جنگ داخلی و قحطی هزاران سومالیایی را در معرض خطر قرار داده است

سومالی، حفره‌ای سیاه

کامیون به آهستگی در جاده‌ای خرابه به سمت محل استراحت در حرکت است. ساک‌های حصیری قرمز رنگ، لباس‌ها و دبه‌های زرد رنگ خالی از آب که به انتهای کامیون بارکش بسته شده‌اند با چهره‌های غمناک مسافرینش گره خورده است. کامیون سرانجام با صدای ترمزی خشک در سایه یک درخت اقاقیای بزرگ می‌ایستد.
کد خبر: ۴۳۴۱۳۴

می‌دانیم کامیون افرادی را حمل می‌کند که امید رسیدن دداب را دارند؛ جایی که بزرگ‌ترین اردوگاه پناهندگان در شمال شرق کنیاست، اما وقتی راننده در عقب را باز می‌کند متوجه انبوه آدم‌های داخل کامیون می‌شویم.

راننده به ما می‌گوید: حدود 40 خانواده داخل کامیون هستند. با شمارش ما معلوم شد حداقل 40 کهنسال به همراه حدود 70 کودک کم‌سن و سال، سوار کامیون هستند. آنها همگی با حالتی وحشت‌زده و خسته از کامیون بیرون آمدند.

به دابلی خوش آمدید، این شهر کوچک که در 5‌/‌1 کیلومتری داخل نوار مرزی سومالی با کنیا قرار دارد، آخرین توقفگاه هزاران سومالیایی است تا به عنوان پناهنده از مرز عبور کنند.

طی یک ماه گذشته 20 هزار نفر به دداب سفر کرده‌اند که همگی آنها هدف مشابهی داشتند.

سال 1991 برای میزبانی از 90 هزار نفر از آوارگان جنگ در سومالی 3 اردوگاه در دداب دایر شد که اکنون، بیش از 380 هزار نفر در آن اسکان یافته‌اند. در این میان 40 تا 60 هزار نفر نیز خارج از مرزهای تعیین شده این اردوگاه‌ها به سر می‌برند؛ در حقیقت آنها به عنوان پناهنده تحت نظارت سازمان ملل نیستند.

راننده کامیون که از ترس گروه الشباب خواست نامش فاش نشود، در این‌باره می‌گوید: آنها همگی خسته و گرسنه هستند و می‌خواهند به کنیا فرار کنند، به همین دلیل من آنها را به اینجا آوردم. الشباب گروهی است که قصد برهم زدن دولت فدرال انتقالی سومالی را دارد و سعی می‌کند مانع از خروج مردم از کشور شود.

آوارگی و بیماری

راننده می‌گوید: هر کدام از مسافران برای سفر از بخش باولائی تا محل فعلی که 400 کیلومتر راه است و طی 23 ساعت بدون توقف طی می‌شود 10 دلار می‌پردازند.

این مسافرتی است که او در 4 ماه گذشته 6 بار انجام داده است. وی اضافه می‌کند: جاده پر از دست‌انداز است و اکثر مسافران بسیار گرسنه‌اند، اغلب آنها دچار بیماری می‌شوند و داخل کامیون حالشان به هم می‌خورد و این موضوع سفر را بسیار سخت و طاقت‌فرسا می‌کند.

مدینه عبدی، مادر 20 ساله‌ای است که اولین بچه‌اش را درست یک روز قبل از پیاده شدن از کامیون به دنیا آورد، پس از پیاده شدن، کنار کامیون دراز کشید و نوزادش را شیر داد. او با سر انگشتانش دست نوزادش را به آرامی نوازش می‌کرد، گویی در آن شلوغی، داستان غم‌انگیزش را در سکوت برای نوزادش باز می‌گفت.

برغو نوروو، مادر 25 ساله 6 کودک به نظر می‌رسد کمی بیشتر از این مادر تازه زایمان کرده در رنج است. او می‌گوید: از 2 روز قبل از سوار شدن به کامیون تا امروز چیزی نخورده‌ایم.

وی می‌افزاید: اوضاع خیلی بد بود، جمعیت انباشته همراه بوی بسیار بد... همه با شکمی خالی گرسنگی می‌کشیدند. واقعا سفر سختی بود.

مسافر دیگری به نام حسین محمد ابراهیم 56 ساله به همراه 2 همسر و 9 فرزندش که به دلیل خشکسالی 40 راس گاو خود را از دست داده بود، می‌گوید: چاره‌ای جز ترک دیار نداشتیم. او از خشکسالی‌ای سخن می‌گوید که به اعتقاد کارشناسان در 6 دهه اخیر بی‌سابقه بوده است.

ابراهیم با فروش تنها شترش هزینه این سفر را فراهم کرده و از این که از کامیون به سلامت پیاده شده خوشحال بود. کامیون بین 15 تا 20 روز در این شهر توقف می‌کند. اینجا مکانی است که خانواده‌ها بعد از طی نیمی از سفر برای رسیدن به اردوگاه‌های پناهندگان در دداب از کامیون پیاده می‌شوند تا اندکی استراحت کنند.

عدنان زهیر حسن، کمیسر دابلی می‌گوید: شهر با هجوم مهاجران مبارزه می‌کند.

در حالی که صدای آهسته گریه کودکانی که به تازگی از کامیون پیاده شده‌اند به گوش می‌رسد، وضعیت وخیم محیط را برایمان یادآور می‌شود، حسن می‌افزاید: همان‌گونه که می‌بینید به تازگی بسیاری از مردم از جنوب سومالی آمده‌اند. ما سعی می‌کنیم که امنیت آنها را تامین کنیم و با تقسیم اندک امکانات، به آنها خوشامد بگوییم.

غیر قابل تصور

عبد نصیر صراط، سخنگوی نیروهای دولت انتقالی در منطقه جوبای سومالی می‌گوید: این یک خشکسالی غیر قابل تصور در چند دهه اخیر است که جریان جنگ داخلی اخیر نیز اثرات آن را مضاعف کرده است.

وی اضافه می‌کند: جنگ داخلی در کنار خشکسالی، مردم را مجبور به ترک دیارشان کرده تا شاید امنیت جانی بیشتری را برای خود فراهم آورند.

کارگران اردوگاه دداب می‌گویند که بسیاری از پناهندگان به آنها گفته‌اند به دلیل ترک سومالی، از سوی الشباب تهدید شده‌اند. داستان‌های فراوانی از این دست برای ترساندن کشاورزان و ربودن مردان جوان که اغلب مجبور به پیوستن به نیروهای ارتش هستند، وجود دارد.

این شاید توضیحی برای آن باشد که چرا اغلب تازه واردان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. مردان جوان که آشکارا غیبتشان مشهود است یا مشغول چوپانی و دامداری هستند یا مشغول جنگ‌.

آنهایی که به دداب می‌رسند به رغم زخم‌های زیادی که در سفر بر روح و جسمشان وارد شده و جریان ثبت‌نامشان چند روزی به طول می‌انجامد، همچنان جزو افراد خوش‌شناس محسوب می‌شوند.

نوروو مادر 6 فرزند و ابراهیم پدر 9 فرزند امید اندکی به امکانات موجود در دداب دارند. نوروو می‌گوید: همه ما بسیار گرسنه، فقیر و بیچاره‌ایم و تنها مشکل ما گرسنگی و تنها شانس ما رسیدن به اردوگاه پناهندگان است.

با همه هرج و مرجی که در اردوگاه‌‌های دداب وجود دارد، اگر ابراهیم و نوروو بتوانند به موقع خانواده‌شان را برای دریافت دارو به اردوگاه منتقل کنند تنها ممکن است آنها را از چنگال مرگ و سرگردانی برهانند. دداب همچنان بهترین مکان برای آنهاست زیرا دابلی هیچ تجهیزات زیر بنایی برای مقابله با قحطی ندارد و امکانات محدودی برای درمان سوءتغذیه وجود دارد. دابلی تنها جایی است که می‌توان از طریق آن به لیوبی در کنیا برای دریافت درمان و رسیدگی رسید.

نیاز به کمک

دداب در حال حاضر ممکن است توجه کمیته‌های بین‌المللی را به خود جلب کرده باشد، اما سومالی به صورت یک حفره سیاه همچنان توجه کل جهان را به خود می‌طلبد.

در حال حاضر قحطی و خشکسالی بیشتر از 2 میلیون سومالیایی را تهدید می‌کند. علاوه بر آن گفته می‌شود که حدود یک میلیون نفر از مردم این کشور آواره هستند.

در حقیقت تعداد کمی از موسسات کمک‌رسانی در این کشور فعالند که آنها نیز به دلیل ناامنی موجود و مشکلات مدیریتی و درخواست الشباب برای ترک آنجا در یک چرخه فزاینده تهدیدآمیز به سر می‌برند. بدون حمایت سازمان‌های بین‌المللی برای حفظ پوشش خبری در سومالی به منظور انعکاس شرایط این کشور، کمک‌های بین‌المللی برای این منطقه نیز فراهم نخواهد شد.

بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل FAO که ماه مارس منتشر شد گفته می‌شود از هر 3 سومالیایی یک نفر احتیاج به کمک‌های بشردوستانه دارد و از هر 4 کودک سومالیایی یکی دچار سوءتغذیه است.

با وجود آن که این منطقه در دو دهه اخیر محل بسیار سختی برای فعالیت است، اما همچنان دولت مرکزی سعی فراوانی برای بازگرداندن سازمان‌های بین‌المللی به سومالی دارد. نماینده دولت سومالی می‌گوید به کمک‌های این سازمان‌ها نیاز داریم و ما حداقل امنیت را برای انجام فعالیت آنها فراهم می‌کنیم تا فرصت ارائه خدمات به نیازمندان را داشته باشند. الشباب اعلام کرده است این موسسات برای انجام فعالیت‌هایشان می‌توانند به منطقه بازگردند البته در صورتی که منطقه تحت کنترل آنها باشد. این ممکن است شانسی برای سازمان‌های کمک‌رسان محسوب شود که در سایه اعتمادسازی بین دولت انتقالی و الشباب به وجود آمده یا می‌تواند فقط فریبی از یک سراب خوشبینانه باشد.

همچنان زیر درختی در دابلی ایستاده‌ایم، نم‌نم بارانی از ابر سیاه باریدن گرفته که از روی برگ‌ها به پایین می‌غلتید، اما همان‌گونه که سریع شروع شده بود به سرعت نیز پایان یافت.

نیویورک‌تایمز / مترجم: شهریار ورمزیار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها