چرخیدن سینما روی کاکل فیلمنامه‌نویسی

اشاره و تاکید بسیاری از سینماگران به بهانه جشنواره‌های مختلف سینمایی روی جریان فیلمنامه‌نویسی در ایران به اضافه گفته‌های موکد مسوولان سینمایی به برنامه‌ریزی برای توجه بیشتر به فیلمنامه در سینمای ایران دلیلی است بر این‌که اهالی سینما دهه 90 را دهه فیلمنامه‌نویسان در سینمای ایران بدانند.
کد خبر: ۴۳۶۴۷۶

برخی کارشناسان دهه اول پس از انقلاب را در سینمای ایران دهه تهیه‌کننده‌سالاری، دهه دوم یعنی دهه 70 را کارگردان‌سالاری و دهه سوم یعنی دهه 80 را دهه بازیگرسالاری دانسته‌اند و حالا معتقدند سینمای ایران در دهه 90 روی کاکل فیلمنامه‌نویسان خواهد چرخید.

موفقیت فیلمنامه‌هایی چون جدایی نادر از سیمین نوشته اصغر فرهادی، هیچ نوشته مشترک حسین مهکام و عبدالرضا کاهانی، اینجا بدون من نوشته بهرام توکلی و سعادت‌آباد نوشته امیر عربی و ظهور چهره‌های جوان در این عرصه باعث شد بسیاری از دوستداران سینما دلخوش باشند تا پس از سال‌ها توجه سینماگران به این حوزه مهم در سینمای ایران جلب شده است. این توجه همزمان شد با برخی نظریه‌های سینماگران و فیلمنامه‌نویسان که صاحب اصلی اثر را فیلمنامه‌نویسان می‌دانستند نه کارگردانان و با این اوصاف باید انتظار داشت در دهه پیش‌رو فیلمنامه‌نویسی در ایران رونق بیشتری بگیرد.

اما اوضاع فیلمنامه‌نویسی در سینمای ایران آنقدرها هم امیدوارکننده نیست و نگرانی‌هایی درباره وضعیت این حوزه در سینمای ایران وجود دارد. بسیاری از سینماگران، جایگاه فیلمنامه‌نویسی در چند سال اخیر را نسبت به سال‌های گذشته بسیار پایین‌تر از حد انتظار می‌دانند.

نبود خلاقیت در عرصه فیلمنامه‌نویسی و معضلی به نام کپی از مواردی است که همواره بر آن تاکید شده است. مراکز آموزشی و کلاس‌های ویژه آموزش فیلمنامه‌نویسی زیاد است و البته تعداد علاقه‌مندان به این حرفه با شور و علاقه و انرژی نیز بسیار است، اما نکته قابل تامل این است که یکی از معضلات فیلمنامه‌نویسی در ایران کپی‌برداری از فیلم‌های خارجی است و در بیشتر موارد بندرت این نوع کپی‌برداری‌ها با زندگی و شرایطی که مخاطب ایرانی در اجتماع زندگی می‌کند، مطابقت دارد و به قولی به هیچ عنوان ایرانیزه شده نیست.

ضعف در حوزه فیلمنامه‌نویسی مساله تازه‌ای نیست که در چند سال اخیر خود را نشان داده باشد، بلکه نبود فیلمنامه خوب معضل همیشگی این حرفه در سینمای ایران بوده است. از همین رو بسختی می‌توان فیلمنامه خوب در تاریخ سینمای ایران پیدا کرد، البته سینما در چند سال اخیر به طور کلی شرایط متزلزلی داشته است و با انواع مسائل مربوط به فیلمنامه، تولید، اکران و... مواجه بوده است و در این میان فیلم‌هایی که با نگاه فرهنگی ساخته می‌شدند یا اغلب اکران نمی‌شدند یا این‌که در بدترین شرایط ممکن و به شکل بسیار محدود به نمایش گذاشته می‌شدند و طبیعی است در این شرایط مخاطب به سینما نرود یا از سر بی‌میلی و فقط برای پرکردن اوقات فراغت به سینما برود. به همین دلیل نبود فیلمنامه خوب در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به چشم می‌آید.

یکی از مسائلی که رد آن را می‌توان در بسیاری از حرف‌ها و اظهارنظر‌های سینماگران پیدا کرد، نداشتن سهمی از فروش فیلم برای فیلمنامه‌نویسان است؛ موضوعی که در سینمای جهان بسیار بدیهی و در سینمای ایران همچنان مهجور باقی مانده است. اتفاقی که شاید عمل به آن بتواند انگیزه لازم را برای رشد فیلمنامه‌نویسی در ایران پدید آورد.

حرفه فیلمنامه‌نویسی در کشور ما جدی در نظر گرفته نمی‌شود. درواقع فیلمنامه‌نویس غیر از دستمزدی که برای نگارش فیلمنامه می‌گیرد هیچ سهم مالی دیگری از فروش نمی‌برد. در واقع سهامدار فیلم نیست. در حالی که صنعت سینما در همه جای دنیا به اندازه اهمیت کار عوامل، آنها را سهامدار می‌کند که فیلمنامه‌نویس هم از این قاعده مستثنا نیست. در واقع با توجه به سهامی که درنظر گرفته شده است علاوه بر دستمزد نگارش، سهمی از فروش فیلم در هرجای دنیا به او تعلق می‌گیرد و از آنجا که فیلمنامه‌نویسی مهم‌ترین پایه در شکل‌گیری یک فیلم سینمایی است به این بخش اهمیت بسیاری داده می‌شود. ولی متاسفانه در ایران چنین اتفاقی نمی‌افتد و اهمیت لازم داده نمی‌شود.

یکی دیگر از مشکلات این حوزه در سینمای ایران نبود امکانات و منابع آموزش خلاق و متناسب با روحیات فیلمنامه‌نویسان ایرانی است؛ چون واقعیت این است که خیلی از فیلمنامه‌نویسان فعال سینمایی حاضر به تحت تعلیم قرار گرفتن نیستند و متاسفانه به اشتباه مصطلح شده که حرفه‌ای شدن، مترادف با عدم پذیرش آموزش است.

شیوع روش‌های نادرست فیلمنامه‌نویسی در نهایت به نادیده انگاشتن مخاطب ختم می‌شود. در واقع گرایش به ندیدن مخاطب و فکر نکردن به مبحث خیلی مهم مخاطب‌سنجی، تعیین گروه مخاطب و ایجاد ضعف در سیستم اقتصادی و مالی سینما مزید برعلت می‌شود، بنابراین نبود مجموع این مباحث مهم آموزشی در فضای آموزشی فیلمنامه‌نویسی عاملی می‌شود میان همه عوامل که کار سینما، تعریف گروهی بودن خود را رفته رفته از دست می‌دهد و تاسف‌بارتر این‌که ارزش رسانه بودن سینما به دست فراموشی سپرده شده و بیشتر به عنوان هنری شخصی قلمداد می‌شود.

مثیم اسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها