در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی از مردم معنای درد و رنج را با سالمندی مترادف میدانند. اغلب تصور میشود وقتی پیر میشویم درد بیشتری داریم.
اما با این همه درد چه میتوان کرد؟ آیا برای آن چارهای هم هست؟ آیا درد همنشین منفور پیری است یا اینکه ما با ترس از درد در دوران پیری زمینه را برای بروز درد فراهم میکنیم و به قول مادربزرگها ترس هم که برادر مرگ است!
درد؛ زبانی بینالمللی
با بررسی 15 مطالعه، میانگین شیوع درد مزمن را در جمعیت بزرگسالان 15 درصد گزارش کردند و سازمان بهداشت جهانی این رقم را 20 درصد تخمین میزند. شایعترین سن ابتلا به درد دهه چهارم و پنجم زندگی است، شاید به این دلیل که با افزایش سن، تحمل درد کاهش مییابد.
در جمعیت عمومی بزرگسال (18 تا 65 سال) ایرانی، شیوع 6 ماهه درد مزمن مستمر از 9 درصد تا 14 درصد و در جمعیت سالمند (60 تا 90 سال) ایرانی حدود 67 درصد گزارش شده است. آمار نشان میدهد که شیوع درد مزمن و پیامدهای آن علاوه بر سن با متغیر جنسیت نیز در ارتباط است. اختلال درد در زنان 2 برابر بیشتر از مردان تشخیص داده میشود. مطالعه همهگیرشناسی در استرالیا نشان داده است که 17 درصد مردان و 20 درصد زنان این کشور مبتلا به درد مزمن هستند. زنان مبتلا به درد مزمن نسبت به مردان رفتارهای اجتنابی و ناتوانی بیشتری نشان میدهند زیرا به موازات استمرار درد، سلامت عمومی، سلامت روانی، عملکردهای جسمانی و اجتماعی و نیز نقشهایی که فرد باید به لحاظ جسمی و روانشناختی در زندگی ایفا کند در جهت منفی تحت تأثیر قرار میگیرند.
سالمندان دردمندترند
پژوهشهای انجام شده در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در مورد درمان شناختی حضور ذهن بر شدت درد ادراک شده و محدودیت عملکرد زنان مبتلا به درد مزمن در روند سالمندی نشان میدهد سن با شدت درد ادراک شده و محدودیت عملکرد در بیماران مبتلا به درد مزمن رابطه دارد. همین طور شدت درد ادراک شده و محدودیت ناشی از درد به طور معنیداری در گروه آزمایش شرکتکننده در درمان شناختی کاهش یافت.
آموزش درد نکشیدن
نرگس میگوید: هیچوقت فکر نمیکردم با مراقبه و حضور ذهن داشتن در لحظه و دور کردن فکرهای اضطرابآمیز بتوانم دردهای وجودم را کاهش دهم، اما این اتفاق افتاد.
این بانوی 64 ساله با داشتن میگرن و سردرد شدید و به امید بهبودی در کلاسهای خاصی شرکت کرده است که فرزندش به او توصیه کرده بود. او با شرکت در کلاسهای یوگا و مدیتیشن آموخته است که فکر خود را از درد به سمت درمان متمرکز کند و به شفایی که خداوند در کائنات نهاده است فکر کند نه درد. او روی تنفس و نرمشهایش تمرکز میکند و به خود تلقین میکند که با انرژیای که خداوند در اختیارش قرار میدهد بهبود مییابد و دردهایش التیام مییابند.
پژوهشگران معتقدند درمان شناختی حضورذهن ممکن است با کاهش فاجعه آمیزکردن درد و در نتیجه کاهش اضطراب و ترس مرتبط با درد، درکاهش شدت درد ادراک شده و محدودیت عملکرد بیماران مبتلا به درد مزمن مؤثر باشد و میتواند یک راهبرد پیشگیرانه مفید تلقی شود.
بندی به نام درد بر دست و پا
پژوهش نشان داده که استفاده از درمان شناختی حضور ذهن کنترل درد باعث کاهش شدت درد ادراک شده و محدودیت عملکرد بیماران مبتلا به درد مزمن نسبت به گروه کنترل میشود.
شیوهای که مردم احساس دردشان را تفسیر میکنند یا به آن پاسخ میدهند تعیینکننده مهمی در تجربه درد است.
متخصصان معتقدند درد معمولا ترسناکتر از آنچه هست به نظر میرسد و فاجعهآمیز کردن درد و توصیف مبالغهآمیز و منفی نسبت به تجربه درد واقعی یا پیشبینی شده، خود باعث افزایش شدت درد، آشفتگی و ناتوانی در بیماران مبتلا به دردهای مزمن عضلانی ـ اسکلتی میشود. فاجعهآمیز کردن درد با ترس و اضطراب ناشی از درد ارتباط قابل توجهی دارد.
از این رو هر چیزکه بتواند فاجعهآمیز کردن درد را کاهش داده یا در فرآیند آن تغییر ایجاد کند میتواند باعث کاهش ادراک شدت درد و ناتوانی ناشی از آن باشد. حضور ذهن اندک، آغازگر فاجعهآمیز کردن درد محسوب میشود. برخی پژوهشگران بر این عقیدهاند که تصور فاجعهآمیز از درد وقتی شروع میشود که حواس ما کلا صرف درد و ترس از آن میشود و حضور ذهن خود را از دست میدهیم.
منتظر فاجعهای که هنوز نیامده میمانیم و آن را به بدترین شکل ممکن تصور میکنیم و خود را در مقابل آن درمانده و بیدفاع میبینیم. ناآگاهی نسبت به لحظه کنونی باعث میشود که افراد بیش از پیش به درد فکر کرده و در مورد آن دست به تفکرات مداوم ذهنی زده و در نتیجه شدت خطر ناشی از آن را بیش از اندازه برآورد کنند.
نداشتن حضور ذهن زمینه مناسبی برای رشد افکار منفی و انحرافی در مورد درد است. بر مبنای تعاریف موجود در رابطه با حضور ذهن به نظر میرسد که اگر به درد فکر نکنیم و منتظر پیامدهای آن ننشینیم و ارزیابیای در ذهن از آن نداشته باشیم میتوانیم باعث کاهش شدت ادراک درد شویم.
با استناد به این شواهد میتوان نقش درمانهای حضور ذهن در کاهش شدت درد بیماران مبتلا به دردهای مزمن را که در بسیاری از تحقیقات به آن اشاره شده تایید کرد.
این پیشبینیهای بیمورد حتی ترس و اضطراب مرتبط با درد را گسترش میدهد و شخص بیشتر و بیشتر در دام درد اسیر میشود.
زهرا تربتی بانوی 76 سالهای است که دچار درد در ناحیه پشت است. او میگوید: دو سه سال پیش نزد پزشک رفتم و او علاوه بر درمان دارویی ورزشهایی را برای من تجویز کرد و گفت تا مدتها باید این ورزشها را ادامه دهی. من به خاطر دردی که داشتم ترسیدم و وقتی چند بار ورزش را انجام دادم حس کردم درد بیشتری دارم.
این بانوی سالمند از ترس درد بیشتر ورزش را ترک کرد و امروز مشکلات بیشتری دارد و پزشکش ترس از درد بیشتر به خاطر ورزش را مسبب آن میداند. او حتی به دکتر گفته ورزش میکند که او را وادار نکند ورزش بیشتری انجام دهد.
الگوی ترس
الگویی که ترس تجویز میکند عبارت است از: کمتر حرکت کن. عضو دردناک را بیحرکت رها کن. استراحت کن. از جمع بپرهیز تا مزاحمت برای خودت و دیگران فراهم نکنی. و بازهم استراحت کن. این الگو بتدریج در فعالیتهای روزانه فرد تداخل ایجاد کرده و در نتیجه باعث افزایش محدودیت عملکرد جسمانی در این دسته از افراد میشوند.
انتظار میرود کاهش فاجعهآمیز کردن درد در بیماران منجر به کم شدن ترس و اضطراب مرتبط با درد و محدودیت عملکرد ناشی از آن شود.
از آنجا که انجام پذیری و اثربخشی درمانی روش مداخله حضورذهن بر شدت درد ادراک شده و عملکرد جسمی سالمندان مبتلا به کمردرد مزمن برای اولین بار در سال 2008 توسط مورنو، گریکو و وینر تایید شد بد نیست در این مورد در جامعه بیماران سالمند ایرانی نیز پژوهشی صورت گیرد.
دردم از فکر است و درمان نیزهم
دستاندرکاران این پژوهش معتقدند با واکسینه کردن بیمار علیه تفکر منفی و مداوم علیه درد، احتمال ترس از درد کاهش مییابد و در نتیجه رفتارهای اجتنابی محدودتر شده و افسردگی و ناتوانی عملکردی کمتر میشود.
به اعتقاد این پژوهشگران آموزش حضور ذهن میتواند در سازگاری بهتر بیماران مبتلا به دردهای مزمن نقش مؤثری ایفا کند. با توجه به افزایش شدت درد ادراک شده و محدودیت عملکرد در روند سالمندی میتوان از آن به عنوان یک راهکار پیشگیرانه نیز بهرهمند شد.
زهره زیارتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: