گفت‌وگو با پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل شبه قاره

آمریکا و پاکستان؛ متحدان ناگزیر

اشاره: در هفته‌های اخیر تنش در روابط پاکستان و آمریکا رو به افزایش گذاشته است و عملا مقامات 2 کشور انتقادهایی تند از عملکرد طرف مقابل داشته‌اند. برای بررسی این موضوع به سراغ پیرمحمد ملازهی کارشناس مسائل شبه‌قاره هند رفته‌ایم‌.
کد خبر: ۴۳۵۰۶۸

تنش‌های اخیر در روابط پاکستان با آمریکا افزایش یافته است. به عقیده شما اکنون مهم‌ترین موارد اختلاف 2 کشور بر سر چه موضوعاتی است؟

حققیقت آن است که آمریکایی‌ها و ناتو در افغانستان در آستانه شکست هستند یا این برداشت وجود دارد که ممکن است جنگ را اگر نبازند، نبرند و در این کشور پیروزی نظامی برای آنان به دست نیاید. در این بین آنها علت این وضعیت را در حمایت ارتش و بخش اطلاعات جاسوسی آن موسوم به آی‌اس‌ای پاکستان از گروه طالبان و گروه‌های افراطی می‌دانند. به نظر من این برداشت آمریکایی‌ها محور و کانون اختلاف‌نظری است که بین آمریکایی‌ها و پاکستانی‌ها به وجود آمده است. از طرف دیگر مقاومتی که دولت پاکستان (علاوه بر آن که خود را متحد آمریکا در مبارزه با تروریسم می‌داند و از کمک‌های نظامی و اقتصادی آمریکا هم برخوردار است) در مقابل ورود ارتش خود به وزیرستان شمالی نشان می‌دهد نیز محور دیگری از اختلاف است. چراکه گفته می‌شود در وزیرستان شمالی گروه‌های افراطی شبکه حقانی و عرب‌های وابسته به سازمان القاعده، چچن‌ها، اویغورها، حزب التحریر ازبکستان و گروه‌های کشمیری و همچنین جماعت اسلامی اندونزی، مالزی و بنگلادش فعالیت دارند. بنابراین اکنون منطقه وزیرستان تبدیل به پایگاه مهمی برای گروه‌هایی که از نظر آمریکایی‌ها تروریست به حساب می‌آیند شده است. فشار کنونی آمریکایی‌ها به پاکستان در این راستا قرار دارد که ارتش پاکستان به منطقه وزیرستان و دره سوات وارد شود، اما ارتش پاکستان تمایلی به انجام این امر ندارد و این هم از دلایلی است که مناسبات آمریکا و پاکستان را تحت تاثیر خود قرار داده است. آمریکایی‌ها خواهان آن هستند که ارتش پاکستان درگیر جنگی شود که به عقیده اسلام‌آباد، به نفع ارتش این کشور نیست. پاکستانی‌ها معتقدند اگر به وزیرستان حمله کنند در واقع دچار یک جنگ داخلی می‌شوند. چراکه قبایل مسلح پشتون که در این منطقه زندگی می‌کنند با گروه‌های تندرو پناهنده‌شده در این منطقه کاملا هماهنگ هستند. هر چند تعدادی از قبایل با دولت پاکستان همکاری می‌کنند، اما حقیقت آن است که اکثریت قبایل این منطقه چندان با دولت پاکستان هماهنگ نیستند. لذا خطر بروز جنگ‌ داخلی در این کشور وجود خواهد داشت.

فشار کنونی آمریکایی‌ها به پاکستان در این جهت قرار دارد که ارتش پاکستان به منطقه وزیرستان و دره سوات وارد شود، اما ارتش پاکستان تمایلی به انجام این امر ندارد و این از دلایل مهمی است که مناسبات آمریکا وپاکستان را هر از گاه متشنج می‌کند

آمریکایی‌ها تهدید می‌کنند که اگر ارتش وارد وزیرستان نشود ممکن است خودشان عملیاتی را در آنجا انجام دهند، اما این که از راه زمینی وارد خاک پاکستان شوند بعید است ولی تاکنون نیز زیان‌ها و کشتارهای زیادی از راه هواپیماهای بدون سرنشین خود در این مناطق داشته‌اند و حق حاکمیت ملی پاکستان را نادیده گرفته‌اند که این نیز خود از موارد دیگر اختلاف است. حال این سه مساله در کنار هم قرار گرفته است و اگر خیلی خوشبینانه به مساله برخورد کنیم باید گفت هدف اصلی آمریکایی‌ها از اعمال فشار بر پاکستان تن دادن به خواسته‌های آمریکایی‌هاست.

با توجه به اهمیت وجود نخبگان نظامی و سیاسی در پاکستان و جلسات اخیر در این کشور آیا بین آنها وحدتی در رابطه با نوع مقابله با آمریکا وجود دارد؟

به نظر من بین نخبگان سیاسی و نظامی در مورد این که در مقابل آمریکا مقاومت کنند اختلاف‌نظری وجود ندارد. چراکه در نشست اخیری که در اسلام‌آباد برقرار شد هم احزاب سیاسی شرکت‌کننده، هم شخصیت‌های مختلف و هم فرماندهان نظامی ارتش ظاهرا توافق کرده‌اند که نباید تسلیم آمریکا شد. چراکه نگرانی از بروز جنگ داخلی در این کشور وجود دارد، اما در حقیقت بین بخش نظامی و سیاسی بر سر این که چگونه باید با مساله طالبان و افغانستان برخورد کرد اختلاف دیدگاه‌هایی وجود دارد، اما این اختلافات در سطحی نیست که آنان را علنی سازند. یعنی حزب مردم که حزب حاکم در کشور است مصلحت نمی‌بیند که اختلاف‌نظرها را با ارتش علنی کند. در مقابل این اختلاف در مورد عدم تسلیم به آمریکا بین ارتش، حزب حاکم و احزاب اسلامی (بیش از 40 حزب) به طور کلی وحدت نظر ملی وجود دارد.

زلمای خلیل‌زاد، سفیر سابق آمریکا در افغانستان می‌گوید در حال حاضر فشارهای آمریکا بر پاکستان شدت گرفته است و بیشتر مقامات آمریکایی اعتماد خود را نسبت به پاکستان از دست داده‌اند. به اعتقاد او روابط بین 2 کشور در آینده وخیم‌تر خواهد شد. نگاه شما در این مورد چیست؟

نگاه آقای خلیل‌زاد از دید مقامی آمریکایی است و می‌توان سخنان وی را به عنوان اعمال فشار بیشتر آمریکا بر پاکستان تلقی کرد، اما واقعیت‌های دیگری نیز وجود دارد و هم پاکستان به آمریکا نیاز دارد و هم آمریکا به پاکستان. در واقع آمریکا فشارهایی که بر پاکستان وارد می‌کند به این جهت نیست که پاکستان را تضعیف کند، بلکه در این راستا است که این کشور را کاملا با منافع خود هماهنگ کند و در حقیقت آمریکایی‌ها فشارها را آن طور افزایش نمی‌دهند تا پاکستان هیچ راه‌حلی را پیش‌روی خود نبیند و به کشور‌هایی مانند چین مراجعه کند. در مقابل نیز در پاکستان این برداشت وجود دارد که اگر ارتش پاکستان با قبایل وزیرستان درگیر شود احتمالا جنگ به لاهور و کراچی کشیده می‌شود و گروه‌های تندرو می‌توانند جنگ را گسترش دهند و خطراتی جدی برای دولت پاکستان به وجود آورند. بنابراین برداست من این است که آمریکایی‌ها فشارهای خود را خیلی حساب‌شده بر پاکستان وارد می‌کنند و در جایی که احساس کنند آستانه تحمل پاکستانی‌ها به پایان می‌رسد فشارها را کم خواهند کرد. بر این اساس آمریکایی‌ها کمک‌های نظامی خود را به ارتش پاکستان قطع کرده‌اند (مثلا حدود 80 میلیون دلاری که قرار بود اخیرا به ارتش دهند را نداده و از نظر تبلیغاتی هم فشار را بر پاکستان همچنان شدید نگه داشته‌اند) ولی از سویی ناتو به پاکستان نیاز دارد، تدارکاتش از کراچی تامین می‌شود و آمریکایی‌ها هم جایگزینی برای این امر پیدا نکرده‌اند.

ممکن است آمریکا در آینده اعطای کمک اقتصادی به پاکستان را حذف کند یا آن را به صورت عمده‌ای کاهش دهد؟

اکنون نیز کمک‌ها کاهش پیدا کرده است. قرار بود طی 5 سال آینده 5 میلیارد دلار به پاکستان بدهند اما اکنون بخشی از آن متوقف شده است. البته این امر احتمال دارد چراکه اکنون بحثی در داخل آمریکا به وجود آمده و می‌گوید پول‌هایی که آمریکایی‌ها به پاکستان می‌دهند بخشی از آنها از راه ارتش و آی اس ای برای کمک به طالبان و القاعده و گروه‌های افراطی صرف می‌شود. این امر در داخل آمریکا نیز اوباما را تحت فشار قرارداده است تا کمک‌ها را متوقف کند.

با توجه به پیمان اخیر امضاشده بین هند و افغانستان و تنش‌های بین آمریکا و پاکستان تا چه میزانی ممکن است اسلام‌آباد به تقویت روابط خود با چین بپردازد؟

پاکستانی‌ها از قبل با چینی‌ها روابط گسترده‌ای داشتند، اما باید به یک مساله توجه کرد و آن این که چین نمی‌تواند در همان سطحی که آمریکایی‌ها می‌توانند به پاکستانی‌ها یاری رسانند از نظر مالی، تسلیحاتی و... به آنان کمک کند. جدا از این باید گفت چینی‌ها عملگرا هستند و هر زمانی که تشخیص دهند منافعی دارند عمل می‌کنند و هر زمانی که احساس کنند مناسبات در سطحی به نفعشان نیست خیلی راحت از کنار مساله‌ عبور می‌کنند. برداشت من این است که پاکستانی‌ها از تقویت روابط با چین به عنوان یک اهرم فشار استفاده می‌کنند. یعنی اگر ما را تحت فشار قرار دهید ما راهی جز تقویت روابط با همسایگان خود مثل چین و ایران نداریم. به طور کلی باید گفت نه پاکستان می‌خواهد از آمریکا به طور کامل جدا شود، (چون آمریکا با هند کاملا هماهنگ می‌شود و به زیان پاکستان است) و نه آمریکایی‌ها در شرایط کنونی می‌خواهند که از پاکستان و امکاناتش صرف نظر کنند. (چرا که اگر این امر اتفاق بیفتد ارتش پاکستان با دست بازتری به کمک گروه‌های مخالف افغانستانی می‌پردازند.) در این بین، این امر را آمریکایی‌ها متوجه هستند و به این امیدند که با فشار بیشتر پاکستان را به مسیر صحیحی وارد کنند.

مهم‌ترین خواسته‌های پاکستان‌ از آمریکا شامل چه مواردی است؟

نگاه پاکستانی‌ها به افغانستان به عنوان عقبه استراتژیک‌شان در مقابل هند است و به نظر من 2 خواسته اصلی از آمریکا دارند: نخست این‌که هند موضعی مسلط در مناسبات خود با افغانستان نداشته باشد.دوم وضع مسلط پاکستان در ساختار قدرت در این کشور به رسمیت شناخته شود. این مهم‌ترین خواسته‌ای است که تاکنون پاکستان را مجبور کرده است سیاست دوگانه‌ای را به پیش ببرد. در این شرایط اما به نظر نمی‌رسد ادامه این سیاست با توجه به فشارهایی که آمریکا بر پاکستان وارد می‌کند امکان‌پذیر باشد. بنابراین اصلی‌ترین هدف این است که آمریکا در مذاکرات صلح افغانستان و جنگ در این کشور پاکستان را به عنوان بازیگر اصلی منطقه‌ای به رسمیت بشناسند نه این‌که آمریکایی‌ها پاکستان را در مذاکرات با طالبان دور بزنند. بر این اساس اگر آمریکایی‌ها منافع پاکستان را در افغانستان به رسمیت بشناسند امکان مصالحه و سازش وجود دارد.

با توجه به این‌که دولت افغانستان در مورد ترور برهان‌الدین ربانی فشارهایی را بر پاکستان وارد کرده است و اکنون نیز فشارهای آمریکا بر اسلام‌آباد وجود دارد تا چه حدی امکان کاهش حمایت پاکستان از طالبان وجود دارد؟

پاکستانی‌ها همچنان افغانستان را به عنوان حیاط خلوتی که در آن نفوذی انحصاری دارند، می‌بینند. در ذهنیت پاکستانی‌ها، افغانستان مستقل معنی ندارد و معتقدند اگر انگلیسی‌ها در جنگ‌های سه‌گانه با افغان‌ها شکست‌نخورده و معاهد دیوراند امضا نشده بود مرزهای پاکستان رود آمودریا بود نه خط دیوراند. این ذهنیت در پاکستان قوی است و اجازه پذیرش حاکمیت مستقل در افغانستان را نمی‌پذیرد و به دنبال حکومت دست‌نشانده در افغانستان است.

آینده مناسبات پاکستان و آمریکا با توجه به رویداد‌های اخیر به چه سمتی می‌رود؟

اکنون روابط بحرانی و تیره است، اما مصلحت 2 طرف در تیرگی مناسبات نیست و این بحران در حد دخالت نظامی آمریکا در پاکستان نخواهد بود. من فکر می‌کنم ضمن این‌که هر دو طرف بر مواضع خود پافشاری می‌کنند، در نهایت در جاهایی عقب‌نشینی می‌کنند و به تفاهمی خواهند رسید، اما آنچه مهم است باید منافع پاکستان در افغانستان توسط آمریکایی‌ها در نظر گرفته شود تا پاکستان هم از حمایت گروه‌های افراطی دست بردارد. برداشت من آن است که در نهایت این پاکستان است که به خواسته‌های آمریکا توجه می‌کند و نه آمریکایی‌ها به خواسته پاکستانی‌ها.

علی رمضانی ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها