با سعید رجبی فروتن، مدیرکل همکاری‌های سمعی و بصری معاونت سینمایی وزارت ارشاد

نگذاریم شبکه نمایش خانگی زمینگیر شود

گفت‌وگو با سعید رجبی فروتن درست در روزی انجام گرفت که او به عنوان مدیر نمونه از سوی ارشاد انتخاب شده بود، هر چند هیچ‌وقت به این نکته اشاره نشد، اما می‌شد از همان ابتدای گفت‌وگو به این موضوع پی برد که دغدغه‌های او در رابطه با پدیده شبکه نمایش خانگی همواره با نوعی امیدواری همراه است. چه زمانی که از مشکل کمرشکن قاچاق حرف می‌زند و چه وقتی که از کمبودهای این عرصه سخن می‌گوید. شبکه نمایش خانگی در یکی دو سال گذشته نه‌تنها توانسته با عرضه سریع، آثار سینمایی را به دست مخاطبان برساند؛ به تهیه‌کنندگان نیز کمک کرده تا بخش قابل توجه سرمایه‌ای را که برای ساخت فیلم صرف کرده‌اند از طریق خرید رایت اصلی بازگردانند و چرخه تولید سینمای ایران همچنان در گردش بماند. سعید رجبی فروتن که وظیفه نظارت بر موسسه رسانه های تصویری را بر عهده دارد در این گفت‌وگو از مشکلات این شبکه و دغدغه‌هایش در حوزه فرهنگ می‌گوید.
کد خبر: ۴۳۴۷۶۷

انتظار از شبکه خانگی تا حد زیادی بالاست، این توقع از این رسانه به شکلی است که حتی شبکه خانگی محکوم می‌شده است که چرا در ارائه آثار سینمایی به مخاطب، سطح سلیقه آنها را پایین نگه داشته است در صورتی که این شبکه هنوز در حوزه تولید آثار وارد نشده است. خود این حوزه یعنی «تولید» از مدت‌ها پیش به عنوان مساله‌ای برای شما مطرح بوده است. چرا هیچ تصمیمی‌ در این رابطه نمی‌گیرید؟

در پاسخ به این سوال می‌شود پرونده این بحث را کمی‌ باز کرد و دلایل اداره کل نظارت و ارزشیابی را برشمرد که چرا آن بخش مربوطه را به ما نسپردند و من متقابلا توجیهات شبکه خانگی نمایش را عنوان کنم، اما می‌توان پرونده این بحث را نگشود و من به شما و خوانندگان این نوید را بدهم در طرح تشکیلاتی سازمان سینمایی کشور که ظرف هفته‌های آینده جنبه‌های کاملا اجرایی و عملیاتی به خودش خواهد گرفت این مساله یک‌بار برای همیشه حل خواهد شد.

پس اجازه بدهید کلی‌تر به این موضوع بپردازیم یعنی اصلا این ماجرا را حل‌شده بدانیم، با این حساب شبکه خانگی نمایش اگر در حوزه تولید وارد شود و دستش باز باشد می‌تواند پاسخگوی این انتظار باشد؟

اتفاقی که در هفته‌های آینده رخ خواهد داد کلا مجاری صدور پروانه ساخت و صدور پروانه نمایش اعم از سینمایی، ویدئویی و... را در یک تشکیلات و در ذیل یک معاونت تجمیع خواهد کرد و به نظر می‌رسد نظارت‌های محتوایی و مراعات استانداردها به صورت متمرکز در یکجا رصد و مدیریت می‌شود، اما این‌که این ساختار به سبب نو بودن ممکن است پیامدها و تبعات ثانوی را پدید بیاورد باید ببینیم در عمل چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا به برخی از چکش‌کاری‌ها و رتوش‌ها نیاز دارد یا ندارد. زود قضاوت نکنیم هر تشکیلات نوپایی برای این‌که جا بیفتد نیازمند گذشت زمان است و کمی‌ تشریک‌مساعی و سعه‌صدر می‌خواهد تا در نهایت به آن نقطه آرمانی خود که همان کیفیت بخشیدن به محصولات شبکه است، برسیم.

شما می‌گویید این اتفاق در آینده نزدیک خواهد افتاد، بنابراین شما احتمالا برنامه‌ای برای چگونگی اجرای آن دارید.

اگر من مدیرش باشم!؟ (خنده)

البته!

به نظر می‌آید برای مدیری که این مسوولیت را به عهده خواهد داشت کار چندان دشواری نخواهد بود، زیرا دستاوردها و تجربیات بسیاری به عنوان پشتوانه کارشناسی قابل اعتنا می‌تواند در اختیار مدیریت جدید قرار بگیرد.

از آنجا که این رسانه به نوعی پدیده‌ای تازه است، بنابراین تصمیمات اعمال شده در این رسانه به نوعی آزمون و خطاست. هر چقدر برای مخاطبان، این رسانه تازه است برای مدیران هم تازگی دارد. چقدر توانستید درصد خطای تصمیمات را پایین بیاورید؟

فقط در بسط و تعمیق آن چیزی که شما از آن یاد کردید و آن را به عنوان یک «پدیده» و «رسانه» مطرح کردید، یک نقطه عطف را نباید از یاد ببریم و آن این‌که در 2 سال گذشته، با راهبرد گشایش و توسعه بازار، شبکه ویدئویی توانست به عنوان یک رسانه ظرفیت‌های مغفول‌مانده خودش را بیشتر به رخ بکشد. اگر یادتان باشد پیش از این تنها در برخی از ویدئوکلوب‌های کم‌شمار سنتی، آثاری عرضه می‌شد که به شهادت تیراژ محصولات تا 2 سال قبل این رسانه، چندان رسانه پویا و دارای تعامل با مخاطب خود نبود، اما از روزی که این بازار گسترش یافت، بدون اغراق باید بگویم مخاطبان و بینندگان شبکه نمایش خانگی به‌مراتب بیش از سینما، ولی کمتر از تلویزیون گردید. صاحب‌نظرانی که مختصات یک رسانه را دنبال می‌کنند، اظهار می‌دارند شبکه نمایش خانگی ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر ظرفیت‌های خیلی استثنایی از خودش بروز داده است. شاید یکی از دلایلش آن است که آن عنصر چندصدایی را با احیای ظرفیت‌های رسانه شبکه نمایش خانگی کشور محقق ساختیم. برخی از کارها به فراخور موضوع و نوع پرداخت آن که متناسب با ویژگی‌های مدیای ویدئو است در شبکه با مخاطب ارتباط خوبی برقرار کرده‌اند.

اولین گام‌های تجربه تولید برای شبکه نمایش خانگی را برمی‌داریم و آزمون و خطایی که شما گفتید در این چارچوب قابل ارزیابی است که سازندگان و تهیه‌کنندگان آثار برای شبکه نمایش خانگی بدانند آنچه طراحی و تولید می‌کنند و در نهایت به مخاطب عرضه می‌شود، همانی است که شبکه انتظارش را دارد یا این‌که نه این اثر می‌توانست در سینما هم ساخته شود و در تلویزیون هم به نمایش دربیاید؟ ما نیازمند گذشت زمان هستیم تا به آن مختصات و ویژگی‌های منحصر به فرد کار و محصول برای رسانه ویدئوی کشور برسیم. در آن صورت می‌توانیم ادعا کنیم، در کنار رسانه‌ای مثل سینما و تلویزیون، ویدئو را هم باید با مختصات مربوط به خودش تبیین کرد.

رجبی فروتن: اگر سینمای ما به آن درجه از بلوغ حرفه‌ای برسد که حاصل سرمایه‌گذاری‌های خودش را از اکران و فروش رایت‌های مختلف در بیاورد حمایت‌های دولت حداقل در ابعاد اقتصادی می‌تواند کمتر باشد

از آنجا که توفیق قرین راهمان بود تا در سال 82 مدیریت مستقلی برای ویدئو به مثابه یک شبکه و یک رسانه مستقل طراحی کنیم، نسبتا به مسائل و تهدیدات و فرصت‌های آن اشراف داریم و می‌دانیم خلل و فرج‌ها کجاست. اگر بخواهم سیر تکامل و بهبود مقررات را برشمارم، متوجه می‌شوید که سعی کردیم هر جا نقص یا کاستی در زمینه مقررات داریم آن را تهیه کنیم. تلاش شد در تدوین مقررات صنف را به مشارکت دعوت کنیم. نهادی به نام شورای تشخیص وجود دارد که تقاضای داوطلبان تاسیس موسسه ویدئورسانه را مورد بررسی قرار می‌دهد و همچنین عملکرد سالانه موسسات را ارزشیابی می‌کند و تخلفات و ابتکارات موسسات را رصد و امتیازدهی می‌کند. شورا به تناسب آنچه در دستورالعمل‌ها قید شده مجازات‌ها یا در نقطه مقابل، تشویق‌ها و پاداش‌هایی را به موسسات اختصاص می‌دهد.

سعی کردیم در تعامل با دست‌اندرکاران شبکه بتوانیم مدیریت به‌روزی داشته باشیم و همواره پیام‌ها و توصیه‌های کارشناسی مخاطب یا مدیران موسسه ویدئورسانه را در کارمان لحاظ کنیم. بجز دیدارهای حضوری ارتباط در فضای مجازی وقت زیادی را در شبانه‌روز از من می‌گیرد.

مخاطب این رسانه در این ارزیابی‌ها کجا قرار دارد؟ آیا تنها حضور شما در فضای مجازی راه شناسایی و ارزیابی مخاطب است؟

اولا از یک منظر با توسعه شبکه به همان میزان بازخوردها نیز در بیشتر شده است. 15 سال بود که کارهای سینمایی پس از اکران وارد شبکه ویدئویی می‌شد و هیچ بازخوردی نداشت. زیرا مخاطب انبوه و پرشماری فیلم‌ها را نمی‌دیدند، ولی با گسترش بازار و افزایش تیراژ فیلم‌ها به محض ورود فیلم‌ها به شبکه خانگی واکنش‌های مثبت و منفی مشاهده می‌شود. روشن است که آثار در دسترس اقشار بیشتری از مردم قرار می‌گیرند. چه مراجع رسمی ‌و چه مخاطبانی که در معرض این کارها قرار گرفته‌اند، موضعگیری‌های خود را علنا ابراز می‌کنند.

این نکته مشخصا معلول گستره توزیع این شبکه است؟

بله. این واقعیت را نه به عنوان یک تهدید که به عنوان یک فرصت از آن یاد می‌کنم. تجدید نظر در صدور پروانه ساخت و نمایش آثار ویدئویی ثمره بازتاب تولیدات ضعیف در شبکه بود. از سوی دیگر پاسخی که بازار به سازنده فیلم یا برنامه می‌دهد شفاف و صریح است و می‌تواند فیلمساز یا تهیه‌کننده هوشمند را آگاه سازد. اگر تیراژ کمی‌ از یک محصول در بازار به فروش برسد، پیام آن این است که در انتخاب یا عرضه اثر باید ملاحظات بیشتری اعمال گردد. در شبکه نمایش خانگی بر خلاف تلویزیون از آنجا که مردم باید پولی را هزینه کنند، ممکن است یک بار اشتباه کنند و اغوا بشوند، ولی مطمئن باشید برای مرتبه‌های بعد با دقت و ملاحظه بیشتر شناسنامه گروه سازنده را از نظر می‌گذراند. ما هم در این مسیر با ارزشیابی و درجه‌بندی کیفی محصول به کمک مخاطب آمده‌ایم تا ریسک کمتری برای خرید کرده باشد.

چقدر معتقد به تاثیر بازار بر موفقیت شبکه خانگی هستید؟ بویژه در این دو سال گذشته که تاکید زیادی روی آن دارید؟

تا یکی دو سال گذشته موسسات ویدئورسانه در ازای سرمایه‌گذاری برای خرید حقوق و رایت ویدئویی آثار سینمایی ایرانی می‌توانستند امتیاز تامین و تهیه فیلم خارجی را از ما دریافت کنند. زیرا به موجب قانون، نمایش و تهیه و تامین فیلم خارجی در انحصار دولت بود، ولی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اجازه داد بخش‌خصوصی وارد این عرصه شود. تا مدت‌ها توجیه اقتصادی برای موسسات ویدئورسانه فراهم بود تا از محل درآمد فیلم خارجی، مبادرت به خرید رایت‌فیلم ایرانی کنند، اما هر چه جلوتر رفتیم، در ساحت رسانه و فناوری‌های صنعت تصویر، مناسبات و آرایش‌هایی شکل گرفت که عرضه و تامین فیلم خارجی برای موسسات ویدئورسانه به اندازه گذشته توجیه اقتصادی نداشته باشد. در حال حاضر تلویزیون‌های ماهواره‌ای ابتدا با زیرنویس و بعد از آن با دوبله‌های ضعیف و اخیرا متوسط، سعی زیادی در جذب مخاطب کرده‌اند و به زعم خود برای پس نزدن مخاطب عفیف ایرانی، سکس را از فیلم‌ها حذف کرده‌اند. برای همین به اندازه گذشته آثار خارجی شبکه از تیراژ قابل توجهی برخوردار نیست. به عبارت روشن‌تر موسسات ویدئورسانه کشور دیگر مزیت نسبی یا ارزش افزوده‌ای به نام فیلم خارجی در اختیار ندارند. الان موسساتی موفق‌ترند که بتوانند آثار بیشتری را در بازار به صورت تک‌نسخه‌ای به فروش برسانند. این مطلب یادآور نشریاتی است که به هر دلیلی قادر به جلب و جذب آگهی نیستند و تمام دلخوشی‌شان این است که تعداد بیشتری از نشریه‌شان روی کیوسک‌ها به فروش برسد.

آیا این قیاس درست و واقعا قابل تعمیم است؟

بله. اگر شما نگاه کنید به آثار حتی پرمخاطب می‌بینید که موسسات ما در جلب اسپانسر و بنگاه‌های اقتصادی خیلی موفق عمل نکردند یا بهتر است بگوییم در این بنگاه‌ها هنوز انگیزه‌ای پدید نیامده است که رسانه نمایش خانگی را جدی قلمداد کنند و بدانند که مخاطب بسیاری دارد تا رغبتی برای پیشنهاد آگهی داشته باشند.

بسیاری از هزینه‌های تولید و تکثیر و عرضه محصول از محل آگهی و فروش فیلم خارجی تامین نمی‌شود و تنها راه باقیمانده برای موسسات فروش هر چه بیشتر نسخه‌هایی است که تکثیر شده است. به همین خاطر هرگونه تمهید و تدبیر برای فروش بیشتر حائز اهمیت است. در چنین بزنگاهی است که تدابیر خلاقه برای گسترش بازار و ایجاد تقاضا در مشتری گره‌گشاست. استفاده از شیوه‌ها و شگردهای نوین تبلیغاتی، اعم از فضای مجازی و حقیقی، تبلیغات محیطی، متوسل شدن به مشوق‌هایی مثل جایزه و در یک کلام مطالعه بازار و یافتن راه‌حل‌های متناسب می‌تواند به بهبود فضای کسب و کار کمک کند. موسسه رسانه‌های تصویری به عنوان بازوی حمایتی معاونت سینمایی اگر بتواند انرژی و وقت زیادی را صرف مطالعات اقتصادی کند و نیازهای مخاطب را پیشاپیش رصد کند و ببیند مردم در رسانه‌های موجود چه جستجو می‌کنند، اما نمی‌یابند؛ آنگاه می‌توان روی آن نقاط برنامه‌ریزی کرد و نمایش خانگی را روز‌به‌روز از درجه و رفعت بیشتری نزد مخاطبان برخوردار کرد.

پس با توجه به تغییرات شرایط اقتصادی در کشور این شبکه نیز دچار مشکلات فراوانی می‌شود.

کاملا! خرید کالای فرهنگی معمولا در انتهای فهرست خرید مردم است. پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها مردم تا مدت‌ها منتظر بودند که آیا دخل و خرجشان اقتضا می‌کند که مثل گذشته هزینه‌ای صرف خرید کالای فرهنگی بکنند یا نه. در بازار نمایش خانگی این شوک بخوبی دیده می‌شد. خوشبختانه با کمک و اختصاص یارانه‌ها و تلاش‌های دولت در مدیریت قیمت کالاها و نهایتا همراهی مردم، تقریبا به وضع با ثبات کنونی رسیدیم و از این شوک اقتصادی، بیرون آمدیم.

یکی از مشکلات همیشگی شبکه نمایش خانگی معضل قاچاق فیلم‌هاست. پیشرفت فناوری‌ها هم بیش از آن‌که به شما کمک کند در خدمت این معضل بوده است. قبول دارید که هیچ راهی جز کار فرهنگی برای حل این مشکل ندارید؟

شدت گرفتن اعمال مجرمانه برای تکثیر غیرقانونی و سرقت فیلم‌ها، نادیده انگاشتن حقوق مالکانه تهیه‌کنندگان سینمای ایران و ویدئو رسانه‌ها که مالک حقوقی ویدئویی آثار هستند از مشکلات اصلی این شبکه است که البته پیشرفت‌های فناوری هم به این قضیه کمک کرد. به عنوان مثال با فرمت تکثیر دایویکس 8 ـ 7 عنوان فیلم روی یک دی‌وی‌دی قابل عرضه است. گویی در خارج و داخل برای مقابله با بنیان‌های فرهنگی ما و تضعیف بنیان‌های اقتصاد فرهنگ بویژه ویدئو و سینمای کشور اراده محکمی ‌شکل گرفته است. به محض این‌که نسخه ویدئویی فیلمی ‌عرضه می‌شود، در اینترنت بارگذاری می‌شود و در داخل و خارج از کشور امکان دانلود برای مخاطبان در پهنه وسیعی فراهم می‌شود، جسورتر از فضای سایبری، شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان هستند که به آثار سینمایی و ویدئویی ایرانی رحم نمی‌کنند و آنها را پخش می‌کنند. همه این عوامل دست به دست هم داده است تا نسبت به گذشته آثارمان از تیراژ‍ کمتری برخوردار باشد و خدا نکند که به دلیل بی‌توجهی به این پدیده‌های زیانبار، کاری صورت نگیرد و شبکه نمایش خانگی که دولت برایش برنامه‌ها و نقشه‌ها را پیش‌بینی کرده است، زمینگیر شود و نتواند ظرفیت‌های خودش را به طور کامل به نمایش بگذارد.

این درست است، اما راه مقابله با این مشکل هم کاملا مشخص است. بوده‌اند آلبوم‌های موسیقی پرطرفداری که به محض انتشار در اینترنت قرار گرفته‌اند، اما بسیاری از این آلبوم‌ها هم اتفاقا فروش خوبی در بازار داشته‌اند چرا که همان سایت‌هایی که این آلبوم را بارگذاری کرده‌اند حق انتخابی به مخاطب هم داده‌اند که راه درست این نیست و برای رعایت حقوق مولف این آلبوم را خریداری کنند. یعنی به شکلی خیلی ناقص فرهنگسازی کرده‌اند. با این حساب تنها راه مقابله با این وضعیت فرهنگسازی است.

بله، اما شما به من بگویید چه رسانه‌ای در کشور از آنچنان ضریب نفوذی برخوردار است که برای این فرهنگسازی می‌تواند بیشترین کمک را بدهد؟

تلویزیون.

متشکرم.

اما نمی‌شود که همه این مشکل را به دوش تلویزیون بیندازیم! خود شبکه خانگی هم می‌تواند فرهنگسازی کند شاید در شکل و شمایلی کوچک‌تر.

الان مخاطب ما در شرایطی فیلم‌ها و انیمیشین‌هایی که قرار است فرهنگسازی کنند را می‌بیند که همین محصولات هشدار دهنده، خودشان به صورت قاچاق تکثیر شده‌اند! و مخاطب این پیام‌ها را در نسخه کپی می‌بیند. نمی‌خواهم بگویم ما کاری نکرده‌ایم، ولی رسانه ملی بیشترین تاثیر را دارد.

یکی از راه‌های جلوگیری پخش فیلم‌ها در خارج از کشور ثبت حقوق اثر در خارج از کشور است که بدون شک اگر هزینه کمی ‌در این زمینه شود حداقل شبکه‌های فارسی زبان ماهواره‌ای و سایت‌های خارج از کشور به اندازه الان جسارت به خرج نخواهند داد. شاهد عرضم سریال قهوه‌تلخ است که هیچ تلویزیون خارج از کشوری اجازه پخش آن را به خود نداد. البته فقط آیه یاس نخوانیم، متقابلا می‌توان آستین‌ها را بالا زد و یکسری کارهایی را انجام داد، ولی نقش رسانه ملی اصلا کافی نیست.

پیشنهاد شما چیست؟

سازمان صدا و سیما باید در این زمینه‌ها و بسیاری دیگر از محورها با معاونت سینمایی همکاری داشته باشد. بنا بود برای تولید آثار ویدئویی داستانی، به طور مشترک سرمایه‌ای گذاشته شود تا برای تامین نیازهای تلویزیون و شبکه نمایش خانگی توامان کار با ضوابط پخش از سیما تولید شود. پیش‌بینی شده بود که کارهای مشارکتی (تله‌فیلم‌ها) اول در شبکه نمایش خانگی عرضه شوند و بعد از آن روی آنتن تلویزیون بروند. اعتقاد دارم چنانچه ظرفیت‌های رسانه ملی، شبکه نمایش خانگی و سینمای کشور کنار هم گذاشته شوند، از برآیند آنها وضعیت متفاوتی در هر سه رسانه مشاهده می‌شد.

انتظار رعایت حقوق کپی‌رایت آن هم از سوی شبکه‌های فارسی زبان آن سوی مرزها در صورتی که بسیاری از ارگان‌ها و نهادهای وطنی این قانون را رعایت نمی‌کنند، شاید انتظار بیهوده‌ای باشد.

به موجب مقرراتی که مدیریت ارشد سینما به من ابلاغ کرده است به دلیل تعامل سینمای ایران با سینمای جهان و کشورهای صاحب سینما و حضور در بازارهای معتبر سینمایی و قرار گرفتن آثار ایرانی در ویترین و پیشخوان‌فروش‌های جهانی، کپی‌رایت آثار خارجی را مشروط به آن که فروشنده منعی برای آن نداشته باشد، با رعایت مصالح کشور و برای تامین نیازهای شبکه نمایش خانگی و سینما، می‌خریم. در 2 سال گذشته به نسبت سال‌های گذشته مقررات سختگیرانه‌ای برای خرید رایت آثار خارجی اعمال می‌کنیم. می‌توانم شهادت بدهم در یکی دو سال گذشته به موجب مستنداتی که داریم خرید رایت آثار خارجی به شکل معتبر بیش از گذشته صورت می‌گیرد و موسسات هم دریافته‌اند که صلاحشان در این است که رایت آثار را بخرند. البته متقابلا وظیفه ستاد مبارزه با محصول غیرمجاز سنگین‌تر می‌شود و نباید اجازه دهد کارهایی که با چنین هزینه‌ای روانه بازار می‌شوند مورد سرقت قرار گیرند.

بسیاری از کمپانی‌هایی که ما را جدی نمی‌گرفتند الان حاضر و راغبند آثارشان را به ما بفروشند البته یک استثنایی برای ما و رسانه ملی وجود دارد و آن شرکت‌هایی هستند که عامدانه در راستای سیاست تحریم؛ نمی‌خواهند به ما فیلم بفروشند. به هر حال با این توجیه که کشور راهی را می‌رود که به عضویت wto در بیاید و در برابر کنوانسیون برن تمکین کند و سینمای ایران هم با کشورهای معتبر جهان تعامل دارد، قاعده بر رعایت کپی‌رایت است. در ضمن از گذشته تا به حال تعهدنامه‌ای از موسسات اخذ می‌کنیم که اگر روزی فردی حقیقی یا حقوقی عارض شد که من صاحب اثر مشخصی هستم، ولی موسسه‌ای خاص، کار و حقوقم را نادیده گرفته است، موسسه ناشر باید در مراجع قانونی داخل کشور پاسخگو باشد.

قصد من از این پرسش هم اتهام به شبکه ویدئویی نبود...

رجبی فروتن: موسسه رسانه‌های تصویری به عنوان بازوی حمایتی معاونت سینمایی اگر بتواند انرژی و وقت زیادی را صرف مطالعات اقتصادی کند و نیازهای مخاطب را پیشاپیش رصد کند؛ آنگاه می‌توان روی آن نقاط برنامه‌ریزی کرد و نمایش خانگی را روز‌به‌روز از درجه و رفعت بیشتری نزد مخاطبان برخوردار کرد

بله، اما سمت و سوی سیاست ما همین است که همکاران حتما رعایت کپی‌رایت را بکنند، مگر این‌که طرف مقابل عامدانه به ما رایت ندهد. البته در گذشته اینطور بوده است. جالب این‌که از من به دیوان عدالت اداری شکایت شده است که وقتی ما عضو کپی‌رایت جهانی نیستیم و در زمینه کتاب و موسیقی، چه الزامی‌ برای خریدن حقوق ویدئویی وجود دارد؟ چرا شما پایتان را توی یک کفش کرده‌اید که باید حقوق آثار را بخریم؟ البته دیوان عدالت اداری اصرار ما را مغایر با قانون ندانسته است و این یک سند افتخار برای من است.

برخی‌ها معتقدند قوی شدن شبکه نمایش خانگی به همین سینمای نیمه جان ضرر می‌زند.

تمام کسانی که می‌گویند شبکه نمایش خانگی به سینما ضرر می‌رساند، منظورشان عدم رعایت فاصله و بازه زمانی میان اکران و عرضه فیلم در شبکه است. یعنی اگر فیلم‌ها با ریتم تندی وارد شبکه بشوند، خیلی‌ها ترجیح می‌دهند فیلم را در خانه ببینند و قید سینما رفتن را بزنند.

استاندارد این زمان در دنیا چقدر است؟

در ایران قبلا 3 ماه بود که ما زمان را به 4 ماه افزایش دادیم. در خارج از کشور این زمان 6 ماه است، ولی در اینجا استثناهایی هم داریم. تهیه‌کننده‌ای بعد از آن‌که 2 ماه از اکران فیلمش در تمام سینماهای کشور بگذرد، از اداره کل نظارت شخصا رضایت‌نامه می‌آورد که کار در شبکه ویدئویی عرضه شود. استثنای دیگری هم داریم و آن آثاری است که از همان ابتدا قید اکران در سینماها را می‌زنند و مستقیما وارد شبکه نمایش خانگی می‌شوند.

این‌که تهیه‌کننده یا صاحب اثر با رضایت خودش بخواهد اثر را وارد شبکه نمایش خانگی کند ممکن است به این روند ضربه وارد کند. یعنی مخاطب را به این شبکه بی‌اعتماد کند و مخاطب پیش خودش بگوید خب این فیلم که بعد از 2 ماه وارد شبکه نمایش خانگی شد پس بقیه آثار هم در همین فاصله وارد شبکه می‌شود. آیا شبکه نمایش خانگی سازوکاری برای این مورد ندارد؟

این بحث دیگری است. تماشای فیلم در سینما با تماشای فیلم در خانه در حالی که شما پایتان را دراز کنید و چیزی هم تناول کنید، خیلی فرق می‌کند. تماشای فیلم در سینما با پرده عریض و کیفیت صدا به عنوان یک آیین جمعی در شما حسی را بیدار می‌کند و پرورش می‌دهد که در خانه این حس وجود ندارد. صاحب‌نظران علوم ارتباطات می‌گویند که رسانه‌ها با وجودی که رقیب هم هستند، ولی هیچ‌کدام جای دیگری را نمی‌گیرند. خیلی‌ها هستند که تماشای فیلم با پلیر و با دستگاه تلویزیون را قبول ندارند و معتقدند باید فیلم را در سینما ببینند و از یک طرف دیگر حدود 900 شهر کشور سینمایی ندارند که بخواهند از آن استفاده کند. در بسیاری از استان‌ها شیفتگان سینما با صرف هزینه به مرکز استان می‌روند تا فیلمی ‌را تماشا کنند. به نظر من اگر شبکه ویدئویی نبود پل ارتباطی بین مردم و مخاطبان با سینمای ایران می‌توانست در سال‌های گذشته از بین برود. شبکه ویدئویی کمک کرد این رابطه همچنان باقی بماند. به نظر می‌رسد که به شرایط با ثباتی رسیدیم، به هر حال انتقاداتی بود که ریتم عرضه فیلم‌ها در شبکه نمایش خانگی کندتر بشود که ما سعی کردیم با تعریف فرآیند جدید، نارضایتی‌ها را به حداقل برسانیم. فقط یادمان نرود که معترضان بیشتر سینماداران بودند نه تهیه‌کنندگان. ضمن این‌که هر کاری هم که با نیت سینمایی ساخته شود ممکن است برای نمایش در سینما مناسب نباشد. خیلی از آثار سینمایی ما اتفاقا همین‌طورند که بهتر بود از ابتدا به شبکه نمایش خانگی عرضه شوند. البته عکس این نکته هم وجود دارد؛ آثار با کیفیت ویدئویی که تراز سینمایی دارند و می‌توانند در سینماها توجهات را جلب کنند.

یکی از بحث‌هایی که شما همواره به عنوان دغدغه از آن یاد می‌کردید میزان دخالت دولت در سینمای ایران است. این نکته با وجود تشکیل سازمان سینمایی و دیگر اتفاق‌های جاری چقدر توانسته است دغدغه‌های شما را کم کند؟

این بحث را می‌توان از 2 منظر بررسی کرد؛ یکی بعد فرهنگی ماجراست. بالاخره دولت برای اعمال سیاست‌های فرهنگی خودش مثل همه جای دنیا در این عرصه حضور دارد و بر تولید و عرضه و پخش آثار نظارت می‌کند و تمام تلاش و دغدغه‌اش این است که آرمان‌ها و منویاتی که همه ما به آنها اعتقاد داریم به شکل زیبا و هنرمندانه‌ای به تصویر کشیده شوند. در واقع سینمای ما می‌تواند آیینه تجلی بخش بسیاری از ارزش‌ها، باور‌ها، اعتقادات و مباحث فرهنگی ما البته با ترجمان هنرمندانه و خلاقه باشد. مراقبت‌های فرهنگی دولت در این راستاست که بتواند هدایتگر هنرمندان و سرمایه‌گذاران به این سمت و سو باشد و سینمای ما به آن نقطه متعالی و آرمانی خودش برسد.

بحث دیگر از منظر اقتصادی است و این که سینمای ما مانند سینمای کشور‌های دیگر محتاج حمایت‌های مالی مستقیم و غیرمستقیم دولت است. اگر‌ هالیوود را استثنا کنیم در اغلب کشورهای دنیا بدون حمایت دولت بار سینما براحتی به سرمنزل مقصود نخواهد رسید. سینمای ما از حیث اقتصادی روی پای خودش نایستاده و محتاج کمک‌های دولت از مرحله تهیه و تامین مواد خام در قبل از تولید تا هزینه‌های تبلیغات هنگام اکران فیلم است. این پیوند و وابستگی به دولت شاید بیش از حد متعارف باشد. اگر سینمای ما به آن درجه از بلوغ حرفه‌ای برسد که حاصل سرمایه‌گذاری‌های خودش را از اکران و فروش رایت‌های مختلف در بیاورد، حمایت‌های دولت حداقل در ابعاد اقتصادی می‌تواند کمتر باشد و دولت می‌تواند سرمایه‌گذاری خودش را معطوف به تربیت سینماگران یا ابداعات فناورانه و زیرساخت‌های صنعتی کند؛ عرصه‌هایی که انصافا در آنها کمبود داریم. لابراتوارهای ما نیازمند دگرگونی هستند. لابراتوارهایی که شکل و شمایل فرسوده‌ای دارند و برای این‌که خودشان را به روز کنند نیازمند حمایت‌های مستقیم دولت هستند.

الان در عرصه بین‌المللی بسیار عقب هستیم، می‌توانیم دولت را به سرمایه‌گذاری‌های بهتر این زمینه‌ها ترغیب کنیم. فردای بیداری اسلامی ‌در منطقه یعنی آغاز همکاری‌های گسترده سینمایی با برادران مسلمان در کشورهای منطقه. چرا نباید اعتبارات صرف اجاره سالن‌های سینما در اروپا و آمریکا برای نمایش فیلم‌های ایرانی بشود؟

هر چه حمایت‌ها را از تولید و مرحله اکران برداریم می‌توانیم اندک اعتباراتی را که در اختیار داریم در جاهایی هزینه کنیم که کمتر به آن توجه شده است. در شبکه نمایش خانگی هم خوشبختانه ساز و کار به گونه‌ای است که این عرصه محیطی برای تحرک و مانور بخش خصوصی باشد. از تامین و تولید در گونه‌های مختلف تا تکثیر صنعتی و تبلیغات و همه فعالیت‌هایی که در مجموع پازل شبکه نمایش خانگی ما را شکل می‌دهند.

جالب است با توجه به همه این نکات همچنان انتظارات از شبکه نمایش خانگی زیاد است و...

می‌دانید چرا؟ چون ما با تنوع رسانه‌ای در کشور روبه‌رو نیستیم. بخشی از اقبال مردم به ماهواره به صرف ارضای حس کنجکاوی آنها برای جور دیگر دیدن وقایع دنیا و شنیدن و دیدن روایت‌های متفاوت ـ فارغ از صحت و سقم محتوایی‌‌ ـ‌ آنهاست. در این وانفسا رسانه ویدئو ادعای بزرگی ندارد. این رسانه هم در معرض اتفاقات تکنولوژیکی در آینده است. به هر حال اشکال نو به نوی فیلم دیدن، مخاطب را به طرف امکانات تازه‌ای سوق می‌دهد. ادعایی هم نداریم که بخواهیم با رسانه‌ای دیگر در داخل از جمله تلویزیون رقابت کنیم. تلویزیون اساسا ساحت دیگری است و مختصات دیگری دارد و ویدئو هم رسانه‌ای متفاوت از آن است. اگر انتظارات از شبکه نمایش خانگی بالاست به این دلیل است که ما در جاهای دیگری خلأ داریم. ممکن است شبکه ویدئویی هر قدر هم پویا باشد، ولی آن نیاز اساسی مخاطب را جواب ندهد. تا زمانی که شاهد تغییرات تازه‌ای در آرایش رسانه‌ای کشور نباشیم، سعی می‌کنیم بخشی از نیازهای متنوع مخاطب را با ملاحظه نیاز و مصلحت او جواب بدهیم.

میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها