در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اتوبوس پس از 9 ـ 8 ساعت، بالاخره در امتداد افق توقف میکند. در اینجا نیز همچون بسیاری جاها کسی در انتظار گردشگران نیست. تنها همان تابلوی زهوار دررفته خوشامدگویی به مسافران در پلیس راه، تمام آن چیزی است که سالیان زیادی است گردشگر و غیر گردشگر به دیدن آن عادت کردهاند، اما نگران نباشید کلی چیزهای زیبا و بکر در انتظار شماست تا لحظات به یاد ماندنیای را در خاطر و یاد شما ثبت و ضبط کند.
باید رفت
چنانچه پیشتر شهر گرگان را دیدهاید و نسیم «ناهارخوران» آن را تنفس کردهاید میتوانید با خیالی آسوده به جاهایی سرک بکشید که کمی تا حدودی از دیدهها پنهان مانده است. البته باید اندکی صبور بود چون تا دیگر مقصد ما حدود یک ساعت راه باقی است. این مکان در 70 کیلومتری شهر گرگان واقع شده است با وجود این هرگز
در این مسیر احساس خستگی نخواهید کرد؛ جادهای دارد سرشار از لطافت مناظر و صنع کردگار.
همچنان که ماشین پیش میرود انگار ذهن ما بر زیباییهای راه توقف کرده است. بالاخره دیری نمیپاید که بر تربت «پا قلعه» فرود میآییم. روستایی که در شیبی ملایم جا خوش کرده است. اگر از یک زاویه دیگر به آن نگریسته شود این روستا بر دامنه کوهی مرتفع زیبایی دوچندانی خواهد یافت. سقف خانههای اینجا نیز مانند بسیاری از دیگر مناطق شمال از شیروانی ساخته شده است. هنوز هم میتوان بوی باران را بر دیوار گلی خانههای قدیمی روستا استشمام کرد؛ این بو یعنی کلی خاطره، یعنی بازگشت به دنیاها و رویاهای فراموش شده و... حالا اضافه کنید به آن صدای گوسفندان را که همراه چوپانهای کوچک و مهربان روان میشوند به دل صحرا و جنگل. پس اگر در این سفر فرصتی فراهم شد، خوردن شیر و ماست طبیعی را از دست ندهید. البته اینجا آلو ترش و ازگیل بسیار خوشمزهای هم دارد که نمیشود از آن بسادگی گذشت!
راستی برای لباس مناسب این سفر فراموش نکنید که این روستا دارای موقعیت کوهستانی است، بنابراین زمستانهایش بسیار سرد و تابستانش کلی معتدل و باصفاست.
دوباره جنگل
با وجود آن که در این روستا به دلیل کشاورزی، بخشی از جنگلها به زمین زراعی تبدیل شدهاست، اما هنوز جنگلهای انبوه در ارتفاعات غربی و جنوبی روستا خودنمایی میکند؛ البته حالا دیگر همه میدانند که قطع این درختان ممنوع است و جنگلهای موجود از سوی نهادهای ذیربط منطقه حفاظتشده اعلام شدهاند.
برای گردشگران همیشه جاهای بکر نسبت به جاهای پرتردد، دارای جذابیت بیشتری است؛ درست چنین وسوسهای ما را به ارتفاعات و به میان جنگل میکشاند؛ جایی که قلم از نوشتن بازمیایستد و تو باز میمانی از یافتن واژهای مناسب برای نوشتن و برای توصیف این همه زیبایی. انگار میخواهی همیشه بمانی؛ درست در همین نقطه، مانند خود جنگل.
با اینکه همسفران ما میل به روشنکردن آتش و مهیاکردن چای و غذا داشتند، اما به دلایل بسیار از این کار صرفنظر کردند و خوردن غذای سرد را ترجیح دادند که مبادا خیال جنگل به خاطر یک لحظه فراموشی، مکدر شود. دیدن این همه زیبایی هرگز گردشگران این منطقه را خسته نخواهد کرد و صد البته هیچگاه نیز این زیبایی تکراری نخواهد شد.
با تجهیزات بروید
روستای پا قلعه که پیش از انقلاب به آن «سازمان قاسمخان مـقصودلو» گفته میشد تاریخی کهن و دیرینه دارد؛ این را «قلعه ماران» گواهی میدهد. آنگونه که گفته میشود این قلعه یکی از پایتختهای سلسله اشکانیان بوده است.
لابد شما هم میخواهید به قلعه بروید، اما راه چندان هموار نیست چرا که این بنا بر روی یک کوه بلند قرار گرفته است که در بیشتر موارد کوهنوردان حرفهای بر بام آن صعود میکنند. شما نیز اگر میخواهید به کوه «ماران» بروید توصیه میکنیم حتما تجهیزات لازم کوهنوردی را با خود به همراه داشته باشید و با محاسبه زمان به این کار اقدام کنید. ما ترجیح میدهیم که زمان خود را در روستا و اطراف آن سپری کرده و از صعود به بلندای کوه خودداری کنیم. در اطراف این روستا جاهای دیدنی دیگری هم وجود دارد که رفتن و دیدن آنها خالی از لطف نخواهد بود. یکی از آنها چشمه پر آب و زلال «سرگل» است؛ آبی خنک و گوارا که با نوشیدن آن، تمام وجود انسان جانی دوباره میگیرد.
مسیری برای بازگشت
برای برگشت، گروه تصمیم میگیرد مسیر خود را به سمت شهر «رامیان» که در فاصله 10کیلومتری روستا قرار دارد ادامه دهیم. تنها چند کیلومتر که از روستا فاصله میگیریم با یکی از زیباترین مناظر در طول سفر و در میان جنگل مواجه میشویم، جایی که مسافران زیادی در اطراف آن جمع شدهاند؛ اینجا یک استخر طبیعی است که به آن «گل رامیان» گفته میشود. طبیعی از آن جهت که آب این استخر عمیق به وسیله چشمههای جوشان تامین میشود. قرارگرفتن این استخر در میان جنگل، منظرهای بسیار بدیع و زیبا آفریده است آن هم به گاهی که تو نیز همانند خورشید عزم رفتن از این روز را داری. راه همچنان ادامه دارد...
دنیای پشمکی!
تعجب نکنید اینجا پشمکیهای زیادی، نه برای خوردن، بلکه برای دیدن وجود دارد. یک چشمه پر آب در اطراف روستا «چشمه پشمکی» نام دارد. لابد به دلیل لطافتش به این نام خوانده میشود. غیر از این چشمه، جاده پشمکی و جنگل پشمکی هم وجود دارد که در نوع خود بسیار شگفتانگیز هستند. شتاب نکنید دنیای پشمکی هنوز ادامه دارد؛ به غار پشمکی که نمیشود نرفت و آن را ندید. این شاهکار خلقت در همین روستای پاقلعه قرار دارد البته نه در خود روستا بلکه در مسیر جامهشوران و در امتداد یک رودخانه قرار گرفته است. لابد فکر میکنید که داستان تمام شده است، اما آبشار پشمکی هنوز باقی است. به هر حال ما نفهمیدیم نامیدن این همه جا با عنوان «پشمکی» به چه دلیل است!
سامان عابری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: