در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما هفت چه هدفی دارد؟ به دنبال پای تلویزیون نشاندن چه مخاطبی است؟ آیا این برنامه میخواهد محلی برای طرح مسائل صنفی سینماگران باشد یا بخشهای مختلفی از جامعه ایران که به سینما علاقهمندند و تحولات آن را دنبال میکنند، مخاطب خود قرار دهد؟
پاسخ این پرسشها به روشنی مشخص نیست؛ اما اگر طرح مسائل و دغدغههای اهالی سینما، هدف و مقصود اساسی این برنامه باشد، باید گفت هفت طی مدتی که پخش شده، توانسته است به این هدف دست یابد و محمل خوبی برای بحث و گفتوگو درباره مسائل صنفی سینماگران باشد.
اما هفت، ابزارهای مناسبی برای تبدیل شدن به یک برنامه تخصصی پرمخاطب برای همه علاقهمندان به سینما دارد. یکی از مهمترین ابزارها، خود اهالی سینما هستند. بازیگران، کارگردانها و نویسندگانی که معمولا اسم و رسمی دارند و از محبوبیت عمومی برخوردارند، میتوانند جذابیتهای لازم برای جلب مخاطبان گستردهتر را فراهم کنند.
بخش نقد فیلم این برنامه، قابلیت ارائه در قالبی جذابتر را دارد. منتقد ثابت این برنامه معمولا در مورد فیلمهای مختلف حرفهای مشابهی میزند، حرفهایی که برای مخاطبان گسترده کمتر جذابیت دارند. در نظر مخاطبانی که به سینما علاقه دارند، اما خود سینماگر نیستند و از قواعد تخصصی فیلمسازی و فیلمنامهنویسی اطلاع چندانی ندارند، صحبتهای تکراری درباره اینکه فیلم «درنیامده است» جذابیتی نخواهد داشت.
پس از شکلگیری برنامه «نود»، کار تا حدی برای تولیدکنندگان برنامههای گفتوگومحور تلویزیونی دشوار شد. سطح سلیقه مخاطبان و انتظارات آنها از اینگونه برنامهها بالا رفت و اکنون همه برنامههای گفتوگومحور در ذهن مخاطبان با نود مقایسه میشوند و معمولا هم نمره قبولی نمیگیرند.
پیش از آغاز پخش برنامه هفت، این خبر در مطبوعات و محافل رسانهای پیچیده بود که قرار است نود سینمایی روی آنتن برود. برنامه هفت ابتدای کار کوشید برخی تجربیات نود را بازسازی کند. نمونه آن اقتباسی از بخش دوربین نود بود. قرار بود بینندگان عکس سینماها را بگیرند و برای برنامه ارسال کنند؛ اقتباسی که هرگز به قول مسعود فراستی «درنیامد» و آنها هیچ خلاقیتی در این اقتباسها به خرج نداده بودند.
اما رفتهرفته ساختار هفت بیشتر شکل گرفت و شاید به نوعی به یک مجله سینمایی تصویری تبدیل شد. هفت تنها برنامهای است که مثل یک هفتهنامه جلد دارد و مخاطب در آغاز، بخشهای مختلف برنامه را در قالب تیترهایی که در نیمصفحه اول یک نشریه چاپی فرضی قرار داده شده، میبیند. شاید این مساله حکایت از آن داشته باشد که سازندگان هفت، بیشتر با مدیوم مطبوعات آشنایی دارند تا تلویزیون.
اگر بخواهیم هفت را از منظر شاخصهای کیفی یک برنامه گفتوگومحور با نود مقایسه کنیم، این برنامه مشکل دیگری هم دارد. نقش اصلی را در برنامههای گفتوگومحور، مجری یا مجریان برنامه ایفا میکنند. مجری نود شخصیتی جذاب دارد، میتواند رک و بیپرده حرف بزند و هر گفتوگویی را چنان پیش ببرد که تمایل مخاطب را برای پیگیری گفتوگو جلب کند. او مثل بیشتر مخاطبان برنامهاش جوان است و با آنها در یک گروه سنی قرار میگیرد و این به او کمک میکند بهتر با بینندگان ارتباط برقرار کند.
2 چهره ثابت برنامه هفت ـ فریدون جیرانی و مسعود فراستی ـ اما فاقد چنین خصوصیاتی هستند. آنها قطعا در حوزه سینما صاحبنظرند، بدیهی است باید تمام توان خود را برای ایجاد جذابیتهای لازم در یک برنامه گفتوگومحور تلویزیونی به کار بگیرند.
وجود برنامه هفت، به عنوان زبان گویای سینماگران ایرانی در رسانه ملی ایرانیان غنیمت است. در این برنامه تاکنون مباحث و موضوعات مفیدی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است؛ اما هفت میتواند بهتر از این که هست باشد، میتواند مخاطبان بیشتری جذب کند و هر جمعهشب پای تلویزیون بنشاند.
سالار کاشانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: