در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساختار اپیزودیک در فیلم مستند به 2 شیوه کلی تقسیم میشود. نخست، چینش اپیزودها کنار هم به گونهای که ارتباط مضمونی آنها با یکدیگر به روشنی قابل درک باشد و دیگری، تکیه بر یک وجه اشتراک کلی میان اپیزودها و واگذارکردن درک و شناخت بیشتر به مخاطب. نمونهای که برای این شکل دوم از ساختار اپیزودیک میتوان مثال آورد فیلم «پنج» ساخته عباس کیارستمی است که وجه بازسازی و نمایشی آن از دیگر آثار این کارگردان، کمرنگتر است و از همینرو میتوان آن را مستندترین کار عباس کیارستمی دانست.
در این فیلم مستند، ما با 5 اپیزود مختلف با موضوع کلی دریا روبهرو هستیم. در نگاه کلی، این اپیزودها جز همان موضوع اصلی یعنی دریا، وجه اشتراک دیگری ندارند، اما در واقع کارگردان از این چینش خاص هدف مشخصی را دنبال کرده که اصراری بر تصریح آن نداشته است. گویا قصد سازنده بر این بود، مخاطب در اینباره بیشتر تامل کند تا بتواند دریافت شخصی خود را از ارتباط میان اپیزودهای پنجگانه اثر پیدا کرده و ناچار به پذیرفتن موضع فیلمساز نباشد. البته روشن است انتخاب کارگردان، خواه ناخواه ذهن مخاطب را جهت میدهد و بر شناخت او از موضوع تاثیر میگذارد، از این مساله، چاره و گریزی نیست. آنچه اهمیت دارد تلاش سازنده برای حذف نسبی سایه خود از چهره اثر و فراخواندن مخاطب برای مواجهه حتیالامکان بیواسطه با موضوع و نفس واقعیت انعکاس یافته در قاب تصویر است.
اپیزودهای فیلم پنج، همه درباره ساحل و آب دریا هستند، اما ارتباطی از این نزدیکتر با هم دارند و این ارتباط را میتوان در تفاوت آنها با یکدیگر دید. در اپیزود اول، یک تکه چوب استوانهای شکل، موضوع کار است، یعنی یک شیء بیجان. در دیگری انسان محور کار قرار گرفته، در آن یکی، پرنده که دستهای مجزا از حیوانات به شمار میآید، در اپیزود دیگر سگ یعنی جانور زمینی و در دیگری قورباغه یعنی جانور آبزی و اینها خلاصهای از همه عناصر موجود در طبیعت هستند. کشف این قبیل جزئیات ارتباطی، لذتی است که مستندهای اپیزودیک به مخاطبان خاص خود هدیه میکنند.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: