است؟

خب نمی‌توانم بگویم در بهترین حالت ممکن به سر می‌بریم، اما به هر حال در ارائه بسته خدمات کامل به بیماران ژنتیک روند روبه‌رشدی را تجربه می‌کنیم.

مستوره برادران نصیری / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها