نگاهی به فیلم سینمایی «سعادت‌آباد»

ضیافت ناگوار

مازیار میری را به عنوان کارگردانی می‌شناسیم که اهل نوشتن نیست و روی فیلمنامه دیگران کار می‌کند. این فی‌نفسه نه اعتباری برای یک کارگردان است و نه نقطه ضعفی. بسیاری از کارگردانان مطرح جهان نیز روی فیلمنامه دیگران کار کرده‌اند. عده‌ای می‌گویند فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی، فیلمساز را نزدیک به تعریف مولف بودن می‌کند و عده‌ای دیگر اصرار برخی کارگردانان به مصور کردن متون خود را نوعی لجبازی خودخواهانه قلمداد می‌کنند.
کد خبر: ۴۳۵۲۱۷

با این حال میان هر دو گروه فیلمسازان، چهره‌های نخبه‌ای دیده می‌شود. مازیار میری فیلم «به آهستگی» را بر اساس فیلمنامه‌ای از پرویز شهبازی ساخت. فیلمنامه «پاداش سکوت» را فرهاد توحیدی نوشت و «سعادت‌آباد» را نیز امیر عربی نوشته است. بنابراین دلیل تنوع فضاها و موقعیت‌ها در کارنامه میری روشن است؛ او به تجربه‌گرایی علاقه‌مند است. هم فیلم مستند ـ داستانی ساخته (قطعه ناتمام)، هم درام اجتماعی (به آهستگی)، هم دفاع مقدس (پاداش سکوت) و هم ملودرام (سعادت‌آباد). بنابراین اگر او همین مسیر را بخواهد ادامه بدهد هیچ بعید نیست کار بعدی‌اش یک اثر کمدی و شاید ترسناک باشد. با این حال اگر بخواهیم در میان فیلم‌هایی که ساخته (در کنار سریال کمدی نه‌چندان موفق «گاوصندوق») اثر برجسته‌ای را انتخاب کنیم، تنها فیلم مهم و قابل اعتنا همین سعادت‌آباد است. این نشان می‌دهد میری در کارنامه‌اش مسیری رو به پیش را طی کرده و آخرین ساخته‌اش نه تنها بهترین کار او، بلکه یکی از بهترین فیلم‌های جشنواره سال قبل بود. با توجه به اکران این فیلم و نیز با در نظر گرفتن واکنش‌های متفاوت نسبت به آن، در چند بخش مستقل، به ویژگی‌های مثبت آن می‌پردازیم.

کارگردانی

ضعف در کارنامه میری به شیوه کارگردانی او در فیلم‌های قبلی‌اش برمی‌گردد. کارگردانی میری در ساخته‌های قبلی‌اش بد نبود، اما آنقدر اجرای سردستی و ساده‌ای داشت که کسی با دیدن آن فیلم‌ها، اگر از هر نکته‌ای تعریف می‌کرد، منطقا در میان صحبت‌های او بحثی درباره کارگردانی و میزانسن آن فیلم‌ها وجود نداشت. اما کار خوب میری در سعادت‌آباد این است که در فضایی بسته توانسته صحنه‌های متنوعی بگیرد و همه بازیگرانش را وارد بازی کند. به این ترتیب تماشاگری که سرگرم تماشای فیلمی با 6 شخصیت در محیطی بسته است، نه احساس خستگی از تکرار تصاویر مشابه می‌کند و نه با قصه‌ای یکنواخت روبه‌روست.

فیلمنامه

نام امیر عربی برای اهل رسانه نامی آشناتر است تا اهل سینما. او با تجربه سال‌ها روزنامه‌نگاری، ابتدا متن سریال گاوصندوق را برای میری نوشت و سپس همکاری این دو در فیلم سعادت‌آباد هم ادامه یافت. در فیلمنامه این فیلم، آنچه بیش از همه اهمیت دارد و پیش‌برنده است، جزییات است. با مشاهده این جزییات در شخصیت‌پردازی و قصه‌گویی است که بسیاری از تماشاگران، فیلم سعادت‌آباد را تحت تاثیر سینمای اصغر فرهادی و 3 فیلم آخر او دانستند. با این‌که تک تک شخصیت‌ها در طول داستان دارای ویژگی‌های منحصر به فردی هستند که آنان را از دیگران جدا می‌کند، اما غافلگیری نهایی فیلم برای تماشاگر، هم جذاب است و هم از این حیث کلیدی است که امکان دارد او را مشتاق به دیدن دوباره فیلم کند. جذابیت تماشای مکرر این فیلم در مطالعه رفتار شخصیت‌هایی است که سرانجام‌شان را میَ‌دانیم.

بازیگری

با این حال، فیلم سعادت‌آباد بخش مهمی از امتیازش را مرهون بازی خوب بازیگرانش است. مازیار میری در انتخاب بازیگرانش به دو سه نکته توجه دقیقی داشته است. ابتدا این که او بازیگرانی را انتخاب کرده که صرف‌نظر از این که چه کارنامه‌ای دارند و در چه فیلم‌هایی بازی کرده‌اند، توانایی نقش‌آفرینی در ملودرامی روان‌شناسانه را داشته باشند و این وسط بازی ضعیف یکی از آنها لطمه‌ای به کلیت اثر نزند. این از آن رو اهمیت دارد که هر شش شخصیت اصلی فیلم کنار هم معرفی و شخصیت‌پردازی می‌شوند و قاعدتا کار هر کدام از آنها روی دیگری تاثیر دارد. موضوع دوم، انتخاب چهره‌هایی است که مردم عادی دوست دارند در فیلم ببینند. مهناز افشار با وجود بازی در نقش‌های متعدد، کمتر پیش آمده بود که به خاطر بازیش مورد توجه قرار بگیرد، اما در سعادت‌آباد کار او قابل تحسین به نظر می‌رسد. مهناز افشار و حامد بهداد و لیلا حاتمی 3 بازیگر محبوب عاملی برای موفقیت فیلم در گیشه و فروش هستند. همچنین باید از هوشمندی میری در این باب سخن گفت که از بازیگران سرشناس در نقش‌هایی متفاوت بازی گرفته و آنها را در آزمونی تازه قرار داده است. در نهایت، آنچه می‌ماند هدایت درست این بازیگران است که کنار هم به نقش‌های نامتعارف‌شان بپردازند. حامد بهداد در سعادت‌آباد حضور دلنشینی دارد و این بار شلوغ‌بازی‌ها و حرکات عجیب و غریبش به کار فیلم آمده و در خدمت قصه قرار گرفته است.

اما اگر بخواهیم درباره نقاط ضعف فیلم صحبت کنیم، ابتدا باید به معضلی اساسی در سینمای روشنفکرانه ایران بپردازیم که با موفقیت فیلم‌های اخیر اصغر فرهادی وارد فاز تازه‌ای شده است. به نظر می‌رسد در فیلم‌هایی نظیر سعادت‌آباد کارگردان‌ها چنین تصور می‌کنند که زمان مورد نظرشان در فیلمنامه (در اینجا اصل ماجرا در یک شب رقم می‌خورد) کانون همه حوادث سرنوشت‌سازی است که شخصیت‌ها عمری با آن زندگی کرده‌اند. به بیان بهتر در این نوع قصه‌گویی، حوادث و اتفاقات به ترتیب پشت سر هم ردیف می‌شوند و تماشاگر گاهی ممکن است از خودش بپرسد چطور است که همه امور مهم شخصیتی و حیاتی این آدم‌ها ناگهان باید در یک شب و کنار همدیگر نمایان و افشا شود. اسم این نوع فضاسازی و روایت را می‌توان خودآگاهانه گذاشت. گویی فیلمنامه‌نویس و کارگردان، حوادث طبیعی زندگی شخصیت‌ها را در قالب یک شب و در فرصتی محدود مهندسی کرده‌اندکه مثلا ابتدا قرار است مشکلات زندگی زوجی را ببینیم که در آن زن چیزی را از شوهرش پنهان کرده و آن شب فرصتی برای افشای آن است. سپس می‌رسیم به زوجی دیگر که در آن اختلافاتی بنیادی وجود دارد و در نهایت میزبان را داریم که بر خلاف آنچه می‌پنداشتیم، زندگی سست بنیانی دارند و مرد دائم در حال پوشاندن حقیقتی از چشم همسرش است. درست مثل همین فیلم معروف «جدایی نادر از سیمین» که در فرصت محدودی که قصه‌اش در جریان است، همه گونه اتفاقی می‌افتد. چیزی که در این میان کمی غیرطبیعی است این که چنین اتفاقاتی می‌تواند در طول یک سال بیفتد نه این که یکشبه یا یک هفته‌ای پدیدار شوند و روی زندگی آدم‌ها تاثیر مستقیمی داشته باشند. این‌گونه است که احساس می‌شود کارگردان آدم‌ها و حوادث را دستچین کرده و آگاهانه در حال خلق موقعیت‌هایی کاذب است؛ موقعیت‌هایی که به دلیل پرداخت درست‌شان تماشاگر را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند و این تاثیرپذیری مانع می‌شود که کسی از این بابت به فیلم ایراد بگیرد.

با در نظر گرفتن همه نقاط مثبت و اندک اشکالاتی که به سعادت‌آباد وارد است، بدون شک با فیلمی قابل اعتنا و خوش‌ساخت مواجه هستیم؛ فیلمی که می‌تواند سکوی پرتاب مازیار میری از فیلمسازی میان‌مایه و معمولی و متوسط به جمع کارگردانان صاحب سبک و ایده و خلاق باشد.

لیلا خراط

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها