در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این استدلال برای فرار از عذرخواهی کردن پیش از آن که یک موضوع ساده میان یک فرد مسوول و افراد زیر مجموعه او باشد از یک موضوع و شاید یک آسیب و معضل اجتماعی خبر میدهد.
عذرخواهی نکردن،نداشتن روحیه و یا جرات و جسارت پذیرش اشتباه و عذرخواهی کردن از مردم پدیده ایست که در کشور ما به چشم میخورد و البته در همه جای جهان نیز میتواند مصداقهای فراوان داشته باشد. اما در کشوری مانند ایران که دارای خصایل انسانی و اسلامی است شاید این مساله بیشتر به چشم میآید.
این مساله گرچه در ابعاد اجتماعی و از منظر رسانهای و در طیف امور و مسوولیتهای افراد در قبال مردم بیشتر به چشم میآید و عمومی و رسانهای میشود اما در مراودات روزانه مردم با یکدیگر نیز قابل مشاهده است. هرچند که قابلیت انتشار ندارد ودر واقع هنگامی که فلان مسوول دولتی یا فلان مسوول حتی در بخش خصوصی دچار خطا میشود و یا خطا و قصوری در مجموعه تحت مدیریتش رخ میدهد، تمام رسانهها به دنبال عذرخواهی کردن او هستند و مردم هم منتظر شنیدن عذرخواهی او میمانند. اما این مساله کمتر در فرهنگ اجتماعی ما رواج دارد و ما کمتر شاهد عذرخواهی از ناحیه مسوولان هستیم.
اما روی سخن ما در این نوشتار مسوولان نیستند. گرچه طفره رفتن از عذرخواهی و پذیرش خطا و اعلام عمومی آن به بهانههایی نظیر پررو شدن مردم و یا افراد تحت مدیریت، گونهای پیشرفته و آسیبی جدیتر در این زمینه است و گسترش آن چه بسا به لایههای میانی جامعه نیز رسوخ میکند و آنگاه است که شاهد دور شدن هر چه بیشتر مردم از فرهنگ عذرخواهی و عدم پذیرش اشتباه خواهیم بود.
مروری بر روند مراودات مردمی در کوچه و بازار و رخدادهایی که شاید با عذرخواهی ساده یکی از طرفین به اصطلاح ختم به خیر میشود، نشان میدهد که نداشتن این روحیه تا چه حد میتواند از همین رخدادهای ساده، رخدادهایی غیرقابل گذشت و جبرانناپذیر ایجاد کند که دامنه و تبعات آن شاید تا مدتها قابل جمع و جور کردن نباشد.
بسیار اتفاق افتاده است که بگومگوهای ساده بر سر مسائل پیش پا افتاده به نزاعهایی با صدمات و لطمات جبرانناپذیر تبدیل شده است.حال اگر هر کدام از ما بهجای شاخ و شانه کشیدن بر سر مسائل جزئی عذرخواهی کنیم و اشتباه خود را بپذیریم در درازمدت و چه بسا حتی در کوتاهمدت به آرامشی میرسیم که هیچگاه با پیچیده کردن امور و اصرار بر اشتباه به آن نخواهیم رسید.
شاید بد نباشد که همین حالا دقایقی هم که شده فارغ از تمام مشغلههایمان، به این مساله بیندیشیم که آخرین باری که صادقانه عذرخواهی کردیم و اشتباهمان را پذیرفتیم و بعد هم درصدد تکرار نشدن آن اشتباه بر آمدیم، کی بوده است؟
شاید بد نباشد بیندیشیم که در مقام یک همسر یا پدر و مادر تا چه حد خود را مقید به عذرخواهی کردن میدانیم؟ به عنوان یک مدیر تا چه حد جرات و توان پذیرش اشتباه و عذرخواهی کردن از ارباب رجوع یا افراد زیرمجموعه خود داریم. و شاید بد نیست هر کداممان در هر جایگاهی که هستیم یک بار دیگر به صورت جدی به تقویت فرهنگ عذرخواهی کردن فکر و به آن عمل کنیم.
شاید به جرات بتوان گفت که عذرخواهی کردن کمهزینهترین راه پذیرش خطاهاست و موجب تقویت روحیه اخلاقی و انسانی و رجوع بیشتر به منطق و خرد به جای احساسات و هیجانات زودگذر اما پرهزینه و یا تبدیل شدن رخدادهای ساده به مسائل و مشکلات جبرانناپذیر است. بیایید امتحان کنیم. از همین امروز. هنوز هفته سلامت روان تمام نشده است!
صولت فروتن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: