در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قهرمان ۲۴، «جک باور» است. مرد شجاع و ایثارگر آمریکایی که جان خود، همسرش، دخترش و کلا زندگیاش را به خطر میاندازد تا زندگی و امنیت مردم آمریکا را تامین کند. جک باور خستگی و بازنشستگی ندارد. در آغاز هر فصل جدید، جک هم دوباره به خدمت برمیگردد و این ماجرا در چند فصل پیاپی تکرار میشود.
هیجان و کشش ۲۴ آنقدر زیاد است که بیننده را همیشه همراه خود نگه میدارد، اما هدف اصلی، فقط سرگرمی و پر کردن وقت فراغت او نیست. هدف شاید همین باشد که مردم آمریکا را همیشه و در همه حال در چنان فضایی امنیتی غوطهور کند.
یعنی مدت زمانی طولانی به ذهن مخاطب آمریکایی القا کند که جان تو ،خانوادهات و کلا امنیت آمریکا همیشه در خطر است تا اگر زمانی، رئیسجمهورشان را روی صفحه تلویزیون دیدند که از کشف یک توطئه و حمله تروریستی خبر میدهد، باور کنند که «جک باور» دوباره به خدمت فراخوانده شده است! اما آیا در عالم واقع، کسی این داستان تکراری را باور میکند؟
مثلا وزیر دفاع آمریکا که توسط تروریستها دستگیر میشود!
واکنشهای چند روز اخیر به ادعای مقامات آمریکا درباره نقشه ایران در ترور سفیر سعودی، نشان میدهد که باورپذیری این نمایش مضحک برای مردم آمریکا و دنیا سخت است. شاید اگر این داستان به سری جدید سریال ۲۴ تبدیل میشد، لااقل میتوانست اوقات فراغت آمریکاییها را پر کند و آنها را برای نقشههای بعدی علیه ایران آمادهتر کند، اما فعلا که به چنین هدفی نزدیک هم نشد.
چند روز پیش یکی از خوانندگان رویترز زیر مطلبی در همین خصوص نوشته بود: «لطفا به دروغگوها، دزدها و خودپرستان واشنگتن اجازه ندهید که ما را برای راه انداختن جنگ جهانی سوم ، به میدان بکشانند» مشابه چنین اظهارنظرهایی در اغلب رسانههای غربی دیده میشود که نشاندهنده عدم موفقیت سری جدید سریال ۲۴ است! هرچند برخی مدعیان وطنپرستی و رسانهها و سایتهای مختلف اپوزیسیون که همیشه متحیر فیلمهای علمی- تخیلی هالیوودی هستند، با تکرار همان اتهامات مقامات آمریکایی، نهایت شرف و وطنپرستی خودشان را نشان دادند. تیترشان، همان تیتر رسانههای آمریکایی؛ کپی برابر اصل!
به هر حال با توجه به دروغهای متعدد مقامات آمریکا درخصوص القاعده، عراق و افغانستان، افکار عمومی این کشور حق دارد که نسبت به هر پروژه جدید به دیده شک و تردید نگاه کند. علاوه بر این، گسترش اعتراضات در داخل آمریکا علیه نظام سرمایهداری، باعث میشود که مردم این کشور، ادعایی در این حد را صرفا نمایشی برای انحراف اخبار مربوط به جنبش والاستریت بدانند.
البته نمایش جدید آمریکاییها دلایل مختلفی میتواند داشته باشد. اولین دلیل همان تحتالشعاع قرار دادن اخبار جنبش تسخیر والاستریت است به قیمت امنیتی کردن فضای این کشور. همچنین شاید بخشی از تاکتیک رسانهای و تبلیغاتی برای انتخابات آینده باشد مخصوصا با توجه به این که دیگر بنلادن و صدامی برای نمایش تبلیغاتی وجود ندارند!
دلیل دیگر، واکنش آمریکا به پیروزی و موفقیت ایران در انقلابهای مردمی منطقه است. شکی نیست که در رقابت میان ایران و آمریکا و کشورهای هم جهت او در منطقه، اگر نگوییم پیروزی مطلق، لااقل موفقیت نسبی با ایران بوده است. این موفقیت، هم به حمایت ایران از جنبشهای منطقه مربوط است و هم به حمایت همیشگی آمریکا و عربستان از دیکتاتورهای منطقه.
مخصوصا در قضیه بحرین، دیگر چیزی برای پنهان کردن باقی نمانده است. لشکرکشی و دخالت نظامی عربستان در بحرین آن هم با چراغ سبز آمریکا، هم ادعاهای حقوق بشری و آزادیخواهانه آمریکا را زیرسوال برد و هم نفرت و کینه مردم منطقه را علیه عربستان سعودی بیشتر کرد.
حوادث بحرین شاید مهمترین و حساسترین مساله منطقه باشد. از ابتدا سعی زیادی شد تا این اعتراضات را به سمت اختلافات فرقهای و مذهبی بکشانند. حتی انتظار واکنش نظامی مردم و تحریک ایران به مقابله با عربستان را داشتند، اما خوشبختانه با هوشیاری و مقاومت مردم بحرین، به این هدف نرسیدند. چون شیعیان این کشور اعتقاد دارند که از طریق مسالمتآمیز و راههای دموکراتیک بهتر میتوانند حق و حقوقشان را به دست آورند، چون اکثریت هستند.
البته شاید انتخاب موقعیت زمانی کنونی برای اتهام زدن به ایران، به موسم حج هم مرتبط باشد. حج امسال، اولین گردهمایی مسلمانان سراسر دنیا در عربستان بعد از حوادث منطقه است و میتواند به فرصتی برای گسترش بیداری مسلمانان و حتی مردم خود عربستان و نیز صحنهای برای احساسات ضدآمریکایی و ضدسعودی تبدیل شود.
اهمیت این مساله زمانی مشخص میشود که استقبال شخصیتهای بزرگ جهان اسلام را از اجلاس بینالمللی بیداری اسلامی در تهران به خاطر بیاوریم. پس فیلمنامه جدید میتواند پروژهای باشد برای مظلومنمایی سعودیها و القای ایران هراسی در ذهن مسلمانان و کنترل هر گونه برنامه احتمالی برای ترویج بیداری اسلامی در مراسم حج.
در ماجرای کشتار حجاج در سال ۶۶ هم برای ممانعت از مراسم برائت از مشرکان و سرکوب تظاهرات ضدآمریکایی، ادعا کردند که ایرانیها قصد تصرف و نابودی کعبه را دارند! آن روزها رسانههای عربی و غربی و صهیونیستی در هماهنگی کامل با هم، این ادعای دروغ و مضحک را به سراسر دنیا مخابره کردند، اما چه کسی باور میکند که ایران چنین قصدی دارد؟
به هر حال گذشت زمان پشت صحنه پروژه جدید آمریکاییها را روشنتر میکند، اما به نظر من، مهمتر از این نمایش جدید و حواشی آن، موفقیت ایران در اثبات حقانیت خود و کسب اعتماد مردم و افکار عمومی دنیا و به همان نسبت، بیاعتمادی مردم دنیا به آمریکا و ادعاهای اوست. برخلاف ادعای رسانههای استکباری و رسانههای وطنفروش، سری جدید سریال ۲۴ حتی خود مردم آمریکا را هم قانع نکرده است چه رسد به مردم دنیا.
این پیروزی، قطعا مدیون صداقت، مظلومیت، ایستادگی و مقاومت تاریخی مردم ایران است که البته به برکت خون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به دست آمده است.
منبع: آهستان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: