در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بررسیهای انجامشده در سطح جهان نشان میدهد که 10 تا 11 درصد از خاکهای حاصلخیز جهان به اندازهای آلوده شدهاند که احیای آنها تقریبا غیرممکن است. این در حالی است که دفع زبالههای سمی نیز به آلودگیهای خاک دامن میزند، اما هنوز در نقاط بسیاری از جهان دفع ضایعات مسموم کشاورزی و آفتکشهای تاریخ مصرف گذشته، ضایعات اسیدی حاصل از تصفیه دوم روغن، ضایعات پالایشگاهی و بسیاری از پسماندهای صنعتی متوقف نمیشود. حالا اگر معضل آلودگی هوا و بارانهای اسیدی در کنار جنگلزدایی و نابودی تنوع زیستی را هم به این فهرست اضافه کنیم وضعیت بحرانی کرهزمین بیشتر به چشم میآید. البته اینها معضلاتی جهانی است که تمام کشورهای دنیا چه کم و چه زیاد با آن دست به گریبانند به طوری که کشور ما هم از این معضلات در بخشهای مختلف سهم دارد.
1- دریاچه ارومیه؛ نمکزاری در شمالغرب
دریاچه ارومیه که خشک شد هیبت شورترین دریاچه جهان هم ریخت. کارشناسان و پژوهشگران میگویند دریاچه ارومیه به خاطر خشکسالیهای پی در پی و سدسازیهای عمده روی رودخانههای ورودی این دریاچه به این حال و روز افتاده است. گفته میشود تعداد این سدها به بیش از 100 مورد میرسد. یعنی سازههایی که تمام آبهای ورودی به دریاچه را میبلعند و حقابه ارومیه را نمیدهند. حالا خیلیها نگرانند که سرنوشت دریاچه آرال که بیابانی در شمال مرزهای ایران ساخته است برای دریاچه ارومیه هم تکرار شود. البته در این میان مسوولان دولتی چند طرح برای نجات ارومیه دارند که انتقال آب خزر و رود ارس به دریاچه 2 مورد از مهمترین این راهکارهاست هر چند عدهای از کارشناسان انتقال آب رود ارس به ارومیه را به خاطر مسائل مربوط به مرزی بودن این رودخانه غیرممکن میدانند و عدهای هزینهبر بودن انتقال آب خزر را علت به سرانجام نرسیدن این طرح میدانند. با این وجود مسوولان سازمان حفاظت محیطزیست و وزارت نیرو به دنبال تامین حقابه دریاچه ارومیه هستند تا بتوانند جلوی نابودی کشاورزی و طبیعت استانهای غرب و شمالغرب کشور را بگیرند.
2- فروکش ریزگردها؛ شرط خوشقولی عراق
خیلیها معتقدند اگر دریاچه ارومیه به طور کامل خشک شود خودش به کانونی بحرانی برای تولید ریزگرد تبدیل میشود ولی با این حال همین افراد همچنان کانون تولید ریزگردهای ورودی به ایران که زندگی مردم 21 استان کشور را تحت تاثیر قرار داده، کشورهای همسایه به وسیله عراق میدانند.
البته عراق خودش قربانی کمآبی ناشی از سدهایی است که ترکیه روی رودخانههای دجله و فرات ساخته است ولی با این وجود، قربانیبودن این کشور نمیتواند بهانهای برای قربانیشدن ایران باشد برای همین تاکنون دهها جلسه و نشست میان مسوولان ایران و عراق برگزار شده و هر بار ایران با قول همکاری، عراق را به مهار بیابانهایش ترغیب کرده و عراق نیز قول داده تا طرحهای مالچپاشی و بوتهکاری، بذرپاشی و احیای زمینهای کشاورزی رها شده را در دستور کارش قرار بدهد. البته آخرین خبرها از این حکایت دارد که عراق مالچپاشی در بیابانها را به سال بعد موکول کرده است یعنی تعویقی که ما را از حمله دوباره ریزگردها به ایران مطمئن میکند.
3- تبخیر، آبهایمان را میخورد
برای اثبات کمآببودن ایران شاید نیازی به آوردن دلیل نباشد چون همین که بدانیم بارش میانگین 250 میلیمتر در کشور یعنی 3 تا 4 برابر کمتر از میانگین بارشی که در جهان اتفاق میافتد خودش همه چیز را میگوید. با این حال فقط آب در این کشور هنوز جزو اولویتها نیست. با این که همه میدانیم کشورمان جزو سرزمینهای خشک دنیا است، اما هر سال مقدار زیادی از آبهای ورودی به کشور بدون آن که استفادهای از آنها شود از قسمتهای مرتفعتر آبخیزها خارج میشود و به مناطق پستتر میریزد این یعنی هرزروی آبهای محدود کشور که به خاطر بیاستفادهماندن یا بهرهبرداری نادرست از منابع آب آبخیزها اتفاق میافتد همان معضلی که با مدیریت درست میتواند جانی تازه به منابع آب و خاک سرزمینمان بدمد. در این میان تبخیر هم حرف خودش را میزند. آمارها میگوید هر سال بر اثر تبخیر 70 درصد از آب حاصل از بارشهای کشور یعنی به طور متوسط 270 میلیارد مترمکعب آب به هدر میرود، در حالی که اگر نزولات جوی در کشور (413 میلیارد مترمکعب در شرایط متوسط و بیش از 1037 میلیارد مترمکعب در شرایط ترسالی) فرصت تبخیر و هدررفت نداشته باشد میتوان در آبخوانهای طبیعی، زیرزمین و به دور از تبخیر مستقیم نگهداری شود.
مسوولان وزارت جهاد کشاورزی و سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور امیدوارند با مدیریت جامع آبخیزها و اصلاح روشهای کشاورزی و آبیاری جلوی هدررفت و تبخیر بخشی از آبهای کشور را بگیرند.
4- توسعه، رودرروی طبیعت
به محض سخن گفتن از حفظ محیطزیست در ایران به مقابله با توسعه و پیشرفت محکوم میشوید. فکر میکنند اگر دوستداران و کارشناسان محیطزیست با تخریب طبیعت به نام توسعه مخالفت میکنند به این علت است که به توسعه و پیشرفت کشور اعتقادی ندارند، در حالی که هیچ کارشناس و دوستدار طبیعتی مخالف پیشرفت و ایجاد اشتغال نیست، بلکه اعتراضها از آنجا ناشی میشود که همواره طرحهای توسعهای به اندازهای لجامگسیخته عمل میکنند که نهتنها توسعهای به همراه نمیآورند، بلکه آغازی برای عقبماندگی میشوند.
همچنین حرف کارشناسان محیطزیست این است که چرا همواره طرحهای توسعهای از نقاط طبیعی حساس کشور میگذرند و چرا همیشه محدوده کارگاهی این طرحها سطوح زیادی از زمین را تخریب میکنند، در حالی که میشد در فضایی کمتر طوری عمل کرد که کمترین خسارت به طبیعت وارد شود. با این حال رودررو قرارگرفتن توسعه و طبیعت یکی از مشکلات محیطزیست ایران است که تا به حال درمان نشده هرچند رئیس سازمان حفاظت محیطزیست ایران قول داده تا با تعامل با بخش صنعت و همه وزارتخانههایی که فعالیتهای عمرانی دارند، جلوی تخریبها را بگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: