در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درخشان ترجیح میدهد از یک حادثه شیرین یاد کند، میگوید: در جام باشگاههای آسیا که به صورت جام در جام (رفت و برگشت) انجام میشد، ما در بازی رفت، تیم الاتحاد عربستان را با نتیجه صفر بر یک شکست دادیم و در بازی برگشت کسب نتیجه صفر بر صفر یا یک بر یک برای پیروزی ما کافی بود. در شرایطی که نتیجه بازی برگشت در کشور میزبان یک بر یک بود در یک صحنه، محمد پنجعلی در حین سرزدن به توپ، سرش بهشدت تمام با سر فوروارد حریف برخورد کرد و بیهوش روی زمین افتاد و ما همه با نگرانی از این که آسیبدیدگی او جدی باشد، بالای سرش جمع شدیم.
در آن آشفته بازار که همه ناراحت بودیم، ناگهان مرتضی فنونیزاده مدافع تیم که روحیه طنزی داشت، گفت: آقای پنجعلی! آقا پنجعلی! حالا که بد حالی بگو پولها تو کجا گذاشتی! راستشو بگو! پنجعلی با صدایی ضعیف و در حالی که چشمانش بسته بود گفت: پیش مادرم! با شنیدن این حرف، همه بچهها زدند زیر خنده و در همان لحظه دکتر تیم که تازه از راه رسیده و از همه جا بیخبر بود، گفت: این طفلکی ضربه مغزی شده آن وقت شماها دارید بالای سرش میخندید؟ خلاصه دکتر چند دقیقهای بالای سر او بود تا این که پنجعلی چشمانش را باز کرد و بهرغم دستور پزشک حاضر به ترک زمین نشد و گفت: بازی میکنم و این در شرایطی بود که او کاملا گیج بود اما غیرت و تعصبی جدی (که امروزه در کمتر بازیکنی به چشم میخورد) موجب شد که او تا دقیقه 90 در زمین بازی کند. پس از پایان بازی وقتی به هتل رسیدیم، بچهها گفتند: آقا پنجعلی! حالا واقعا پولها تو پیش مادرت میذاری؟ و او جواب داد کی اینو گفته؟ من تمام پولهام تو بانکه! و با پیگیری جریان متوجه شدیم که او اصلا حرفی را که آن موقع به فنونیزاده گفته بود، به یاد نداشت اما تا چند روز بچههای تیم با او شوخی میکردند و همگی به حادثه آن روز میخندیدیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: