در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای همین هم هست که آدمهای آثار نعمتالله باورپذیرند و انگار در همین حوالی زندگی میکنند. نعمتالله راه خاطرهبازی را خوب بلد است. او حس واقعی خود از آن خاطره را به بیننده منتقل میکند و در بین همنسلان خود یا نسلهای قبلتر از خود طرفدار پیدا میکند. او خاطرهباز خوبی است چون بیننده آثار خود را به دوران دوستداشتنی میبرد؛ دورانی که شاید سخت باشند، اما فراموش نمیشوند. سریال «وضعیت سفید» که در حال پخش از شبکه 3 سیماست، به دلیل سریال بودنش فضای بیشتری به نعمتالله داده تا او تابلویی زیبا از گذشته چند نسل را به تصویر بکشد. نسل دیروز و نسل پیش از دیروز. کودکان دهه 60 و سالهای جنگ حالا بزرگ شدهاند. آنها دورهای را تجربه کردهاند که کودکان امروز آنها را فقط یک رویا یا یک فیلم میپندارند، اما آن دوره واقعیت داشته است. در دهه 60 در سر هر کوی و برزن جعبهای کوچک به نام فوتبالدستی وجود داشت که مردم را سرگرم میکرد. البته فوتبالدستی هرگز نمیتوانست جای جعبه جادو را بگیرد که سریالهای «سربداران» را نشان میداد و پر بود از کارتونهایی که در بیشتر آنها بچهها به دنبال مادرشان میگشتند....
حالا در هیچ خانه شهری و روستایی چراغ «پیرموس» وجود ندارد. چراغی نفتی که به سختی روشن میشد و زمانی هم که روشن میشد، مانند اجاق گازهای امروزی کار میکرد و وای از روزی که سوزن مخصوص این چراغ عجیب گم میشد. دیگر هر چقدر تلمبه میزدی، روشن نمیشد که نمیشد... شاید باور همه اینها برایتان دشوار باشد، اما اگر میخواهید راحتتر همه اینها و بیشتر از اینها را قبول کنید فقط تیتراژ اول سریال وضعیت سفید را ببینید. حمید نعمتالله آدم خاطرهبازی است که کارش را خوب بلد است. او با ساخت سریال وضعیت سفید، دهه 60 را با همه خاطراتش ثبت تصویری کرد.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: