حاشیه خبر

رادیو فیلم‌؛‌ برنامه‌ای اختصاصی برای نابینایان

مجری رادیو نمایش می‌گوید:‌ سعید از کوچه‌های خلوت می‌گذرد. مردم به او زل زده‌اند. او خیابان‌ها را رد می‌کند و به کنار رود راین می‌رسد. بعد از این گفته مجری صدای سعید را در فیلم تحسین شده از کرخه تا راین می‌شنویم:
کد خبر: ۴۳۵۱۳۸

«رو زمین دنبالت گشتم نبردیم،‌ تو دریا دنبالت بودم نکشتیم، تو جریزه‌ها دنبالت گشتم ولی فقط چشمامو گرفتی؛ این تن رو نبردی، چرا اینجا،اینجا، اینجا، من شکایت دارم، من شاکیم، پس کو اون رحمانت؟ کو اون رحیمت؟‌»

دیروز فیلم از کرخه تا راین را برای اولین بار از رادیو شنیدم. این هفته رادیو نمایش به مناسبت روز نابینایان (23 مهر) این فیلم را در قالب برنامه رادیو فیلم برای نابینایان عزیز تدارک دیده بود.

رادیو فیلم عنوان برنامه‌ای است که برای نابینایان به روی آنتن رادیو نمایش می‌رود. با این برنامه روشندلان ایرانی امکان سهیم شدن در لذت تماشای یک فیلم سینمایی را پیدا می‌کنند. آن‌ها می‌توانند پای رادیو بنشینند و تصاویر ضبط شده روی حلقه‌های نگاتیو را به جای دیدن بشنوند. گوینده راوی مسوولیت تصویرسازی جزییات هر صحنه را به عهده گرفته است. او به شنوندگان می‌گوید که در آن لحظه چه چیزهایی در قاب تصویر جا گرفته است. چه آدم‌هایی در قاب حضور دارند. چه می‌کنند و کجا می‌روند و...

بقیه کار را صداها انجام می‌دهند. دیالوگ‌های فیلم عینا از رادیو پخش می‌شوند تا روشندلان چیزی را از دست نداده باشند؛ اما مخاطبان این برنامه تنها نابینایان نیستند. آنهایی که همچون رانندگان به دلیل اقتضائات شغلی در خیابان‌ها و بیابان‌ها مشغول کارند می‌توانند در حین کار با ماجراهای یک فیلم سینمایی خوب همراه شوند.

دیروز که به عنوان یک شنونده پای جعبه رادیو نشستم متوجه جنبه‌های دیگری از فیلم از کرخه تا راین‌ شدم. این‌بار احساس کردم صدای ناقوس کلیسایی که سعید را به نیایش دعوت می‌کند چقدر مهم بوده و من در جریان تماشای فیلم به آن توجه نکردم. صدای سرفه‌های خش‌دار سعید این بار با خشونت بیشتری تلخی‌اش را بر ذهنم تحمیل کرد.

شنیدن این فیلم فواید دیگری هم داشت. این بار فهمیدم حضور آن مرد مست اجنبی در کنار سعید چه تصویر کامل و زیبایی از دنیای اطرافمان برای مخاطب ساخته است. هر دو نفر از خدا شکایت دارند. اما با دو نگاه متفاوت. شکایت سعید از جنس شکایت‌های حافظ است. آنجا که می‌گفت:‌ زان یار دلنوازم شکری است با شکایت،‌ گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت.

گلایه‌های مهربانانه سعید با شکایت آن مرد مست زمین تا آسمان تفاوت دارد.

سعید همچون آن مرد غریبه با فریادهایش منکر وجود خدا نمی‌شود. سعید بین خودش و محبوبش هیچ فاصله‌ای احساس نمی‌کند و به این خاطر است که لب به شکایت می‌گشاید و...

اگر خواستید جنبه‌های دیگری از یک فیلم برایتان عیان شود جمعه‌ها ساعت 17 با رادیو فیلم همراه شوید.

احسان رحیم‌زاده‌/‌ رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها